طــرح منـــع تبلیــغات خــارجی

و پی آمدهای آن در جامعه

مهرداد بوستانچی

خبرهای رسيده حاکی است « طرح منع تبليغات خارجی در اماکن عمومی » در کميسيون فرهنگی – اجتماعی مجلس تصويب شده و در نوبت طرح و رسيدگی نهايي در صحن علنی مجلس شورای اسلامی می باشد .

اين طرح به طور کلی شامل کليه کالاها و خدمات خارجی تحت ليسانس و حتی توليد مشترک در کليه اماکن عمومی کشورمی گردد.

نشريه دانش تبليغات در نظر دارد به منظور تنوير افکار عمومی از کليه صاحب نظران ، استادان ، تبليغات چی ها ، مديران دولتی و خصوصی در بخش های مرتبط با تبليغات از جمله شهرداری ، صدا و سيما ، سازمان زيبا سازی شرکت های خارجی و شرکت هايي که توليد مشترک يا تحت ليسانس دارند و ساير اصناف وابسته به تبليغات و انجمن های صنفی و اتحاديه های مربوطه در سراسر ايران جهت ارائه نقطه نظرات خود دعوت به عمل آورد تا در چند سطر نظر خود را در اين مورد نوشته و به دفتر نشريه فاکس يا ارسال کنند تا در شماره آينده بتوانيم به يک جمع بندی کلی برسيم و در اجرای رسالت فرهنگی و اجتماعی نشريه در قالب يک پيشنهاد به مجلس شورای اسلامی به عنوان طرح نظرات بخشی ازجامعه بفرستيم .

در زير برخی از واقعيات و انتقادات اين طرح را به طور خلاصه بر می شماريم :

1- در صورت تصويب اين طرح در مجلس هزاران شرکت تبليغاتی و چاپخانه افست و سيلک و فلکسی فيس و هزاران افراد متخصص از استاد دانشگاه گرفته تا هنرمندان يا بيکار شده و يا بخش بزرگی از سفارشات خود را از دست می دهند. به بيکاری در جامعه دامن زده می شود . اثرات نامطلوب از دست دادن سفارشات و کم شدن در آمدها بودجه سازمان های بزرگی چون صدا و سيما ، سازمان های زيباسازی شهرهای مختلف ، شرکت های واحد اتوبوسرانی در سراسر کشور و فرودگاه های کشور و نيز فدراسيون های ورزشی را کاهش می دهد. چه بسا مجلس مجبور به جبران خسارت شده و از اين طريق زيان بزرگی برای سال ها به جامعه تحميل شود.

2- در صورت تصويب اين طرح در مجلس ، توليد کنندگان داخلی به دليل عدم احساس رقابت با محصولات خارجی احتمالاً نيازی به تبليغات نمی بينند و يا از ميزان آن کم می کنند و اين خود باعث لطمه ديدن بخش ديگری از صنعت تبليغات و حرفه های وابسته به آن می گردد. حقوق مصرف کننده لطمه ديده و در اثر عدم رقابت نيازی به کيفيت بهتر و تلاش برای برجسته سازی و تبليغات آن يا ديده نمی شود و يا کمتر انجام می گيرد.

3- آزادی بيان تجاری در جامعه محدود به شرکت های داخلی شده و از اين باب راه انتقاد برای سازمان ها و مجامع بين المللی و حتی داخلی باز می گردد.

راه رشد و تعالی در جامعه بالندگی و رقابت است . سعی کنيم اين راه هميشه باز باشد و نسل های مختلف و آينده با اطمينان به راه خود ادامه دهند. پذيرای ساير نقطه نظرات شما در نشريه می باشيم .

 

گـــــرافيــــک و هويـــت بومـــی مـا

 

ارزش های هنری و ماندگار طراحی گرافيک به موفقيت آن در ايجاد ارتباط با مخاطب و هم زبانی بستگی دارد. گاه ، هر چند به ندرت با آثاری روبه رو می شويم که پنجره ای را رو به چشم انداز حيات انسان می گشايند ، مخاطب را از سطح زندگی عادی و روزمره بر می کشند وبه وضع و مقام تاريخی و فراطبيعی اش متذکر می شوند . طراحی گرافيک با خلق آثاری از اين دست مرزهای رسانه ای و کاربردی را پشت سر می نهد.

طراحان گرافيک ايران در سال های اخير آثار نسبتاً قوی و پويا تری را عرضه داشته اند ، در عين حال بايستی پذيرفت آثار ديگری هم که تحت عنوان طراحی گرافيک طبقه بندی می شوند ادعای هنری ندارند. اين آثار صرفاً به مثابه ابزاری متين و بی مدعا در اختيار کسانی که پيامی برای ابلاغ يا کالايی برای فروش دارند قرار می گيرند.

در عين حال بسياری از آثار گرافيک مظاهری جدی و معتبر از عصر ما تلقی می شوند.

از همه مهمتر ، توليدات طراحی گرافيک به نخبگانی که موزه پاتوق آنهاست تعلق ندارند بلکه با عامه مردم پيوند مستحکم تری برقرار می کنند.

[ اگر می خواهی در اتاقی شلوغ صدايت به گوش برسد ، بلندتر سخن مگو، نجوا کن ]

طراحی گرافيک در دنيای امروز وسعت فراوانی يافته است و در زمينه ارتباط بصری نقش بسيار مهمی را ايفا می کند.

اوج خلاقيت اثر هنری به کمال و زيبايي رسيدن است ، اين که بتوان سليقه سازی کرد و حرکت نويي آغاز کرد نيازمند بستری مناسب است .

تأثير فرهنگ غرب به خاطر پيشرفتی است که در تمام شئون انجام داده است و به طور طبيعی نوعی الگوی عمومی شده است ، موقعی می توان آن را رد کرد که در کنارش الگوی قوی ديگری جايگزين شود نتيجه عمل شده وجود داشته باشد . اين که هر کس چشم باز می کند ابتدا با الگوی فرنگی آشنا می شود. غالب گرافيست های برجسته ايران از جمله استاد مميز که گرافيک نوين ايران وامدار هنر والای اوست و بی شک برای خيل مشتاقان گرافيک سرمشق و الگو بوده است .

خود ايشان نيز اذعان دارند که در ابتدا متاثر از طراحان گرافيک لهستان بوده است ، و به طور مشخص تر متأثر از ميلتون گلی زر و رومن يسلويش بوده است .

اصولاً منابع مرجع گرافيکی در ايران بسيار اندک است . حتی در کتابخانه دانشکده دويست جلد از منابع ايرانی و بومی يافت نمی شودو در اين موقعيت و درعمل با يک بحران عدم وجود منابع بومی تحقيقی مواجه خواهيم شد ، به يقين تأثير آن را در آثار سال های اخير و در نسل جوانی که در اين وادی فعاليت می کند به وفور می توان مشاهده کرد . درست عکس آن هم مصداق دارد و با توجه به عدم منابع هنرهای معماری ، تصويری ، موسيقی و... در عوض به ميزان بسيار گسترده ای منابع عظيم ادبی به وفور موجود است .

اين عبارت را به طور قطعی منبع اش را نمی دانم که می گويد : « فرانسوی ها نقاش به دنيا می آيند و ايرانی ها شاعر » به همين دليل ادبيات و اديبان ما از هر جهت قابل قياس با ديگران نيستند ، از جهت کميت و سخنوری و انتقال فکر و تجربه ، حتی به کرات هم ديده ايد وقتی هم که خواسته ايد با هنرمندی و يا استادی درباره هنری بحث کنيد ، ايشان آن طور که انتظار می رفته نتوانسته با جملات فصيح وشيوا همه آن چه را که می بايستی بيان کند ، بگويد ، زيرا تمرينی که نزد ادبا و اهل سخن هست در اين طرف نيست اصلاً بيان آنها بيان ديگر و نگاه ديگری است .

البته آنها حرفشان را با زبان حرفه خودشان که تصوير و نقش و يا صوت و حرکت است گفته اند ولی چون زبان فنی حرفه آنها بررسی نشده برای ديگران گنگ و نامفهوم باقی مانده است . زبانی که نياز به جستجو دارد.

شايد روی اين اصل باشد که زبان شعری سهراب سپهری از زبان نقاشی وی نزد همگان آشنا وملموس تر باشد. هر چند که سپهری در کار نقش ورنگ تبحر فراوان داشت و رنگ مايه هايش خود شعری ديگر بود. ولی سهراب را همگان با نام شاعر می شناسند وبس .

از اين رو در سينمای ايران نيز به ندرت از آثار ادبی ، فيلمی ساخته شده است که درخور توجه باشد به جز چند استثنا که آنها نيز فيلم های برجسته ای نبودند.

هيچکاک می گويد : غالباً برای نوشتن فيلم نامه از کتاب های معمولی و دم دستی استفاده می کند. ، چرا که آنها را به راحتی می تواند تبديل به قصه ای قوی و مورد دلخواه کند. به همين دليل است که آثار شاخص ادبيات ايرانی را هرگز فيلم سازی دستمايه کارش قرار نداده است چرا که بيم آن داشته تا به اصطلاح فيلمش در نيايد.

زبان موسيقی مامبهم است ممکن است نداهايش را با گوشمان بشناسيم . اما زبانشان را کاملاً درک نمی کنيم . ما اصلاً نمی دانيم که موسيقی ما ممکن است کاملاً توصيفی باشد حتی با هنری چون خوشنويسی هم که با کلمات سروکار دارد آشنا نيستيم و زبان آن را درک نمی کنيم و اين برای جامعه ما مسئله مهمی است .

جامعه و فرهنگی که در آن کمال الدين بهزاد در قرن 16 ميلادی آثار درخشانی از خود باقی گذارد ، حوزه تمدنی که بر گرفته از تفکرات معنوی شرق بوده است . که از دل آن هنر نگارگری اسلامی به دور از هياهوی تبليغی و خودنمايي ماندگار شده وبه تعالی رسيده است .

هنر گرافيک سبب می شود مردم در هر شرايطی از زندگی به نيازهايشان توجه کنند. وقتي گرافيک حضور پيدا می کند ذهن بلافاصله به کارمی افتد و فکر کردن آغاز می شود.

تا اوايل دهه چهل نام گرافيک خام وناآشنا بود و اهل فن هم بی آنکه بدانند در چه گستره ای فعاليت می کنند به اين امور می پرداختند.

اولين دانشکده هنرهای تزئينی ، رشته طراحی گرافيک را به راه انداخت . و سرپرستی آن را هوشنگ کاظمی اولين فارغ التحصيل رشته گرافيک در پاريس به عهده گرفت . گرافيک هم همچون سينما ، يک هنر وارداتی است و سابقه اين رشته را ما می توانين در قرن سيزدهم و اوايل قرن دوازدهم بيابيم .

به روايتی درحال حاضر پوستر سازی ايران به عمری بيش از نيم قرن رسيده است ، پوسترهای سينماي ايران را نمی شود در وضعيتی منفرد ومجزا بررسی کرد . گرافيک ازچند دهه پيش به بخشی از فرهنگ ما تبديل شده است . حال ممکن است تصويری که داريم چندان به مذاقمان خوش نيايد. اگر اين کارنامه گرافيک دوره چندان درخشانی نداشته است تنها هنرمند مقصر اين ميدان نيستن . هنرمند در وهله اول می بايستی آزمون و خطايي را تجربه می کرد که تجربه آسانی نبود. از طرف ديگر بايستی سليقه عام را نيز مد نظر می گرفت و هميشه اگر بخواهی مطابق سليقه عام پيش بروی محکوم به فنايي و اين سرنوشت بسيار هنرمندان اين ديار است . چرا که اگر غير اين عمل کند طرد می شود و جايی برای عرض اندام نمی يابد.

از همين رو گرافيست کوشا و پر تلاش ، بارها به اصرار ديگر در ساده پسندی غرق می شود و اثرش را به آسان گيری می فروشد ، بايد سخت تلاش کرد و به ماندگاری اثر بها داد .

شايد اين بها را خود گرافيست بايد از جان مايه اش بپردازد تا مانا گردد.

از ابتدا اعلان فيلم های ايرانی از نامش شروع شد. ( پلاکات که کلمه آلمانی اعلان است ) اولين طرح های اعلان سينمای ايران که بعدها « پوستر » جايگزين شد موشخ سروری که مهاجر ارامنه بود شايد به قاطعيت بتوان گفت که وی اولين طراح پوستر سينمای ايران بود.

