تب داغ SMS

تبليغات، موبايل، روي خط مد


حكايت تلفن همراه ميان ما ايرانيان از سال 1373 شروع شد. وقتي اولين موبايل‌ها به راه افتاد و ما ايراني‌ها با پديده ارتباطي تازه‌اي روبه رو شده بوديم كه اندازه آجر بود و بيش تر به اسباب‌بازي‌هاي «تاكي واكي» مي‌مانست و ما مانده بوديم که اين شيء عجيب و غريب چيست كه بعضي پولدارها در دست دارند و با آن در خيابان اين طرف و آن طرف مي‌روند و با ديگران حرف مي‌زنند.

تب تلفن همراه از همان آغاز همه را گرفت. يادم هست كه در يكي از نمايشنامه‌هاي مرحوم حسين پناهي (چيزي شبيه زندگي) هنرپيشه نقش اول قصه (صبا كمالي) بزرگ ترين آرزويش را داشتن تلفن همراه و موبايل ذكر مي‌كرد و وقتي كسي آمده بود خواستگاري‌اش مي‌پرسيد:
- مگه تو چي داري كه من بايد عاشقت بشم؟
- خب معلومه، موبايل!
اين واقعيت آن روزهاي جامعه ما بود كه با پديده‌اي جديد روبه رو مي‌شد و چون تمام ابزارآلات تمدن هزاره سوم و آخرين سده هزاره دوم، ما هيچ سهمي در ساخت و شكل‌گيري اين موجود نداشتيم، برايمان رسيدن به آن يك عقده رواني شد.

متقاضيان تلفن‌هاي همراه كه حالا ديگر به موبايل معروف شده بود، در سال هاي نخست و با توجه به قيمت ميليوني اين كالاي ارتباطي تازه، بيش تر كساني بودند كه پس‌انداز مناسبي داشتند و مي‌توانستند قسمتي از آن را براي هزينه‌هاي تجملي بپردازند اما چيزي نگذشت كه تلفن همراه كه حالا ديگر از موبايل در فرهنگ رسانه‌اي به تلفن همراه تغيير نام داده بود، وسيله‌اي پولساز و درآمدزا براي پولداران شده بود.

ركود اقتصادي دهه هفتاد راه را براي آن قبيل درآمدهايي كه با سرمايه تلفن همراه به دست بيايد، هموار كرد؛ اجاره تلفن همراه در همين سال ها باب شد كه در آن، صاحب تلفن همراه طي اجاره‌نامه‌اي تلفن همراه خود را اجاره مي‌داد و مستأجر متعهد مي‌شد ماهيانه مبلغي را كه در آن سال ها كم نبود پرداخت كند.
كار از اين هم فراتر رفت. در همان سال ها بعضي‌ها با تلفن همراه وام هم پرداخت مي‌كردند. يعني اگر شما تلفن همراه داشتيد، مي‌توانستيد با مثلاً گرو گذاشتن سند و مدرك كافي به فرد وام‌دهنده، نيمي از مبلغ كل تلفن همراه را وام بگيريد. در همين سال ها بود كه سر و كله تبليغات انواع و اقسام گوشي‌هاي موبايل در سرتاسر پايتخت آغاز شد. از گوشه و كنار زنگ ها و رنگ هاي گوناگوني بر در و ديوار شهر و تلويزيون ديده مي‌شد كه نام‌هاي خارجي و جديدي را وارد فرهنگ عامه مردم مي‌کرد. اريكسون، نوكيا، ال‌جي، و سامسونگ و ... گرچه مي‌شود حدس زد كه تلفن‌همراه در دو سه سال اولي كه به ايران وارد شده بود، تنها براي همين درآمدزايي يا از سر نياز خريداري مي‌شد و هنوز به صورت كالايي همگاني درنيامده بود و با آن كه رفته رفته جاي خود را ميان ايراني‌ها مثل تمام ابزار و آلات تمدن باز مي‌كرد، اما هنوز از 60 ميليون نفر ايراني كم تر از يك ميليون نفر تلفن همراه داشتند.
با اين حال، استقبال ما، از اين موجود مدرن، غيرمنتظره و غافلگيركننده بود. حالا هر كسي كه مي‌خواست به خواستگاري رود يا خانه‌اي بخرد و يا جايي كلاس بگذارد، يكي از همين گوشي‌ها را آويزان خودش مي‌كرد. استقبال از تلفن همراه در ايران و بويژه تهران به گونه‌اي بود كه شركت مخابرات كه در همان سال 1373 با نه هزار و دویست شماره، شبكه تلفن همراه را راه انداخته بود، سال بعد چهار هزار شماره بر آن افزود و شبكه تلفن همراه را به شهرستانها هم گسترش داد تا اينكه در سال 83 يعني 10 سال بعد، بيش از سه ميليون و چهارصد و چهل و نه هزار و هشتصد و هفتاد و هشت شماره تلفن همراه راه‌اندازي شد.