البته چون اساتيد دانشکده هنرهای زيبا يا فرانسوی بودند و يا تحصيل کرده فرانسه ، از کلمه فرانسوی آفيش استفاده می کردند که بعدها تا به امروز هم برخی به جای پوستر از کلمه آفيش استفاده می کنند.

تقريباً کمتر از يک دهه از گرافيک مدرن که کامپيوتر به مدد آن آمده می گذرد.

نسل جديد و ميانه ، کامپيوتر را جايگزين مناسبی يافتند . نقاشانی که پوسترهای سينما را می ساختند از گردونه خارج شدند و با همه گير شدن چاپ های عريض و استفاده آن بر سردرها و بيلبوردها ، عملاً در آينده نزديک کار دست به بايگانی دائمی خواهد رفت . به طور يقين حاصل اين تکنولوژی مدرن و امروزی برای ما کارساز مطلق نخواهد بود. چرا که اگر پشت هر خلق « اثری » يک فکر خلاقانه و يا هوشمندانه نباشد حاصلی در بر نخواهد داشت .

ریـــاض و مــوبــایــل حــلال

سرما خوردگی به جانم نشسته بود ، سرم درد می کرد ، آخرين استامينوفن کديين را بلعيدم و بقيه را در ظرف آشغال هواپيمايي امارت جا گذاشتم . شنيده بودم که همراه داشتن کديين در کشورهای عربی جرمی عظيم محسوب می شود.

بغل دستی من که دستی در تجارت داشت تلاش می کرد به من ثابت کند که تصورم از کشورهای عربی غلط است .

نظير لحظه ای که خبرنگار ژاپنی پس از باز شدن صفحه اينترنتی روزنامه ايران در فرانسه با شوق تمام گفت من اين حروف را می شناسم آقا شما عرب هستيد ..... و من بسيار تلاش کردم تفاوت ايرانی ها را با عرب ها بازگو کنم ، با زبان الکن انگليسی هم برای من هم برای او !

دبی يک فرودگاه زيبا ولی عاری از نگاه هنری است يعنی بضاعت هنری شان همان است که انگليسی ها (!) خرج کرده اند . چند اسب که می دوند ، کار نقاشی به نام علی ، که دل نمی برد . فقط تبليغات غربی است که در آن فضا خوب نشسته است .

سفر به سرزمين عربستان با يک توقف طولانی در دبی آغاز شد .از رياض چيزهای زيادی شنيده بودم تقريباً همه را از فوتباليست ها که غنوده ، دردشت ، زيبا و بزرگ !

رياضی که من ديدم پهناور بود و وسيع و شلوغ و پر از ماشين های آخرين سيستم با رانندگانی از جنس عصبيت اما وقتی پليس می آمد مرتب .

ماشين های پهناور آمريکايي وول می خوردند و بزرگراه های رياض را طی می کردند در اين ميان سوال راننده ما که مدام از من درباره موبايلم که مجهز به سيستم دوربين عکاسی بود کلافه ام می کرد او مدام از من چيزی می پرسيد که متوجه نمی شدم ، اين عربی ( که در تمام سال ها درس خواندن ، خوانده بودم ) به هيچ دردی نمی خورد فقط نقطه اشتراک من با او حظ بردن از قرائت يک مصری از سوره « نصر » بود که وقتی نا خودآگاه زمزمه اش کردم او در پوست خود نمی گنجيد . شايد به مسلمانی من ايمان آورد !

به هزار و يک زحمت توانستم اين تعارض را بفهمم . گويي استفاده از موبايل دوربين دار تابوبود يا مثلاً يک جوری حرام . از او عکس گرفتم وچهره مغبون او را ثبت کردم . سه روز گذشته بود که راننده مهربان با همان زبانی که من نمی فهميدم گفت که می خواهد موبايلی بخرد . گوشی او به نسبت وزن خودش و ماشينش و بزرگراه های عربستان «گنده» بود . گوشی نويي بود و نمی توانستم بفهمم چرا او می خواهد موبايل بخرد.

در نهايت تعجب ظهر در سالن غذاخوری هتل پنج ستاره ماريون ديدم که چند نفری مثل روستاييان مقيم مرکز می ايستند و يکی با دوربين موبايل عکس می گيرد آنقدر که تعجب غير عرب ها را فراهم آورده بود .

دوستم به عربی پرسيد و دانست که دو سه روزی است که خريد موبايل دوربين دار آزاد شده است .

عصر « فهد » راننده مهربان ما با يک گوشی جديد دوربين دار سراغم آمد و عکسی از من گرفت و من نتوانستم ، چرا که ظرفيت موبايل من تکميل شده بود از او فقط چهره ای مغبون در خود جای داده بود !

 

ورزش

تبليغـــات و اقتصــاد جهانـــی

از روزی که جانی ويسمولر در دو المپيک تابستانی 1928 – 1924 مدال طلای سريع ترين شناگر جهان را به خود اختصاص داد نزديک به 80 سال می گذرد ، اما اندام شکيل و سرعت حرکت او در آب ، تهيه کنندگاه فيلم های سينمايي را به فکر انداخت تا با خلق مردی جنگلی به نام تارزان که حامی وحوش است . او را به دام کشند و از شهرت ورزشی او برای جذب تاماشاگر سود کافی به جيب زنند. عمر ويسمولر اگر در ورزش غير حرفه ای و آماتور المپيک ها کوتاه بود ، اما « تارزان » سال های سال مورد اقبال بينندگان جوان وپير قرار گرفت . شايد پيش از ويسمولر ، استفاده از قهرمانان بيسبال در سينما رايج شده و اندام های تنومند و قوی آنان تماشاگران فراوانی را به سوی سينما جذب کرده بود اما تداوم تارزان و ويسمولر نخستين بار بود که ورزش استفاده کلانی به جيب سينما داران سرازير کرد .

از آن پس تا به حال ورزش به انحای مختلف مورد تبليغ در عرضه مواد غذايی بهداشتی و سينما قرار دارد و هيچ گاه تأثير تبليغات ورزشی در اقتصاد جوامع خرد و کلان رو به کاهش نرفته است .

مجموعه فيلم های « راکی » اگر چه توسط يک بوکسور حرفه ای تهيه نشد و تنها از بدن نيرومند سيلوستر استالونه ايتاليايي تبار آمريکايي در نقش يک مشت زن رنج کشيده اما موفق بهره بردار شد . اما اين ورزش محبوب ، با اين داستان های برگرفته از محيط و زمان آمريکايي آن قدر مورد اقبال عمومی در آمريکا و جهان قرار گرفت که راکی 1 و 2 و 3 و .... هم به بازار آمد .

اگر سيلوستر استالونه يک ورزشکار بدن ساز بود که سينما به او رو کرد اما ژاک کلودوندون بلژيکی که قهرمان رزمی و جودو جهان بود و راه استالونه را پيش گرفت و فيلم های پر تحرک و اکشن او در جهان هوا خواهان بسياری پيدا کرد مستقيماً از برکت ورزش به جمع ثروتمندان جهان پيوست و هر سال مبالغی کلان به درآمد اين کشور کوچک اروپايي افزود.

با آن که ورزشکاران بسياری پس از بازنشستگی يا در عين شهرت از اين راه به درآمد های شخصی خود افزودند و بسکتباليست هايي چون مايکل جوردن ، ماژيک جانسون و کريم عبدالجبار با نمايش ميز ورزشی خود در سينما به در آمد فيلم هايي افزودند اما اين ها تنها تأثير کوچکی از تبليغات ورزشی درجهان و در اقتصاد جامعه محسوب می شوند.

رجوع کنيد به پرونده بازی های المپيک و مسابقات جهانی تا جابه جايي دلارها را که نقش حساسی در راه اندازی اقتصاد مردمی دارند ، دريابيد . وقتی در جام جهانی فوتبال به سال 1998 در فرانسه اعلام می شود برخورد ايران و آمريکا در مرحله مقدماتی اين مسابقه ها پربيننده ترين بازی فوتبال تا آن زمان بوده است و ارقامی افزونتر از يکی دو ميليار بيننده را در سرتاسر جهان مشتاق ديدن اين بازی محاسبه کرده اند. هنگامی که مردم پنج قاره را پاي اين جعبه جادويي که دو تيم 11 نفری را بر سر يک توپ به جان هم انداخته است ! ميخکوب می بينيم به سادگی پی می بريم که صاحبان کالاها برای پخش آگهی ها در هر ثانيه و دقيقه چقدر بايد بپردازند و طی هفته ها و ماه ها و سال ها پس از اين نوع مسابقه ها چه پولی به کشور سازنده و توليد کننده سرازير می شود.

امروزه ، اطراف زمين های فوتبال پر است از آگهی های تبليغاتی ثابت و گردان که طول 90 دقيقه بارها از مقابل چشمان بينندگان رژه می روند و با اين تکرار جای خود را به طور ثابت در ذهن و ياد و افکار شمار باز می کند و از آنجا که بينندگان در وقت استراحت و تفريح سالم با تمام شوق به يک مسابقه می نگرند اثر نفوذی اين تبليغات شديدتر و دايمی تر و همراه با خوش باوری است .

بيهوده نيست که برای پخش يک مسابقه از ليگ برتر انگليس در طول هفته وپخش دقايق کوتاهی از ديگر بازی ها شبکه تلويزيونی اسکای (sky) حاضر می شود در ازای قرار دادی سه ساله 130 ميليون پوند بپردازد و يکی از شبکه های آمريکايي به نام (N.B.C) برای پخش بازی های المپيک در محدود قاره آمريکا 000/000/350 دلار می پردازد و دو شبکه ديگر در آلمان و انگليس به همين منظور در اروپا برای 15 روز 200 ميليون يورو می دهند تا اين شبکه ها انحصار پخش بازی ها را به عنوان شبکه مادر در اختيار بگيرند و علاوه بر اجاره بعضی از قسمت های اين بازی به شبکه های منطقه ای و ملی ، با تبليغ کالاها و در لابه لای هر قسمت از اين برنامه های ورزشی ميليون ها دلار افزونتر از آنچه پرداخته اند به کشور خود برگردانند.

تبليغات ورزشی و تاثير آن در اقتصاد جوامع فقط به اين صورت مستقيم و محدود خلاصه نمی شود . امروزه علاوه بر اشخاصی که به نام ورزشکار ، مربی ، و باشگاه از اين ورزش های حرفه ای زندگی و امور جاری خود را می گذرانند .

بسياری در کنارو حاشيه ورزشی اشتغالاتی دارند. برای مثال وقتی در نمايشگاه ها و همايش های جهانی فوتبال (Expo) به اين ورزش به چشم صنعت نگاه می شود و از ساختن بناهای ورزشی ، ورزشگاه ها توليد چمن طبيعی و مصنوعی ، توليد توپ و تور و لباس ورزشی و .... ياد می شود که هزاران شغل ايجاد می کند و هر جمعه يا يکشنبه ها اطراف ورزشگاه ها را به جمعه بازار و يکشنبه بازار تبديل می کند تا گروه فراوانی از مشاغل خرده پا رونق بگيرند پی می بريم ورزش ، بقای ورزش و عشق و علاقه به اين نوع تحرک سالم از چه زوايايي به سود يک جامعه است .

 

ممنوعيـت تبليغ کالاهای خارجـی

بر اساس طرح ارائه شده از سوی مجلس شورای اسلامی تبليغ کالاهای خارجی دارای مشابه داخلی از طريق صدا و سيما ، اماکن وسائل نقليه عمومی ممنوع بوده وجرم محسوب می شود. طرح ممنوعيت تبليغ کالاهای خارجی دارای مشابه داخلی که اينک در سه کميسيون فرهنگی ، صنايع ومعادن و اقتصادی مجلس شورای اسلامی در دست بررسی است به رغم آن که در جهت حمايت از توليدات و پيشرفت صنايع داخلی تدوين و ارائه شده است از سوی وزارت خانه های فرهنگ و ارشاد اسلامی و صنايع و معادن و بازرگانی مورد مخالفت قرار گرفته است . ايرج قره داغی رييس کانون های تبليغاتی اداره کل تبليغات دولت در حالی که طرح مجلس شورای اسلامی را غير کارشناسی می داند معتقد است تصويب و اجرای اين طرح هدف طراحان آن را نه تنها برآورده نخواهد ساخت بلکه دولت و توليدات داخلی را با مشکلات جدی مواجه خواهد نمود . وی درگفت وگو با دانش تبليغات درباره اين طرح و مشکلات آن می گويد:

در ابتدا در مورد طرح ممنوعيت تبليغ کالای خارجی در صدا و سيما و مطبوعات و همچنين زمان طرح آن در مجلس توضيح دهيد .

طرح ممنوعيت تبليغ کالاهای خارجی دارای مشابه داخلی در تلويزيون ، راديو و مطبوعات عنوان طرح در شوری است که سه ماه قبل از سوی هيات رييسه مجلس اعلام وصول و سپس به سه کميسيون فرهنگی ، اقتصادی ، صنايع و معادن مجلس شورای اسلامی جهت بررسی ابعاد و نتايج تصويب اين طرح ارجاع شد وپس از بررسی در اين سه کميسيون از وزارت خانه های فرهنگ و ارشاد اسلامی ، بازرگانی و صنايع و معادن به عنوان وزارت خانه های ذيربط در اين موضوع نظر خواهی شد .

اما به رغم قابل قبول بودن هدف و نيت طراحان در حمايت از توليدات و صنايع داخلی ، طرح ممنوعيت تبليغ کالاهای خارجی دارای ساخت مشابه داخلی در صدا و سيما و مطبوعات مورد مخالفت اين سه وزارت خانه قرار گرفت .

به چه دليل ؟

با توجه به اين که بحث نحوه تبليغات کالاهای خارجی وارداتی در پيش نويس قانون تبليغات به طور کارشناسی ديده شده است طرح مجزای ممنوعيت تبليغ کالاهای خارجی دارای ساخت مشابه داخلی در راديو ، تلويزيون و مطبوعات به موازات اين قانون دارای اشکال بوده و موجب از هم گسيختگی بين مفاد پيش بينی شده در اين پيش نويس می گردد. به همين دليل پيشنهادات مجلس با درخواست ارائه پيش نويس قانون تبليغات از هيات دولت آن را بررسی کرد تا با قيد دو فوريت تصويب نمايد .

از سوی ديگر به دليل عدم جامع نگری طرح ، ما معتقديم طرح ممنوعيت تبليغ کالاهای خارجی در صدا و سيما و مطبوعات به آن صورت که هدف طراحان آن است قابليت اجرا نخواهد داشت ، چرا که اين طرح فقط شامل راديو ، تلويزيون و مطبوعات شده و ساير رسانه ها مانند پوستر ، بروشور ، تابلوهای تبليغات و .... در بر نمی گيرد.

از طرف ديگر در حال حاضر تقويت کمتر کالای خارجی در کشور وجود دارد که مشابه داخلی نداشته باشد. در اين شرايط ممنوعيت تبليغ کالاهای خارجی مشکلی را برای صنايع داخلی از جهت رقابت يا افزايش کيفيت ايجاد نمی کند ؟

يکی از انتقادات ما به اين طرح هم همين مسئله است . در واقع اعمال محدوديت برای تبليغ کالاهای خارجی عملاً محصولات داخلی را از عرصه رقابت خارج می کند ، در نتيجه در نبود فضای رقابتی در بازار ارتقای کيفيت توليدات داخلی چندان مورد توجه توليد کنندگان قرار نخواهد گرفت . از سوی ديگر از آنجا که ما در آينده ناگزير از عضويت در سازمان تجارت جهانی هستيم اين قبيل طرح ها آسيب های جدی به صنعت و توليد کشور برای اخذ شرايط ورود به اين سازمان وارد خواهد کرد. اين در حالی است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی يک سری از طرح های کارشناسی را نظير ممنوعيت به کارگيری اسامی و اصطلاحات بيگانه در تبليغات شهری و سردر مغازه ها آغاز نموده است اما تصويب و ارائه طرح هايي مثل ممنوعيت تبليغ کالاهای خارجی توسط مجلس مغاير با اقدامات دولت و به طور کلی سياست های نظام و برنامه های اقتصادی و فرهنگی دولت است .

با توجه به اين شرايط و ايراداتی که به طرح مذکور وارد است به جز طرح پيش نويس قانون تبليغات در مجلس شورای اسلامی ، چه پيشنهادی برای تعديل طرح تبليغ کالاهای خارجی دارای مشابه ساخت داخل در صدا و سيما و مطبوعات ارائه شده است ؟

تبديل عرصه تبليغ از حالت منع به رقابتی ، پيشنهاد ما ، و وزارت بازرگانی و صنايع و معادن به مجلس شورای اسلامی است به اين صورت که به جای مسدود کردن فضای کشور برای تبليغ محصولات خارجی با ايجاد يک نظام تعرفه ، تبليغات اين قبيل محصولات در کشور آزاد گذاشته شود. به عبارت ديگر با افزايش هزينه تبليغات خارجی و ايجاد اين نظام تعرفه ، هم از محصولات داخلی حمايت خواهد شد و هم فضا برای کالاهای خارجی در جهت فراهم شدن شرايط رقابتی در بازار داخل تامين شود.

البته ذکر اين نکته لازم است که نظير اين اقدام در مورد تبليغات کالاهای خارجی در سطح شهر صورت گرفته ، به طوری که با مصوبه جديد شورای شهر تهران که با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تدوين شد عوارض اجرای طرح ها و تبليغات کالاهای خارجی در سر در مغازه های و تابلوهای تبليغاتی برای ايجاد فضای رقابتی از 50 درصد به دو برابر افزايش پيدا کرده است .

در حال حاضر اين طرح درچه مرحله ای است ؟

ظاهراً طرح ممنوعيت تبليغ کالاهای خارجی دارای ساخت مشابه داخلی در صدا و سيما و مطبوعات در کميسيون فرهنگی مجلس تصويب شده، اما کميسيون فرهنگی مجلس تصويب شده ، اما کميسيون های صنايع و معادن و اقتصادي با تصويب آن مخالفت کردند اما از آنجا که طرح در شوری است کليات آن بايد در صحن علنی مجلس طرح شود و چنانچه طرح مورد موافقت مجلس قرار بگيرد مجدداً به کميسيون ها برای بررسی جزييات برخواهد گشت و سپس برای لحاظ نظر جمع نمايندگان دوباره در مجلس طرح خواهد شد.

در صورت تصويب طرح ، اين ممنوعيت را تا چه حد قابل اجرا می دانيد.

اعمال ممنوعيت برای تبليغ کالاهای خارجی امکان پذير هست ، امااين طرح را طرح کارشناسی شده ای نمی دانيم .

در حال حاضر برخی از کالاهای ساخت داخل تحت ليسانس شرکت های خارجی هستند ،در صورت تصويب طرح مذکور ، عنوان کردن اين موارد در تبليغات محصولات داخلی هم ممنوع خواهد شد ، درست است ؟

بله ، بر اساس طرح مجلس اين قبيل موارد نيز نبايد درتبليغات کالاهای داخلی تحت ليسانس شرکت های خارجی عنوان شود. اين موضوع نيز يکی از دلايل مخالفت ما با اين طرح است ، چرا که سياست دولت تشويق توليدات داخلی به اخذ دانش فنی و تکنولوژی شرکت های خارجی است به طوری که عمده توليد کنندگان ما طرف قرار داد با شرکت های خارجی بوده و محصولات خود را يا تحت ليسانس آن شرکت يا با همان نام توليد می کنند. ما معتقديم تصويب طرح تبليغ کالای خارجی به اين شکل نه تنها قابليت اجرا ندارد بلکه باعث به هم ريختن نظام اجرايي دولت در اين زمينه خواهد شد.

آيا افزايش تعرفه و يا ايجاد نظام تعرفه در مورد تبليغات کالاهای خارجی در پيش نويس قانون تبليغات ديده شده است ؟

در پيش نويس افزايش تعرفه تبليغات ديده نشده است اما کالاهای خارجی برای تبليغ نيازمند داشتن نمايندگی ثبت شده از وزارت بازرگانی و ورود از مبادی رسمی کشور هستند به طوری که کالای قاچاق و کالاهايي که فاقد نمايندگی رسمی از وزارت بازرگانی باشند حق هيچگونه تبليغات در کشور را ندارند. البته در اين پيش نويس ايجاد شورای عالی تبليغات متشکل از وزارت بازرگانی ، بهداشت و صنايع و معادن و همچنين سازمان های ذيربط در نظر گرفته شده است .

اين شورا از چه وظايف و اختياراتی برخوردار خواهد بود.

در پيش نويس قانون تبليغات به اين شورا اختيار داده شده است تا بر حسب مقتضيات زمانی و اوضاع و احوال روز کشور در مورد تبليغات تصميم گيری نمايد. در واقع از آنجا که تغيير قوانين نيازمند فرآيند پيچيده و تشريفات خاصی است اين شورا طبق اختيارات قانونی در چارچوب قانون قادر است برخی جزييات قوانين را منطبق را شرايط روز کشور تغيير دهد . در واقع به عنوان مثال می تواند تعيين نمايد که ميزان تعرفه در سال جاری چقدر افزايش و در سال آينده چه ميزان کاهش يابد.

يعنی شورا طبق مقتضيات زمانی و اوضاع روز کشور زمانی قادر خواهد بود که بر اساس تشخيص نسبت به ممنوعيت تبليغ کالای خارجی در رسانه ها و کشور تصميم گيری نمايد واين ممنوعيت را اعمال کند ؟

خير ، چرا که دراين پيش نويس و در مجموعه اختيارات شورای عالی تبليغات اعمال ممنوعيت برای تبليغات در نظر گرفته نشده است . در واقع اين شورا قادر خواهد بود شرايط و معيارهای لازم برای تبليغ کالای خارجی را ارتقاي يا محدود نمايد نه اين که ممنوع کند.

اخيراً ميزان تبليغات کالاهای خارجی در رسانه های به ويژه صدا و سيما افزايش يافته است آيا قبلاً محدوديتی برای تبليغ کالاهای خارجی اعمال می شده است يا اين که اين موضوع تحت شرايط خاص ديگری است ؟

منع قانونی برای تبليغ کالاهای خارجی در گذشته وجود نداشته و در حال حاضر هم هيچ منعی ندارد. به نظر می رسد به رغم گفته مسولان صدا و سيما مبنی بر افزايش تعرفه تبليغات کالاهای خارجی در راديو و تلويزيون محصولات داخلی از نظر تبليغات و تأثير هزينه هنگفت تبليغات در شبکه های مختلف صدا و سيما توان رقابت با کالاهای خارجی را ندارند اما چون شرکت های خارجی قادر به پرداخت اين هزين ها هستند طبيعی است که ميدان تبليغات و به تبع آن بازار مصرف را از توليد کنندگان داخلی خواهند گرفت . ممکن است هم گفته شود که کالاهای خارجی احتياج به تبليغ ندارند چون به اندازه مورد نياز خود فروش دارند که از نظر من اين موضوع دور از واقعيت است .

با توجه به توان پرداخت هزينه بالای تبليغات توسط شرکت های خارجی ، موضوعی که شما هم در صحبتتان به آن اشاره داشتيد به نظر شما بهتر نيست شرايطی فراهم شود که توليدکنندگان داخلی راحت تر و با هزينه کمتر کالای خود را در رسانه های تبليغ کنند ، آيا نمی توان امتياز و تصميماتی را برای محصولات داخلی در تبليغات قائل شد ؟

در ابتدا بايد بگويم به رغم گفته مسولان صدا و سيما من فکر می کنم تعرفه ها هنوز افزايش پيدا نکرده است . و ما در اين زمينه دچار شعارزدگی شده ايم . به عبارت ديگر در حالی از افزايش تعرفه تبليغات کالاهای خارجی در راديو و تلويزيون می گوييم که عملاً اتفاقی در جهت افزايش تعرفه ها صورت نگرفته است . از سوی ديگر وقتی تعرفه تبليغ کالای خارجی به عنوان نمونه 400 درصد باشد اين بدان معناست که کالای خارجی در مقايسه با کالای داخلی برای هر ثانيه تبليغ بايد 4 برابر بيشتر بپردازد اما اگر منظور شما اعمال محدوديت زمانی در تبليغات است بايد بگويم که اين موضوع عملی نيست و رسانه ها را از نظر اجرايي دچار مشکل می کند.