چند سالي طول كشيد تا چشم مردم به گل جمال موبايل فروشي‌ها باز شود و تقريباً تا سال 1375 پديده‌اي در صنف بازار به نام موبايل فروشي‌ رسميت نداشت، تعداد محدود تلفن‌هاي همراه در دست مردم امكان پاگرفتن اين شغل را به وجود نياورده بود و علاوه بر آن، شركت مخابرات به متقاضيان هم خط تلفن و هم گوشي آن را مي‌داد: گوشي‌هاي نوكيا و صاايران.
از سال 1375 بود كه كم‌كم با فزوني گرفتن شماره‌هاي واگذار شده و ورود گوشي‌هاي شركت هاي مختلف سال هاي رونق موبايل فروشي‌ها آغاز شد. در اين سال ها تب موبايل چنان بالا گرفته بود كه داشتن تلفن همراه به نمادي از تشخص و دارا بودن آدم‌ها تبديل شده بود. بويژه آن كه بيش تر استفاده‌كنندگان آن ميانسالاني بودند كه يا از مديران محسوب مي‌شدند يا از متملكان و بازاري‌هاي پولدار.
تلفن همراه را در آن سال ها كم تر كسي در اتوبوس و تاكسي و دست جوان ترها مي‌ديد و اگر هم بود، جوانان ثروتمند شمال شهري بودند كه با داشتن موبايل مي‌توانستند طبقه اجتماعي خود را به رخ ديگران بكشند. حتي معروف شده بود هر كس 3 ميم داشته باشد برنده خوشبختي است: موبايل، مسكن و ماشين. ضرب‌المثل آن روزها شده بود: موبايل و ماشين نشانه خوشبختي نيست اما هر كس آنها را داشته باشد خوشبخت است!
با اين همه رشد، روز به روز تعداد تلفن‌هاي همراهي كه شركت مخابرات واگذار مي‌كرد و همچنين فروش اقساطي تلفن همراه توانست آن را همگاني كند. رفته رفته ميان مديران مياني سازمان ها و مغازه‌داران و بوروژواهاي طبقه متوسط مي‌شد تك و توك موبايل ديد و از چند و چون آنها پرسيد. گرچه اجاره تلفن همراه از سكه افتاد، اما جاي آن را خريد و فروش قبض دريافت تلفن همراه از شركت مخابرات گرفت؛ خريد تلفن همراه به قيمت دولتي و فروش آن به نرخ بازار آزاد مي‌توانست مورد تضمين شده خوبي براي سرمايه‌گذاران داشته باشد.
در اين ميان من دوستي داشتم كه دلار فروش بود و دانشجو كه براي تأمين مخارج درسي‌اش تن به دلار فروشي و سكه مي‌داد. خوب يادم هست كه از سر اقبال مساعدش با كسي در مخابرات آشنا شد كه مي‌توانست بدون نوبت و به راحتي برايش خط تلفن همراه به همراه و قبض آن را در كم تر از چند هفته فراهم كند و به اين ترتيب او ديگر نيازي به منتظر ماندن براي يك سال را نداشت و با خريد اين قبوض دولتي و فروش آن ها به نرخ بازار در كمتر از يكسال به چنان پول و پله‌اي رسيد كه ما را پاك فراموش كرد و «حاجي حاجي .. مكه!؟».
صف هاي دور و دراز خريد تلفن همراه اما همچنان ادامه داشت. صف هايي كه صف‌هاي خريد ارزاق عمومي دهه شصت را تداعي مي‌كرد و نشان مي‌داد كه ايرانيان در بازار بيمار اقتصاد دولتي چگونه راهي براي سوداگري پيدا مي‌كنند. در واقع تلفن همراه رانت و امتياز تجاري بود كه دولت به همگان مي‌داد.