به اعتقاد شما با تصويب طرح مجلس شورای اسلامی در ممنوعيت تبليغ کالاهای خارجی دارای مشابه ساخت داخل در صدا و سيما و مطبوعات هدف طراحان در حمايت از توليدات داخلی تأمين خواهد شد ؟

به رغم نيت خير طراحان من بعيد می دانم که با تصويب اين طرح حمايت از توليدات داخلی تامين و برآورده شود. چرا که طرح کارشناسی شده ، همه جانبه ، دقيق و جامع نيست . البته ما فکر می کنيم مجلس اين طرح را با شرايطی که دارد قطعاً تصويب نخواهد کرد و تعليق خواهد شد. اما به هر حال در صورت تصويب ما خود را به رغم اين ايرادات موظف به اجرای آن می دانيم .

فکر می کنيد پيش نويش قانون تبليغات چه زمانی در مجلس طرح و بررسی خواهد شد؟

پيش نويس به طور غير رسمی و شفاهی به مجلس ارائه شده است . اما فکر می کنم اوايل سال آينده اين پيش نويس از سوی دولت به مجلس ارائه شود. در حال حاضر پيش نويس قانون تبليغات در کميسيون فرهنگی هيات دولت در حال بررسی است .

و سخن آخر

به اعتقاد ما در مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به جز ايجاد نظام تعرفه ای به منظور ساماندهی تبليغات در کشور لازم است اقداماتی در جهت فرهنگ سازی روی آوردن مردم به سمت مصرف کالاهای داخلی از طريق نظارت سازمان های ذيربط بر توليدات داخلی و همچنين تدوين استانداردهای لازم برای افزايش کيفيت محصولات داخلی صورت گيرد. بدون اين قدامات و عدم نظارت مستمر بر بهبود کيفيت کالاهای داخلی نمی توان به رقابت محصولات داخلی با کالاهای خارجی اميدوار بود حتی اگر بخش اعظم تبليغات کشور به معرفی محصولات داخلی اختصاص يابد.

 

تبـــلیغـــــات

ابـــزار ارتباطــی بــرای ارتقـــــای فــــروش

آگهی در ساده ترين تعريف يک « اطلاعيه عمومی » است . در دوران گذشته ، آگهی دادن صرفا به معنای اعلام کردن يا اطلاع دادن بود. امروز برخی از آگهی ها همچنان همين کارکرد را حفظ کرده اند . ارائه اطلاعات درباره تولد ، مرگ ، نامزدی و .... که هيچ قصد اقناع نداشته و يا بسيار جزيي بدين کار مبادرت می ورزند.

بنابراين اساساً درج آگهی عبارت است از اطلاع رسانی به توده مردم درباره محصولات ، خدمات يا ايده ها از طريق رسانه ای که مردم بدان دسترسی دارند. اين رسانه می تواند چاپی ( روزنامه ، پوستر ، پلاکارد و ..... ) ، الکترونيکی ( راديو ، تلويزيون ، ويديو ، تلفن ) و يا هر رسانه ديداری ديگری باشد . اين گونه ارتباط ( اطلاع رسانی ) ، بخصوص در يک جامعه بهره مند از مردم سالاری و اقتصاد بازار ، مورد نياز است تا انتخاب های هوشمند صورت بگيرد. انجمن بازاريابی آمريکا واقع در شيکاگو تبليغات را اين گونه تعريف کرده است : هر گونه ارائه غير شخصی افکار ونظرات ، کالا و خدمات از سوی يک اسپانسر با هويت معلوم که پول می پردازد.

جان . ای . کندی که سابقاً در آژانس تبليغاتی « لود و توماس » آگهی می نوشت ، تبليغات را « فروشندگی به صورت چاپ شده » توصيف می کند. « سيدين برنشين » (1990) تعريف کندی را با اين توضيح که « تبليغات چاشنی برای فروشنده انسانی است » تقويت می کند. «باب اشيروود » ، مدير خلاقيت شرکت ، ساچس و ساچی » ( استراليا ) خود را يک فروشنده می نامد . به گفته او ، تبليغات خوب ، زاده فروش يک ايده است . به نظر او ، کيفيت فروش اين ايده ، تفاوت کار را معين می کند.

 

تبليغات ، بارزترين ابزار بازاريابی

تبليغات عمری به قدمت عمر بشر دارد. جنبه ای از تبليغات در بسياری از فعاليت های بشری بخصوص آن دسته از فعاليت ها که بر ديگران تأثير می گذارد ، به صورت حمايت گرانه و يا بر عکس وجود دارد. « پاداسی » ، مدير کل سابق شرکت « لنياس » هند می گويد: « زمانی که مردی به جای لباس سنتی خود ، لباس جين می پوشد ، غربگرايي خود را تبليغ می کند . وقتی خانمی از رژ لب استفاده می کند ، چنين تبليغ می کند که می خواهد زيبا به نظر برسد . تبليغات بخشی از ذات بشر است که می خواهد مورد توجه قرار بگيرد. »

اززمان انقلاب صنعتی ، تبليغات به عنوان يک ابزار ارتباطی بازاريابی تکامل يافته است . تبليغات يک هنر و نيز يک علم است که خيلی ها بدان اشتغال دارند. اين حرفه به سرعت در حال تخصصی شده است . رقابت، افزايش هزينه های بازاريابی ، نقائص توليد ، خصوصی سازی ، جهانی شدن ، ظهور رسانه های الکترونيک جديد به فعاليت های تبليغاتی شتاب بخشيده اند . تبليغات بارزترين ابزار بازاريابی است که در صدد انتقال يک پيام اثر گذار از سوی بازارياب به گروهی از افراد است . بازارياب هزينه تبليغات را می پردازد. تبليغات بر خلاف فروشندگی که به صورت رو در ور با خريدار در تعامل قرار می گيرد ، غير شخصی و دارای مخاطب فردی نيست .

از اين نظر ، تبليغات ، ارتباط عادی نيست ، بلکه ارتباطات بازاريابی است و از آنجا که از سوی جمعيت زيادی از مردم دريافت می شود و رسانه های گروه نقش رابط را بازی می کنند ، آن را « ارتباطات جمعی ، می نامند.

تبليغات به دنبال جلب نظر مردم به سوی يک محصول است و تلاش می کند ديگران را از وجود يک محصول مطلع سازد . تبليغات به گونه ای درباره يک محصول ، به انتقال اطلاعات می پردازد که علاقه مشتری بالقوه را درباره آن جلب کند . سپس ميل شديدی برای تصاحب آن محصول به وجود می آيد و استدلال های قانع کننده ای به نفع آن محصول ارائه می شود. کليه اين کنش ها ، در ما تمايل به خريد را بر می انگيزد.

ارتباطات بازاريابی

در ارتباطات بازاريابی ، پيامی از سوی فرستنده به گيرنده منتقل می شود. نتيجه نهايي فرآيند ارتباطات ، ادراک پيام است . پيام از رسانه ها و يا مجاری خاص منتقل می شود. پاسخ به پيام از طريق دريافت باز خورد گيرنده ، روشن می شود. هر پيام تأثير گذار بايد 3 کارکرد را داشته باشد .

الف – توجه گيرنده را جلب کند.

ب – ادراک شود .

ج – نيازهای گيرنده را تحريک کرده و روش مناسب اقناع و تأمين آنها را ارائه کند.

در نتيجه بازاريابی مدرن مديريت کردن 4 بخش است : محصول ، قيمت ، تبليغات و مکان يا مجرای توزيغ ، به تعبيری ، تمامی فرآيند بازاريابی دارای مضمون وسيعی از ارتباطات است . مجموعه ارتباطات بازاريابی ( که مجموعه تبليغاتی نيز ناميده می شود ) ، از 5 ابزار عمده تشکيل شده است .

تبليغات : هر گونه انتقال ايده غير ضمنی محصول يا خدمات که از سوی اسپانسر مشخص، هزينه آن پرداخت می شود.

تبليغات ارتقاء فروش : برانگيختن مستقيم و کوتاه مدت جهت افزايش فروش محصولات و خدمات .

نشر آگهی : ايجاد نيار برای محصول يا خدمات و يا سازمان تجاری به عنوان يک مجموعه از طريق درج اخبار قابل ملاحظه بازرگانی در رسانه های تا تصوير مساعدی شکل بگيرد. هزينه اين فعاليت ها را اسپانسر نمی پردازد .

فروش شخصی : فروشنده برای فروش يک کالا به عنوان نماينده فروش با خريدار يا خريداران کالا شفاهی تعامل می کند.

روابط عمومی : بازارياب ها به کار برقراری روابط عمومی می پردازند تا تصوير خوبی از سازمان خويش در نظر مردم ، مشتريان ، عرضه کنندگان ، دولت ، رسانه ها ، رقبا ، سهامداران ، کارکنان ، و جامع ايجاد کنند.

مدير بازاريابی يا سازمان ، ارسال کننده پيام است . پيام به صورت يک نسخه تبليغاتی ، متن تصاوير ارتقاء فروش و يا ارائه موارد فروش از سوی مسئولين فروش ،رمزگذاری می شود. رسانه تبليغ کننده پيام می تواند مانند روزنامه ها و مجلات چاپی باشد ، يا الکترونيکی مانند تلويزيون ، راديو و فيلم . مراحل رمزگشايي در برگيرنده تفسير مشتری از پيام است . اين امر غالباً چالش انگيزترين جنبه ارتباطات بازاريابی است ، چرا که شايد مشتری همواره پيام را مطابق نظر ارسال کننده تفسير نکند.

تبليغات و روابط عمومی

هدف نهايي روابط عمومی ها ايجاد يک تصوير مثبت و خوشايند در نظر مردم است . اين مفهوم به ارتباطات يک شرکت و روابطش با بخش متعدد همگانی ، مشتريان ، عرضه کنندگان ، سهامداران ، کارکنان ، دولت ها ، رسانه ها و اجتماع در مقياس وسيع آن ، می پردازد . روابط عمومی می تواند رسمی و غير رسمی باشد . آن بر خلاف تبليغات شخصی است .

تبليغات تنها شکل ارتباطات ترغيب گر نيست . افزايش فروش و روابط عمومی نيز با تبليغات ارتباط نزديکی دارند. در حقيقت هر دو آنها قسمت های مهم تبليغات بوده و غالباً توسط همان افراد ، موسسات و ادارات مديريت می شوند. هر سه آنها برای « بازاريابی » يک محصول ، سرويس يا ايده اهميت دارند.

در حالی که تبليغات را ارتباطات « بالای خط » نامگذاری کرده اند ، فروش را شايد بتوان ارتباطات « زير خط » خطاب کرد . هدف نهايي هر سه آنها ، به فروش رسانيدن محصولات ، خدمات ، شهرت ، برنامه ها ،پروژه های ، افراد ، سياستمداران ، عقايد ، ايده ها و در واقع هر چيزی است که بتوان متصور شد.

موسسه روابط عمومی واقع در لندن ، روابط عمومی را « تلاش تعمدی ، برنامه ريزی شده و پايدار جهت ايجاد و حفظ تفاهم بين يک سازمان و پرسنل آن و ارباب رجوع تعريف می کند.

روابط عمومی در مقايسه با تبليغات کم هزينه است ، چرا که برای مثال ، هزينه آن در مطبوعات به طور مستقيم پرداخت نمی شود. هزينه های غير مستقيم شامل برقراری تماس نزديک با مردم در رسانه ها از طريق ديدارها و اطلاعيه های مطبوعاتی می شود. بعلاوه ، افراد دست اندرکار رسانه ها را بايد « سرگرم » کرد و برخی از آنها ا نتظار دريافت «هديه» از شرکت ها را دارند.

بنا به گفته ادوارد ال . برنای ، « پدر » روابط عمومی ها و نويسنده کتاب « مهندسی رضايت » ، عبارت روابط عمومی به معنای کاملاً ساده « اقدام بر اساس شناخت کامل از موقعيت و به کارگيری اصولی علمی و رويه های تجربه شده در امر جلب نظر مردم در جهت حمايت از ايده ها وبرنامه هاست . چهار عنصر در سازوکار روابط عمومی وجود دارد :

- پيامی که قرار است منتقل شود.

- يک تصديق گر شخص ثالث که پيام را ارسال کند.

- يک مخاطب هدف که اميدوار می رود برای خريد هر آنچه به فروش می رسد ، برانگيخته شود.

- رسانه ای که بوسيله آن پيام ارسال شود.

تبليغات و روابط عمومی از نظر کارکرد با يکديگر متفاوت هستند. تبليغات مکمل فروش بوده و سطح حداقلی تجارت را بهبود می بخشد.