همگاني شدن تلفن همراه و تلفن به دست شدن جوانان، فرهنگ تجملي موبايل را از خط تلفن همراه به گوشي آن منتقل كرد و از اين پس، اين گوشي‌هاي عجيب و غريب بودند كه نماد تشخص آدم‌ها مي‌شدند، نه تلفن همراه. گوشي‌هاي رنگ به رنگ با انواع و اقسام زنگ‌هاي عجيب و غريب بازار موبايل فروشي‌ها را گرم مي‌كرد؛ گوشي‌هايي كه امكان آهنگ‌گذاري را فراهم مي‌كرد، مشتريان بيش تري داشت و بسياري از جوانان براي زنگ گوشي تلفن همراهشان آهنگهايي را انتخاب مي‌كردند كه بعضاً حكومت آن ها را غير مجاز به شمار مي‌آورد.
حالا ديگر نماد شخصيت آدم‌ها زنگ و رنگ گوشي‌شان شده بود و با اين حساب مي‌شد از نوع زنگ انتخابي، پي به شخصيت و ميزان فرهنگ دارنده تلفن همراه پي برد و درباره‌اش گمانه‌زني كرد. گوشي تلفن همراه طرفداران حكومت آهنگ هايي داشت كه مناسب حالشان بود. سرودهاي انقلابي موزيك ژان ميشل ژار در فيلم محمد رسول الله و ...
با اين حال با ورود گوشي‌هاي دوربين‌دار كه عكس از اين و آن مي‌گرفتند و گوشي‌هايي كه دوربين فيلم برداري داشتند، كار گوشي‌هاي قبلي از سكه افتاد و حالا گوشي‌هاي جديد با حافظه‌هاي گوناگون و كارايي بالا جاي خود را ميان جوانان باز مي‌كردند.
در اين‌باره مي‌توان به حرف هاي يكي از فروشندگان لوازم صوتي و تصويري خيابان جمهوري استناد كرد كه مي‌گويد: پرطرفدارترين و پرفروش‌ترين گوشي موبايل نوكيايي 6600 است كه 265 هزار تومان قيمت دارد و هواخواهانش زنان و دختراني هستند كه عاشق گوشي‌هاي عكس دارند و علاقه آن ها بيش تر به گوشي‌هايي است كه رنگ‌هاي سرخ و تندي دارند. بخصوص رنگ قرمز و صورتي كه بيش تر ساخت كارخانه سامسونگ است.
اما امروز روز ديگر حتي داشتن گوشي‌هاي آن چناني هم دليل تشخص آدم‌ها نيست و تلفن همراه ديگر آن جايگاه قبلي را ميان ما ايراني‌ها ندارد و رفته رفته كاركرد واقعي خود را ميان ما پيدا مي‌كند. چنان كه امروزه مي‌توان تلفن همراه را ميان بسياري از ايرانيان به عنون جزء لاينفك زندگي ديد و حالا وقتي مي‌خواهي به كسي تلفن بدهي طرف اول مي‌نويسد 0912 و از نداشتن موبايل تعجب مي‌كند. تلفن همراه را حالا مي‌توان در دست همه ديد. از كارگر ساختماني تا بازاري و ميوه فروش و ... حالا خيلي‌ها هستند كه به همين دليل سعي مي‌كنند تلفن همراه نداشته باشند. ديگر در بانك‌ها و اماكن عمومي و محل‌هاي كار، هر كس كه تلفن همراهش زنگ بخورد نه تنها موجب حيرت و تعجب ديگران نمي‌شود، بلكه شايد ديگران را كلافه و عصباني هم بكند كه چرا طرف اين قدر بي‌ملاحظه است و موبايلش را خاموش نمي‌كند. از طرف ديگر بسياري از خانواده‌ها و پدران و مادران ترجيح مي‌دهند با پرداخت هزينه تلفن همراه، كنترل بيش تري بر فرزندانشان داشته باشند.
تلفن همراه در عين حال وسيله ارتباط آزادي شده است كه دختران و پسران مي‌توانند دور از چشم خانواده‌ها و ديگران از آن استفاده كنند. اگرچه خاموش بودن گوشي،‌ برقرار نشدن ارتباط و هرگونه اختلال ديگري مي‌تواند به سوء تفاهم‌ها و قهرها و آشتي‌ها و جدايي‌ها منجر شود.

در عين حال چند سالي مي‌شود كه كمپاني‌هاي بزرگي كه گوشي‌هاي خود را روانه بازار ايران مي‌كنند به فرهنگ و غناي فرهنگي ايرانيان تن داده‌اند و با فارسي كردن Menuها و كلمات و لغات، به سليقه مشتريان ايراني خود احترام گذاشته‌اند و حتي با ضبط و ثبت آهنگ‌ها و كاركردهاي ايراني سعي در جلب و جذب هرچه بيش تر مخاطبان ايراني خود دارند.
امكان اس ام اس يا پيام مكتوب كه شركت مخابرات بيش از چند سال است در اختيار مشتريانش قرار داده نيز ادبيات جديدي به فرهنگ كاربر تلفن همراه ميان ايرانيان افزوده است و نمونه بارز آن انتخابات اخير رياست جمهوري است كه بيش از سه ميليون پيغام كوتاه در ميان گوشي‌هاي موبايل و ميان جوانان رد و بدل شد و سهم جوك‌ها و طنزهايي كه عليه كانديداهاي رياست جمهوري و توسط رقباي آن ها ساخته مي‌شد، بيش از پيش بود.

علاوه بر اين به دليل اين كه هر پيام مكتوب تنها 30 درصد هزينه مكالمه را در بر دارد براي بسياري استفاده‌ از آن به صرفه‌تر است كه بيش تر بايد به جنبه رسانه‌اي آن توجه كرد. چرا كه ايراني‌ها از اين سيستم بيش تر براي فرستادن لطيفه براي همديگر يا دادن پيام‌هايي استفاده مي‌كنند كه به نوعي غيبت از اين و آن است و جالب است كه بيش تر اين پيام‌ها به گونه موجز و اختصاصي براي اس ام اس طراحي مي‌شود. از ديگر نمونه‌هاي پرطرفدار پيام‌هاي مكتوب تبريك ها و تسليت‌هاي اعياد و روزهاي عزاست.
ايراني‌ها در مواجه با تلفن همراه بار ديگر ثابت كردند كه استاد بومي كردن و پذيرفتن گونه‌هاي جديد پيشرفت و تمدن هستند و ورود اين نوآوري‌ها نه تنها با روحيه آن ها منافات ندارد، بلكه بدليل داشتن فرهنگ والا و بالا مي‌توانند براحتي هر ابزاري را باب ميل خود كنند و در مسيري كه دوست دارند از آن استفاده نمایند.

احمد جلالي فراهاني

لطفا مارا در گوگل محبوب کنید