روابط عمومی نمی تواندجانشين تبليغات شود . البته روابط عمومی به نوعی باعث ارتقای فروش می شود چرا که طريقه ادراک شرکت از سوی مشتريان را تغيير داده و به همين نحو فروش محصول را تحت تأثير قرار می دهد. تبليغات و روابط عمومی در اکثرمواقع مکمل يکديگر هستند ولی گاهی اوقات تبليغات ضروری نيست و روابط عمومی می توانداز عهده کار برآيد. چنانچه يک دستگاه در کارخانه ای راه اندازی شود ، امکان تبليغات برايش وجود ندارد. در اين رابطه روابط عمومی کارايي بيشتری دارد.

روابط عمومی درجه بالاتری از باورپذيری دارد ، چرا که برايش هزينه ای پرداخت نمی شود . تبليغات باعث خلق شخصيت ويژه تجاری می شود. فقط تبليغات می تواند بر ارزش محصول بيفزايد. روابط عمومی اينک به آهستگی به يک راهکار يکپارچه به نام ارتباطات شرکتی تبديل شده است .

مدل ارتباطات

ارتباطات بازاريابی ، بخصوص تبليغات برای گروهی از مصرف کنندگان کالا در نظر گرفته شده که مخاطب هدف نام دارد. پس از مشخص کردن مخاطب هدف ، بايد پاسخ مطلوب را تعيين کنيم . پاسخ مطلوب نهايي نيز قطعاً خريداری شدن کالا يا سرويس است . بايد فرآيند تصميم گيری هدايت کننده مخاطب هدف ، از موقعيت کنونی اش به موقعيت بالاتری دارای آمادگی خريد را بدانيم . کارآيي تبليغات به ميزان دريافت پيام تبليغاتی از سوی مخاطب هدفت بستگی دارد. تحقيقات روشن کرده که تبليغات موثر باطد شامل اين موارد باشد :

1) جلب توجه کند . 2) منافع را تضمين کند . 3) برای محصول ايجاد تمنا و علاقه نمايد و سرانجام اين که خريد انجام شود. واضح است که همه موارد تبليغاتی در اين زمينه ها موفق نخواهند بود. اين دلايل منفرد ، يکی از دلايل واگرايي بسيار مابين تعداد افراد قرار گرفته در معرض تبليغات و آنهايي که در نهايت تصميم به خريد می گيرند ، است .

در اين مرحله ، ساير عناصر اختلاط بازاريابی ، بخصوص توزيع ، حياتی می شوند.

تبليغات يک ايده ، پيام يا عقيده را انتقال می دهد .

آگهی فقط زمانی کارآيي دارد که مخاطب پيام را دريافت کرده و برای اقدام مطلوب تحريک گردد. چندين مدل ابداع شده اند که به طور خاص توالی رويدادهايي که بايد بين دريافت کننده پيام و اقدام مطلوب رخ دهد ، مشخص می کنند.

مدل : AIDA يک مدل نسبتاً ساده برپايه اصل مراحل متوالی اقدام مشتری است . AIDA حروف اختصاری عبارات ذيل است :

Attention – A  جلب توجه

Interest – I ايجاد ميل و علاقه

Desire – D  ايجاد تمنا

Action – A به عمل واداشتن

تبليغات به عنوان يک رسانه ارتباطی می تواند در اکثر موارد به طور موثر 3 کارکرد فوق را داشته باشد. در صورتی که در تبليغات اقدام مستقيم در بين باشد، بايد تمنا را ، بدون کمک گرفته از هر گونه ابزار ديگر افزاينده فروش، به عمل تبديل کرد. هنگاميکه در تبليغات اقدام غير مستقيم مطرح باشد . در زمان خريد می توان به کمک مشتری آمد و با ارتباطات دو طرفه بين خريدار جديد و کارکنان فروش به تسهيل آن پرداخت . اجازه دهيد تا اجزای توجه ، علاقه ، تمنا و اقدام را با جزييات بيشتری بررسی کنيم .

توجه : طرح کلی ، مهم ترين عامل جلب توجه به سوی يک آگهی است . تيپوگرافی و رنگ های به کار رفته در طرح می توانند ما را ياری نمايند. ابعاد آگهی نيز در جلب نظر ما موثر است . گفتنی است توسط فضای سفيد می توان به خوبی جلب نظر کرد. حرکت ، يکی از عناصر حياتی جلب توجه است ، حرکت می تواند فيزيکی يا عاطفی باشد . حضور افراد مشهور در آگهی ها ، نمايشنامه ها ، انتخاب مدل تصاوير و امثال آن همگی در جلب نظر مشتری موثر هستند.

علاقه : تبليغاتی که ديده می شود به معنای آن نيست که خوانده نيز می شود. غالباً مردم تصاوير را ديده و مطالب را نمی خوانند. در اين جا وظيفه تصاوير سنگين است . آنها به همراه عناوين بايد مطالعه آگهی را تشويق کنند. انتخاب تصاوير و ارتباط يکپارچه آن با زندگی بسيار مهم است. برخی افراد با مضامين جدی ترغيب شده و برخی ديگر با مضامين فکاهی تحت تأثير قرار می گيرند . در اينجا نويسنده مطالب بر سر دوراهی قرار می گيرد . او ناچار است حداکثر افراد را راضی نگاه دارد و بدين خاطر بايد به دنبال يک علاقه مشترک باشد.

تمنا : هدف اصلی تبليغات ايجاد ميل به خريد محصول يا سرويس تبليغ شده است . جاذبه هايي برای تحريک مردم به کار گرفته می شود. انگيزه های خريد ، خواه فيزيولوژيکی و خواه روانی ، باعث می شود تا مردم محصولات را خريداری کنند. آگهی بايد اين انگيزه ها را فعال کند. موانع و ملاحظاتی خاص در ذهن مشتری هست که بايد برطرف شود. بايد از طريق ارائه شواهد و حقايق ، آنها را متقاعد سازيم . هنگاميکه افراد برانگيخته می شوند. گرايش به خريد محصول پيدا می کنند.

اقدام : سرانجام منطقی ميل به وجود آمده ، خريد محصول است . اکثر خريد ها بر پايه دلايل عقلی و عاطفی است .

 

نقش روابط عمومی در بزرگراه های اطلاعاتی

The Function Of Public Relations in Information Highway

 

چکيـــده : Abstract

انقلاب تکنولوژيکی در حوزه فن آوری اطلاعات ، تأثير خود را در تمامی جنبه های زندگی از مرزهای سياست ، اقتصاد، و تکنولوژی گرفته تا حوزه فرهنگ و علوم و حتی سبک زندگی و روابط اجتماعی و هويت و خلقيات انسان ها کم و بيش نداشته است .

شبکه و نظام شبکه اي اطلاع رسانی تأثير شگرفی در حيات اجتماعی بشر گذاشته است ، به طوری که فن آوری او را تغيير ماهيت داده و از گونه ی سخت افزاری به حالتی نرم افزاری سوق داده است . اينترنت که ستون اصلی اين شبکه ارتباطاتی است ، موضوع مناسبی برای کنکاش و مداقه در چگونگی تغيير روابط انسانی جوامعی است که کاربران فراوانی از آن سود می برند. اينترنت در همان حال که دانشگاه و جامعه را پيوندی دوباره می بخشد و باعث تريج و نشر ذاتی در بين همگان می گردد. از ديگر سو نيز باعث انزوای مردم می شود و جوامع و افراد آنها را از دوران رسانه های مک لوهاند که دوران توده های جمعی و وسيع بود به عصر اطلاعات و دوران گروه هايي با علايق ويژه کاربران محصور در دنيای شخصی خويش در پشت کامپيوترهای خود می برد.

معانی نوينی برگرفته از دنيای اطلاعات هر روز وارد حوزه زبانی می گردد. اصطلاحاتی چون « سايپر اسپيس » « نظام شبکه ای » « فراشبکه ای » « شهروند شبکه ای » و هر روز يک اختراع و پيشرفتی در عرصه کامپيوتر و شبکه های اطلاعاتی است . پديده هايي چون جرم های مجازی ، مجرم مجازی ، شخصيت مجازی ، واقعيت مجازی ، دورنماي از فردای زندگی ما بدست می دهند. نرم افزارهايي با قدرت تکنيک رنگ در طيفی بالای 16 ميليون ، کامپيوترهايي که سرعت آنها در 15 سال آينده يک ميليون برابر خواهد شد ، تراشه هايي که ظرفيت آنها 15 ميليون برابر خواهد شد . (2) و همه موارد ديگر اهميت اين عرصه را به ما گوشزد می کند.

ابعاد و تاثيرات تکنولوژی های نوين ارتباطی به حدی است که ايده های بسياری را در مورد تقرب به رسانه های جديد به جای تفاوت گذاشتن بين آن لاين (online) و آف لاين (Offline) بودن آن گذاشته است . ترس از تأثيرات بيمارگونه بر روابط اجتماعی و هويت از سوی برخی از صاحبنظران مطرح شده است تا حدی که اينترنت توانسته است امکان هويت و روابط کاملاً جديدی را در همکاری با عوامل غيررسانه ای نسبت به شکل های قديم روابط ايجاد نمايد . از اين جهت رسانه های جديد نسبت به رسانه هايي که در گذشته مورد استفاده قرار گرفته اند و روابط اجتماعی جديدی ايجاد کرده بودند و همچنين به عنوان ايجاد کننده فضای جديد اجتماعی که روابط خاصی از خود به جا گذاشته بودند کمتر مورد توجه قرار گرفته اند .

در اين مقاله ، ضمن بيان ويژگی های اجتماعی تکنولوژی های ارتباطی به موضوع نقش های روابط عمومی و مفاهيمی همچون « مشاغل الکترونی » و کل کارکردهای اصلی روابط عمومی اشاره خواهد شد.

مقدمه :

بزرگراهای اطلاعاتی به وسايل ارتباطی ، اطلاعاتی و تکنولوژی هايي اطلاق می شوند که توسط آنها هر نوع پيام از جمله اخبار ، برنامه های راديويي ، تلويزيونی ، ويدئو ، فيلم ، بازی های الکترونی ، صفحات موسيقی و غيره در آن واحد و در يک خط مستقيم در حرکت باشند.

شيوه های ارتباطی و اطلاعاتی کشورهای صنعتی در نيمه اول قرن بيستم عموماً اختصاص و متعلق به يک نوع وسيله ارتباطی بودند و کمتر با هم ارتباط داشتند. در چند دهه اخير روش های پخش و دريافت اطلاعات تغيير کرده است و ترکيب جديدی به وجود آمده است به طوری که خطوط عمومی و مجزای اطلاعات به شبکه های موازی و پيچيده ارتباطی تبديل شده اند. شرکت های تلفنی ، تلگراف و مخابرات تبديل به کمپانی های عظيم حمل و نقل اطلاعات شده اند.

تلفن ، کامپيوتر ، تلويزيون و ماهواره شبکه های اطلاعاتی را به وجود آورده اند و در دنيای اطلاعات امروز خط تلفن نه تنها برای مکالمه دور و نزديک بلکه وسيله انتقال اطلاعات ، داده ها و تصاوير شده اند. بزرگراه های اطلاعاتی امروز حاصل تحقيقات و سرمايه گذاری در سه حوزه کامپيوتر ، ماهواره و صنايع فضايي و هوايي بوده است که امروزه تأثيرات گوناگونی درحوزه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جوامع ايجاد کرده است .

پيش روی ما جهانی خواهد بود با قواعد و ويژگی های جديد ، اما از همان سنخ دنيای تکنيک که زندگی در آن ، نگاه جديدی به عالم را می طلبد ، اين نگاه به طور قطع می تواند آثار و خطرات احتمالی بسط تکنولوژی های ارتباطات و اطلاعات راتعديل کند و در نهايت جامعه را در مسير مناسب قرار دهد.

در حال ورود به جامعه جديدی هستيم . جامعه ای با محتوا و ساختار کاملاً متفاوت از آنچه تا کنون در آن می زيسته ايم . در واقع می توان گفت جهان در يک مقطع جديد قرار گرفته است . مقطعی که به تعبير « کاستلر » در وجه مشخصه آن ، فرهنگ مادی ما توسط آثار يک پارادايم جديد تکنولوژيک ، دگرگون شده است ، اين پارادايم بر پايه تکنولوژی های نوين ارتباطی بنا نهاده شده است .

لذا شناخت ابعاد و تاثيرات فن آوری های نوين ارتباطی و آثار مستقيم و غير مستقيم آن در حوزه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری است .

نقش های روابط عمومی

در سال 2002 ميلادی متخصصين روابط عمومی حدود 158 هزار شغل را در آمريکا در اختيار داشتند و به طور متوسط بين 35 تا 40 ساعت در هفته در بخش های مختلف فعاليت می کردند. و حتی به طور انفرادی حدود 11 هزار نفری کارشناس و متخصص روابط عمومی دانشمندان بزرگ مشغول فعاليت بوده اند و با همکاری مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعی به امور تبليغاتی و تجاری می پرداختند . با گسترش تکنولوژی های نوين ارتباطی ، چشم انداز شغلی بهتری برای بخش های مختلف روابط عمومی در سازمان های دولتی و خصوصی ايجاد شده است و يک نوع رقابت برای احراز مشاغل روابط عمومی شکل گرفته و ادامه خواد داشت و شهرت اين مشاغل در بسياری از کشورها باعث شده است که بسياری از افراد جذب اين رشته دانشگاهی شوند و با کسب تخصص های مورد نياز در رشدهای روابط عمومی ، روزنامه نگاری ، تبليغات و ساير حوزه های مرتبط با ارتباطات اجتماعی فعاليت نمايند. علاوه بر اين افزايش مشاغل و حوزه های روابط عمومی و تنوع شغلی آن ، ميزان درآمد متخصصان روابط عمومی نيز افزايش يافته است . به طوری که در سال 2002 ميلادی متوسط درآمد سالانه کارشناسان و متخصصان روابط عمومی در آمريکا به حدود 41هزار دلاری افزايش يافته است و اين نشانگر ارتقاء جايگاه شغلی اين رشته در ميان ساير حوزه های می باشد.

بنابراين با توجه به نقش مهم متخصصان روابط عمومی در دنيای امروزه دسترسی به اطلاعات و ابزارهای نوين اطلاعاتی جهت ايفای نقش های آنان ضروری به نظر می رسد.

بزرگراه های اطلاعاتی زمينه هاي را فراهم کرده اند که متخصصين روابط عمومی با دسترسی به آنها بهتر و سريع تر به توانند به اهداف خود دست يابند.

اينترنت ، به عنوان يکی از ابزارهای اصلی در جامعه اطلاعاتی کنونی توانسته است نقش بارزی را در انتقال اطلاعات فراهم نمايد .به طوری که امروز ، در ايالات متحده آمريکا بيش از 50 درصد بزرگسالان در خانه ، مدرسه يا محل کار خود به آن دسترسی دارند و بيشتر افراد از طريق وب سايت های مورد نظر اطلاعات خود را دريافت می کنند.

امروزه ، دسترسی به اين بزرگره های اطلاعاتی برای ايفای نقش های ضروری روابط عمومی ها ضروری به نظر می رسد. مهم ترين کارکردهای روابط عمومی بنا به زعم پروفسور گرونيگ (James Guring) که در سال 1948 ميلادی که بر اساس چهار مدل اصلی طراحی کرده است عبارتند از مدل تبليغی مطبوعات (1) ، مدل اطلاعات عمومی (2) ،مدل نامتقارن دو سويه (3) و مدل متقارن دو سويه (4) . اين نقش ها درکنار کارکرد آموزشی و اطلاع رسانی به عنوان مهم ترين وظايف روابط عمومی تعيين کننده تخصص و مهارت ، تعميل کننده ارتباطات ، تسهيل کننده فرايند حل مسأله و مشاوره مطرح شده ، که اميد است کارشناسان بتوانند با شناخت نقش های خود در تحقق اهداف سازمانی موفق باشد.

پی نوشت :

1) The press publicity

2)The public information model

3) Asmmetrical model the two – way

4) Symmeterical model the two – way

منابع :

1)Light and magic industrial Blutan , 2000 , "An image of Future."

2)Communication conventions in instructional Electronic chats . Kareul , Murphy . 2001.

3) Language and Internet , Dacuid Crstal , combtide University, 2001 .

4) The Media Reader : Huyhmackay , Cromwell press , 1999

5)New communication Technologies , M. Rogers , 1996

1- جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی – دکتر منوچهر محسنی – گرديدار 1380

2- ارتباطات جمعی و روابط بين الملل – دکتر علی اصغر کيا – انتشارات آن 1382

3- مبانی ارتباط – امتناع و متنوع – دکتر علی اصغر کيا – انتشارات ايران 1383

جـــاذبــه های گردشگــــری ایــران

مهم ترين ابزاری که امروزه در دنيا برای رونق صنعت توريسم و جهانگردی استفاده می شود. تبليغات و شيوه های نوينی است که در اين زمينه پديد آمده است . در سال های گذشته ، کشورهای پيشرفته در حوزه توريسم با کنار گذاشتن تفکر سنتی برای جذب جهانگرد ، بر اساس الگوهای جديد بودجه های هنگفتی را برای ارائه اطلاعات و تبليغات از طريق رسانه های ديداری و نوشتاری در نظر گرفته اند و بازاری رقابتی در اين ميان پديد آورده اند.

اکنون در پروازهای شرکت هواپيمايي امارات فيلمی کوتاه با عنوان « دبی 2010 » برای مسافران نمايش داده می شود که در اين فيلم جهانگردان به سوی اين منطقه رهسپار می شوند. کشورهای ديگر نيز برای جذب بازارهای هدف جهانگردی فعاليت های تبليغی خود را افزايش داده و شبکه های جهانی و ماهواره ای را تحت سيطره و حضور پر رنگ خويش قرار داده اند. اما دراين ميان ايران وضعيت متفاوتی در سال های گذشته داشته است . اين کشور با وجود دارا بودن فرهنگ باستانی تاريخ کهن و جاذبه های طبيعی فراوان که آن را از جمله کشورهای بالقوه معتبر در حوزه توريسم قرار داده ، به دليل عدم سرمايه گذاری کلان در اين حوزه نتوانسته جايگاه مناسبی در بازار رقابتی جهانگردی بيابد . يکی از مهم ترين دلايل اين وضعيت عدم توجه سياست گذاران و برنامه ريزان اين حوزه ، به اهميت تبليغات به ويژه با رويکرد جهانی در سال های اخير بوده است . عمده فعاليت های متوليان حوزه گردشگری ايران به چاپ و انتشار بروشورها و کتاب هايي بوده که به گونه سنتی به معرفی ايران و جاذبه های آن پرداخته اند. شکست اين تجربه ، وضعيت جديدی برای مديران سازمان جديد ميراث فرهنگی و گردشگری پديد آورده است ، به گونه ای که آنها تلاش می کنند با انجام سرمايه گذاری مناسب برای تبليغات و جهشی بلند ، سهل انگاری های سال های اخير را جبران کنند. پخش و نمايش فيلم ها و تيزر های تبليغاتی در شبکه های ماهواره ای و جهانی نخستين گام آنان است .

مدير کل ارتباطات و اطلاع رسانی سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری از آغاز نمايش فيلم ها و تيزرهای تبليغاتی ميراث فرهنگی و گردشگری ايران در شبکه های ماهواره ای و جهانی در آينده ای نزديک خبر می دهد.

رضا طاهری در اين باره می گويد : » مهم ترين برنامه و اولويت کاری سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری برای جذب گردشگر و ايجاد زمينه مناسب درآمد زايي از حوزه توريسم ، تبليغ و معرفی ايران و فرهنگ ايرانيان در دنيااست .

وی می افزايد : « بازار گردشگری جهانی يک بازار کاملاً رقابتی است که حرفه ای بودن و اثر گذاری بر اذهان عموومی ، در آن از اهميت ويژه ای برخوردار است . بر اساس مطالعاتی که انجام شده به اين نتيجه رسيديم که درگذشته دسته بندی و برنامه ريزی مناسبی برای تبليغات مفيد و تاثير گذار در حوزه ميراث فرهنگی و گردشگری ايران نزد جهانيان صورت نگرفته است . به همين دليل ، طی يک مطالعه جامع تلاش کرديم به گونه ای اين کار انجام دهيم . البته با توجه به عدم تعريف مشخص از گردشگر و جهانگرد حرفه ای در ايران ، بر آنيم تا با ارائه تعريفی مدون ، ويژگی اثر گذاری تبليغات ياد شده را افزايش دهيم .»

به گفته وی ، محورهای اين برنامه های تبليغاتی 4 عنصر انسان ، طبيعت ، هنر و تکنولوژی است که به معرفی ايران و هيات انسانی جامــعه ايــرانی با هدف ايجاد نگاه مثبت می پردازد .

مدير کل ارتباطات و اطلاع رسانی سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری درباره جزييات اين برنامه ها خاطر نشان می سازد : « با نمايندگی شرکت های مشاور و بازارياب شبکه های جهانی تا کنون ارتباطات زيادی برقرار کرده ايم و نتايج خوبی به دست آورده ايم . به عنوان نمونه شبکه معتبر BBC ازطريق يکی از نمايندگی هايش در دوبی رسماً اعلام آمادگی کرده که با تخفيف ويژه ای تيزرهای تبليغاتی ايران در حوزه جاذبه های طبيعی و تاريخی را به نمايش گذارد.

البته در اين ميان برای انتخاب شبکه مورد نظر بر آنيم تا با شناسايي بازارهای هدف ايران، در شبکه های تبليغات انجام دهيم که رقيبان ايران در بازار جهانی جهانگردی در آنها حضور دارند تا از اين طريق بتوانيم سهمی از اين بازار رقابتی به دست آوريم .»

وی تصريح می کند . « برای ساخت تيزرها و فيلم های کوتاه تبليغاتی فراخوان گسترده ای انجام داده ايم تا بتوانيم از بهترين و حرفه ای ترين افراد برای ساخت آنها بهره بگيريم . استاندارد ويژه ای از نظر محتوا ، رويکرد و زمان در نظر گرفته برای هر تيزر و فيلم نيز طراحی شده که بر آن مبنا عمل می شود . »

مهم ترين مشکلی که در سال های گذشته گريبانگير رشد و توسعه صنعت جهانگردی و توريسم در ايران بوده ، عدم سرمايه گذاری کافی دولت دراين حوزه بوده است ، به گونه ای که تقريباً هيچ اعتبار خاصی در گذشته برای انجام امور تبليغات در اين گستره و وضعيت با رويکرد جهانی ، درنظر گرفته نمی شد. حتی در سازمان پيشين ايرانگردی وجهانگردی ، ايده انجام چنين کاری البته به صورت محدودت ر مورد توجه قرار گرفت اما به دليل نبود اعتبار مناسب به فراموشی سپرده شد. مدير کل ارتباطات و اطلاع رسانی سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری معتقد است ، ديگر مشکل مالی خاص برای تبليغ وجود ندارد. وی می گويد : « منابع و چگونگی تامين هزينه های اين پروژه بزرگ پيش بينی شده ، زيرا برای دستيابی به جايگاه مناسب در بازار رقابتی دنيا اين کار به هر ترتيبی بايد انجام شود . شايد در آن سازمان مشکل مالی وجود داشت ، اما اکنون رييس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری تعهد داده تمام هزينه های اين کار را تأمين کند. به همين دليل به نظر می رسد مشکل اعتباری چندانی نداشته باشيم . »

از ديگر برنامه های سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری راه اندازیپورتال جامع گردشگری ايران است که مراحل پايانی خود را می گذراند. اما گويا در برنامه های سازمان جديد ميراث فرهنگی و گردشگری نقش ويژه ای برای تبليغات و خدمات از طريق اينترنت در نظر گرفته شده است .

مدير کل ارتباطات و اطلاع رسانی سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری در اين باره می گويد : « برای دستيابی به يک پايگاه فعال و با استانداردهای جهانی ، گروهی حرفه ای برای بررسی سايت ها وپورتال های گردشگری 10 کشور پيشرفته در صنعت توريسم تشکيل شدو در يک پروسه زمانی مشخص اطلاعات فنی و محتوايي آنها به دست آمد. بر اين اساس ، قرار شد پورتال مورد نظر ما فقط يک سايت اينترنتی معرفی و تبليغات نباشد ، بلکه بتواند اطلاعات و خدمات مورد نياز جهانگردان در حوزه های مختلف مانند رويداد ، رزرو هتل و بليت را ارائه دهد »

وی تصريح می کند : « به لحاظ استاندارد ها و ويژگی های فنی و خدماتی که ارائه می شود. اين پورتال مشترکات زيادی با سايت گردشگری کشورهای پيشرفته در اين حوزه دارد و تنها در بخش های محتوايي به ويژه در حوزه معرفی ايران وجاذبه هايش تفاوت هايي وجود دارد . »

 

مدخلی بر شناخت ابعاد زيبايي در شهر

تبلیغـــــات جـــــذاب

شهـــر زيبـــا مـــی خـــواهــــد

 

شهر از ترکيب مجموعه معماری ، طبيعی و فضاهايي ساخته می شود که نمود کلی آنه سيمای شهری را به وجود می آورد و اين « سيمای شهری » است که در بدو ورود هر فردی به شهر ، نگاه و نظر او را به خود جلب می نمايد و به عنوان يک شهر « زيبا » و «مطلوب » و يا « زشت » و « نامطلوب » در ذهن و خاطر او نقش می بندد. البته از آنجا که اصولاً درک و حس زيبايي ، عمدتاً جنبه معرفتی و شناختی دارد ، از اين رو « سيمای شهری » همواره به عنوان يک عامل اوليه تأثير گذار در درک زيبايي و يا به بيانی ديگر ، به عنوان يک عامل عينی (Objective ) در اين زمينه شناخته می شود و مرحله ادارکی برخورد با واقعيت های نمودی يک شهر را از نظر « شناخت شناسی » تشکيل می دهد.

در مرحله تکوينی شناخت ، که مرحله منطقی و يا استدلالی نيز ناميده می شود . با تعميق شناخت افراد از ابعاد واقعی يک شهر به عنوان بستر زندگی ساکنان آن ، مفهوم « زيبايي » و « مطلوب بودن » يک شهر به ابعاد وسيع تری دست می يازد و از جنبه های عينی به جنبه های « ذهنی » (Subjective) می رسد .

هر چند در تعريف و تبيين زيبايي از زمان « بائو مگارتن » (Alexander Baumgarten) نظريه پرداز آلمانی در قرن هيجدهم و و اضع علم « زيبايي شناسی » (Aesthetics) تا کنون ، همسويي و هماوايي محسوسی بين نظريه پردازان اين علم وجود نداشته است ، اما پژوهش در اين آرا و ديدگاه ها نشان می دهد که « زيبايي » نمی تواند صرفاً منشاء « عينی» و يا « ذهنی » داشته باشد ، بلکه در درک و تشخيص « زيبايي » همواره اين دو عامل در تعامل و تبادل با يکديگر قرار دارند و از نتيجه اين تعامل و تبادل ، احساس و ادراک «زيبايي» حاصل می شود. « هربرت ريد » (Herbert Read ) هنر شناس معاصر بريتانيايي و نظريه پرداز پوزيتيويست (Positivist) در اين زمينه ، حس زيبايي را پديده بسيار متغيری می داند که تظاهرات آن در طول تاريخ بسيار نا معين و گاه بسيار گيج کننده بوده است و از وحدت روابط صوری و ادراک حسی افراد حاصل می شود.(1)

« آن شپارد » (Anne Sheppard) ديگر هنرشناس معاصر بريتانيايي نيز ضمن اين که معتقد است درک زيبايي ، يک موضوع مرکب است که هم عوامل عاطفی در آن دخالت دارند و هم عوامل عقلی ، درک و لذت زيبايي را به تمامی اشياء و عناصر طبيعی و مصنوع انسان قابل تعميم می داند و ابزار تشخيص آن را حواس پنجگانه انسان معرفی می کند.(2)

حتی پيروان زيبايي شناسی علمی مانند « آونرزايس » و » م . اوسياتيکوف » و « آ. پژنوا» نيز بر « عينی – ذهنی » بودن منشاء زيبايي تاکيدکرده اند و درک بهتر آن را ناشی از تکوين و تداوم مشهودات عينی و محفوظات ذهنی دانسته اند . (3) .

بنابراطن درک و شناخت عوامل « زيبايي » يک شهر نيز همواره بر تعامل ملاحظات مسافرو رهگذر با آن مواجه هستند. در اين ميان ، معيارهای سنجش شهروندان مسافر و رهگذر با آن مواجه هستند . در اين ميان ، معيارهای سنجش شهروندان از«زيبايي » شهر با معيارهای مسافران و رهگذران آن متفاوت خواهد بود و چه بسا تضاد آشکاری هم در اين زمينه وجود داشته باشد . بديهی است که « زيبايي » از ديد شهروندان با توجه به تجارب عينی ، ذهنی آنان ، واقع گرايانه تر از برخورد افرادی است که به عنوان رهگذر از داخل و يا حاشيه آن عبور می کنند و يا به عنوان ميهمان و مسافر چند روزی را در آن سپری می سازند.

بالطبع ، « زيبايي شهر » ازديد مسافران و رهگذران عمدتاً می تواندجنبه های نمودی داشته باشد و بيشتر شامل عناصر و عوامل می شود که به عنوان عوامل تشکيل دهنده « سيمای شهری » شناخته می شوند و طراحی شهری با تأکيد بر فرم و بعد ، ترکيب اشکال ، فضاهای شهری ، ورودی شهر ها ، رنگ ها ، ترکيب عناصر معماری با عناصر طبيعی ، چيدمان فضايي ، مبلمان شهری و .... در اين زمينه سهم بسزايي بر عهده دارد. ضمن اين که همين سيما می تواند بسياری از ويژگی های فرهنگی اجتماعی ، تاريخی و اقتصادی ساکنان شهر را نيز آشکار سازد . در واقع ، از آنجا که همواره ماهيت تصميمات و تأثير شرايط بر نحوه اتخاذ اين تصميمات ، نوع روابط انسان ها و افکار منبعث از آن ، شکل و سيمای شهری بازتاب می يابد . به بيانی ديگر ، « شکل شهر همواره شاخص بی رحم درجه تمدن بشر بوده و خواهد بود و مجموعه تصميمات مردم ساکن آن شهر شکل شهر را تعيين می کند . » (4)

درک زيبايي شهر از ديد شهروندان خواه ناخواه با ديد مسافران و رهگذران متفاوت است و صرفاً بر عناصر و عوامل تشکيل دهنده « سيمای شهری » متکی نيست و آنها همواره زيبايي و خوبی شهری را که در آن ساکن هستند ، صرفاً در عوامل نمودی جست وجو نمی کنند.

در اين زمينه بايد توجه داشت که شهرها همواره بنا به ضرورت هايی که چه بسا هميشه با عامل اختيار نيز توأم نيستند ، متفاوت از هم شکل می گيرند و در مواردی در روند شکل گيری خود امتيازاتی را برای ساکنانشان فراهم می آورند که از ديد برنامه ريزی و طراحی شهری به عنوان شهر « خوب » ، « مطلوب » ، و يا « زيبا » ، می توانند تلقی شود. در اين زمينه با استفاده از سلسله مراتب نيازهای انسانی ، در سال 1954 فهرستی توسط «ماسلو» (Maslow) تهيه شده است که معيارهای نسبتاً مناسبی در سنجش کيفی شهر ها از نظر ميزان تأمين نيازها و خواست های انسانی شهروندان شناخته می شوند و به شرح زير قابل توجه اند.

در سطح نيازهای اساسی ، يک شهر « خوب» بايد تمامی نيازهای فيزيکی ساکنان خود را تأمين نمايد. مکانی برای زندگی و کار ، در آمد معقول ، آموزش و پرورش ، حمل و نقل و امکان برقراری ارتباط و دسترسی به خدمات و تسهيلات باشد.

يک شهر خوب بايد دارای ايمنی زيستی ، امنيت اجتماعی و حفاظت و از نظر بصری و عملکردی محيطی سامان يافته و با نظم و عاری از آلودگی ، سروصدا ، تصادفات و بزهکاری باشد.

يک شهر خود بايد يک محيط اجتماعی هدايت کننده باشد .

يک شهر خود بايد دارای يک تصور ذهنی مناسب ، يک شهرت و اعتبار خوب باشد و به شهروندان خود حس اعتماد و قدرت و شأن و منزلت دهد.

يک شهر خوب بايد از طراحی خوب برخوردار باشد و از نظر زيباشناسی نيز مطبوع و از نظر کالبدی قابل تصور باشد. (5)

ملاحظه می شود که د راين ميان ، طراحی خوب و مناسب به عنوان آخرين معيار سنجش خوبی و يا زيبايي يک شهر در ايجاد بستر مناسب زندگی برای شهروندان تلقی شده است و همين امر در سنجش و قضاوت شهروندان نيز حاکم است .

البته در عين حال بايد توجه داشت که ويژگی يک شهر « خوب » يا « زيبا » برای شهروندان همواره از طريق برنامه ريزی و يا طراحی شهری قابل تأمين نيست . چه بسا بسياری از اين ويژگی ها و عوامل به شرايط اجتماعی و اقتصادی و عوامل جنبی آنها بستگی دارد که نيازممند مديريت های شهری پرتوان و مصمم است و در اين ميان ، وجود « برنامه » و «طرح» می تواند به عنوان عوامل ابزاری در پيشبرد اهداف اجرايي به کار گرفته شود. چه ، نبود مديريت توانمند شهری و با وجود هر گونه ديدگاه و گرايشی خارج از چارچوب برنامه ها و طرح های تهيه و تصويب شده ، در هدايت و کنترل توسعه متعادل و متوازن شهر ها ف که امروزه با عنوان « توسعه پايدار » از آن ياد می شود- هر طرح و برنامه منطبقی بر اصول و معيارهای شهرسازی را از قابليت های خود تهی می سازد و شهر را نه تنها با جنبه های زيبايي و خوبی همراه نمی سازد ، بلکه مشکلات قابل توجهی را به شهر تحميل می کند که در صورت توأم شدن با نارسايي های مديريت کلان ، منجر به پديده های ناهنجار شهری از قبيل آلودگی های محيط زيست ، آلودگی هوا و آلودگی صوتی ، مشکل تأمين مسکن ، گسترش زاغه و حاشيه نشينی ، تراکم جمعيت ، فشردگی و ناکارآمدی بافت ، فقر روزافزون شهروندان ، افزايش بيکاران و جمعيت زير فقر ، کمبود فضاهای مورد نياز خدماتی و رفاهی ، ايجاد مشکل در سفرهای شهری، و بروز بحران ترافيک ، بروز بيماری های عصبی و شهری ، افزايش بزهکاری و مشکلات اخلاقی – اجتماعی و ... می شود.

بالطبع ايجاد چنين بستری درزندگی و مناسبات شهری ، در هر مقياس و اندازه ای ، نه تنها با ويژگی های يک شهر «خوب » و يا «زيبا » همسويي و هماهنگی ندارد ، بلکه با اصول و معيارهای شهرسازی نيز همخوان و منطبق نيست و بديهی است چنين شهری ، هم ازديد شهروندان و ساکنان و هم از نگاه مسافران و رهگذران هيچگونه نمود جذاب و زيبايي نخواهد داشت .

منابع

1- ريد – هربرت ، « معنی هنر » - ترجمه نجف دريا بندری – انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی 1371 ص . 3

2- شپارد – آن ، « مبانی فلسفه هنر » - ترجمه علی رامين – انتشارات علمی و فرهنگی 1375 ص 98 و 109 .

3- زايس – آونر ، « زيبايي شناسی علمی و مقوله های هنری » - ترجمه فريدون شايان – انتشارات بامداد 1363 ص 9 ، 152 و 239 .

4- بيکن – ادموند ، « طراحی شهرها » - ترجمه فرزانه طاهری – مرکز مطالعات و تحقيقات شهرسازی و معماری ايران – چاپ اولی (1367) – ص 13

5- براند فری – هيلدر، « طراحی شهری ، به سوی يک شکل پايدارتر شهری » - ترجمه دکتر حسين بحرينی – انتشارات پردازش و برنامه ريزی شهری 1367 ص 30

 

خيابان منصوريه ، ارتش دوم ، تابلـــوی سينمــــا

 

شهر کوچک تربت حيدريه در استان خراسان اواخر دهه ي 30 شهر کوچکی بودبا پنج خيابان ، که اين خيابان ها دريک ميدان يا به قول خراسانی ها يک فلکه بهم می پيوستند. اين فلکه که به فلکه ی اصلی شهر معروف بود به هر پنچ خيابان راه داشت ، يعنی از داخل اين پنج خيابان می شد درخت های دور فلکه را ديد . اين فلکه فواره يا مجسمه ی شاه نداشت . مجمسه ی شاه در فلکه ی ورودی شهر قرار داشت که فقط به يک خيابان متصل می شد. مشخصه ی فلکه ی اصلی درخت بود. درخت های زياد که دور تا دور فلکه را محصور کرده بودو يک حوض بزرگ بدون فواره در وسط آن ، اين فلکه تفريحگاه نبود که مردم در بعداظهرها يا روزهای تعطيل دور آن يا وسط آن قدم بزنند. نيمکتی هم برای نشستن نداشت ، اين فلکه بيشتر از نظر موقعيت جغرافيايي فلکه ی اصلی و مرکز شهر محسوب می شد. اواخر دهه 30 زمانی که ما دبستان درس می خوانديم ، تاثيرات رونق نمايش فيلم در تهران و شهرهای بزرگ و رشد سينما به عنوان تنها تفريح مردم به تربت حيدريه هم رسيد. بعد از تعطيلی سينمای تر تميز و دارای بالکن برای خانواده های در سال 38 با نام «فردوسی » افتتاح شد . اين سينما در انتهای خيابان با غ سلطانی قرار داشت که شلوغ ترين و اصلی ترين خيابان شهر محسوب می شد.

خيابانی که بازار اصلی شهر ، مغازه های اصلی پوشاک ، پارچه فروشی ها ، تنها داروخانه شبانه روزی ، گاراژ های مسافربری ، بقالی های بزرگ و تنها مسافرخانه ی تميز و مرتب و تنها چلوکبابی شهر که غذاخوری اين مسافرخانه محسوب می شد در اين خيابان قرار داشت . مرکزيت اين خيابان به دليل رفت و آمد مردم برای خريد مايحتاج ضروری و غير ضروری ، علت ساخت سينما در آن بود.

اين سينما در پاييز سال 38 ،در آغاز فصل سرما ، زمانی که من تازه وارد کلاس دوم دبستان شده بود با فيلم آمريکايي « فاتح » که داستان زندگی ، جنگ ها و عشق های چنگيز خان مغول بود افتتاح شد. فيلمی با شرکت « جان وين » و « سوزان هيوارد » دو بازيگر معروف و محبوب سينمای آمريکا در اواخر دهه ی 50 ميلادی ، فيلمی که در تهران توسط استوديدی تازه تاسيس سانترال ، استوديويي متعلق به سينمايي به همين نام «سينمای مرکزی » فعلی دوبله شده بود و دو بازيگر معروف تئاتر تهران « محتشم » و « ژاله » که آن زمان زن و شوهر بودند به جای سوزان هيوارد و جان وين حرف زده بودند. فيلمی که نمايشش در تهران و شهرهای بزرگ با استقبال همراه شده بود و مثلاً فيلم معروف و مطرح روز بود که خيلی زود به شهر کوچکی مثل تربت حيدريه رسيده بود.

در اواخر دهه ی 30 و سال 38 تلويزيون فقط در محدوده ی تهران و کرج می گرفت ،آنهم با فرستنده ی کوچکی که توسط بخش خصوصی (حبيب اله ثابت صاحب کارخانه ی پپسی کولا ) احداث شده بود. بقيه ی شهرهای ايران آن زمان تلويزيون نداشت . راديو هم اگر به شهرهای کوچک رسيده بود راديوی برقی بود. هنوز راديوی ترانزيستوری راديوی برق و باطری معمول نشده بود. در اين تاريخ دو روزنامه کيهان و اطلاعات در تربت حيدريه توزيع می شدند و روزنامه خراسان تک فروشی نداشت و بيشتر برای مشترکين دولتی فرستاده می شد. من در آن زمان معنی تبليغات سينمايي را نمی فهميدم ، تبليغات برای من درسنی که که داشتم در دو مورد معنا پيدا کرده بود : بليت بخت آزمايي که دايم راديوی دولتی درباره ی آن تبليغ می کرد و ما فهميده بوديم چهارشنبه روز قرعه کشی است . روزی است که پدرم شماره های بليتش را نگاه می کرد و هميشه غمگين می شد. و ديگر پپسی کولا که کارخانه اش تازه در مشهد تاسيس شده بود و به بازديد کنندگان پپسی کولای مجانی می داد آنهم در شيشه های کوچک که اولين خاطره ی ما از پپسی است . خارج از اين دو مورد گاهی تبليغات پماد ويکس ، سماور عالی نسب ، دوچرخه ی هرکولس، سه چرخه هامبر ، چراغ علاء الدين ، قرص اپطاليدون و نظاير اينها را در مجلات سپيد و سياه تهران مصور و اميد ايران که مجلات هفتگی خانواده های کارمند بود ديده بود. مجلاتی که خيلی کم آگهی سينمايي چاپ می کردند. چاپ آگهی های سينمايي در اطلاعات وکيهان معمول بود ولی خانواده های کارمند شهرستانی روزنامه نمی خواندند. چرا که اصلاً دنبال خبرهای سياسی نبودندو با توجه به تجربه ی نزديک کودتای 28مرداد از سياست گريزان شده بودند. برای خانواده های کارمند خواند مجله در آن زمان حکم تلويزيون امروز را داشت . يعنی کارمند آن روز با خواندن پاورقی ( داستان دنباله دار ) ، خبرهای علمی ، جدول در مجلات سرگرم می شدند. مجلاتی که گاهی من هم ورق می زدم و عکس های آن را تماشا می کردم . من اولين آگهی های سينمايي را در مجله سپيد و سياه ديدم ، آگهي يک فيلم ايتاليايي ، فکر می کنم هنوز مدرسه نمی رفتم . هنوز به خاطر دارم ، آگهی مربوط بود به فيلمی به نام « زيبای زيبايان » با شرکت جنيالولوبريجيدا و با عکس خود او در حال شمشير بازی با زنی که ديده نمی شد. آگهی يي با چاپ سياه و سفيد و بيشتر سياه ولی خاطره انگيز و آگهی زيبای زيبايان از آن جهت چاپش به مجله ی هفتگی رسيده بود که بازيگرش ستاره معروف آن دوره جينالولو بريجيدا بود که همراه سوفيا لورن ( که او بيشتر محبوب و معروف بود ) چهره های جنجالی سينمای روز محسوب می شدند. در پاييز سال 38 با افتتاح سينما فردوسی من برای اولين بار با تبليغ سينمايي و تأثير آن آشنا شدم و چند سال بعد از اين تاريخ با دليل يک تبليغ در پاييز سال 38 خانه ی ما در خيابان منصوريه قرار داشت که يکی از پنج خيابان اصلی دور فلکه ی مرکز شهر بود .خيابانی که ا نتهای آن به پادگان منصوريه منتهی می شد که در اواخر دهه ی 30 مرکز ارتش دوم بود و افسران و درجه داران تهرانی با همسران وفرزندانشان در کمپ کنار پادگان زندگی می کردند. خيابانی که معروف ترين دبيرستان دخترانه ی شهر ( دبيرستان پروين ) و دو دبيرستان معروف پسرانه ( رازی و قطب ) و اداره ی فرهنگ ( آموزش و پرورش فعلی ) با فروشگاه بزرگ وابسته به اين اداره در آن قرار داشت . خيابانی که محل سکونت طبقه ی متوسط و تحصيل کرده تربت حيدريه بود يعنی افسران ، درجه داران ، کارمندان عالی رتبه ، معلمان ، دبيران ، دکترها و....... خانه ی ما داخل کوچه ی بن بستی قرار داشت که فاصله اش با خطابان منصوريه بطست قدم بود. کوچه ای درکمر خيابان ، صبح يکی از روزهای پاييز سال 38 که من از خانه به قصد رفتن به مدرسه بيرون آمدم ، هنگام عبور از عرض خيابان منصوريه متوجه وصل تابلويي به درخت های دور فلکه شدم . اين تابلو و تغيير در فلکه کنجکاوی مرا برانگيخت اما تا ظهر و تعطيلی مدرسه نمی توانستم به اين کنجکاوی دست پيدا کنم . در پاييز و زمستان ، بستنی فروش های دور فلکه اصلی شهر به جای بستنی « فرنی » درست می کردند که خوردنی مورد علاقه بچه های مدرسه و دبيرستان در اين دو فصل بود. معمولاً ما بيشتر روزهای هفته ظهرها در اين دو فصل دسته جمی از مدرسه به فلکه می رفتيم و فرنی می خورديم . آن روز هم رفتيم . اما قبل از اينکه فرنی بخوريم تابلوی مستطيلی شکلی را ديدم که 9 متر طول و 4 متر عرض داشت و روی آن عکس ( يا نقاشی ) جان وين سوار بر اسب ، در ابعاد 5 متر طول و 3 متر عرض خودنمايي می کرد و در کنارش عکس ( يا نقاشی ) سوزان هيوارد ، نشسته روی کجاوه بدون ديده شدن کجاوه در ابعاد 4 متر طول و 3 متر عرض خودنمايي می کرد. وسط عکس ها اسم ( فاتح ) و دو طرف اسم فاتح اسامی جان وين و سوزان هيوار نوشته شده بود. بالای پرده هم روی تابلو درشت نوشته بودند ، سينما فردوسی اولين سينمای تميز و مجهز تربت حيدريه از روز ( روزش يادم نيست ) افتتاح خواهد شد. فيلم که بعد پرده فاتح بود و عکس ها ، مدتی تماشای اين تابلو جمع ما را که همگی بين 8 ، 9 سال سن داشتيم به خود مشغول کرد و حتی موقع خوردن فرنی هم همه از تابلو ، فيلم فاتح و عکس هايي ( نقاشی هايي ) که ديده بوديم حرف زديم . اين اولين باری بود که در تربت حيدريه تابلويي به اين بزرگی در باره ی سينما می ديديم. قبلاً تابلوی سينما سيروس که به درخت جلوی خيابان فرهنگ محل سينما نصب می شد تابلوی کوچکی بود بدون عکس هنرپيشه که در آن اسم فيلم و اسامی هنر پيشگان نوشته می شد. در مشهد هم پرده های نصب شده بر سر در سينما ها توجه مان را جلب کرده بود اما به اين نزديکی و مدت طولان عکس و تبليغات فيلمی را تماشا نکرده بوديم . تاثير اين تابلو و پرده ی نصب شده ، آن قدر زياد بود که همان روز همگی ما پدرمان را مجبور کرديم ما را به سينما فردوسی برای تماشای فيلم فاتح ببرد.

شب آن روز وقتی با پدر و مادرم عازم سينما فردوسی شدم متوجه تابلوی ديگری در همان ابعاد نصب شده به درخت های طرف ديگر فلکه مقابل خيابان باغ سلطانی شدم که همان پرده را داشت . در مسير راه تا سينمای فردوسی سه تابلوی کوچک که با فاصله از هم به درخت های کنار خيابان نصب شده بود توجه مرا جلب می کرد اما نه به اندازه ای تابلوی بزرگ ، به ويژه اين که تابلوهای کوچک فقط نوشته بود نه عکس . سر در سينمای فردوسی هم خيلی کوچک بود و پرده ی نصب شده بر آن اصلاً توجه را جلب نمی کرد. جلوی سينما ويترين عکس ها وجود داشت اما چون کوچک بود عکس زيادی داخل آن نبود که تماشايش وقت ببرد و جذاب باشد. بنابراین برای ما تبليغ سينمايي و سينما فردوسی با همان دو تابلوی 9 متر در 4 متر معنا پيدا کرد که هر روز صبح در راه مدرسه ، بودنش دور ميدان باعث دلگرمی ما بود و بعد ديدنش دور فلکه تفريح من (ما ) ..... در پايان دهه ی 30 تعطيلی سينما در ايام سوگواری در تربت حيدريه و مشهد با تهران فرق می کرد ، ماه محرم حداکثر 30 روز ، ماه رمضان حداکثر 20 روز سينما تعطيل می شد که چون مشخص نبود و تربت حيدريه روزنامه ای نداشت که زمان تعطيلی و باز شدن سينما را اعلام کند . بودن و نبودن تابلوی دور ميدان برای ما علامت بود . اگر نبود سينما تعطيل شده بود و اگر بود باز شده بود. دقيقاً به خاطر دارم اواخر دهه 30 هميشه 4 ، 5 روز بعد از عاشورا و همين طور بعد از احيای 21 ماه رمضان صبح قبل از صبحانه از خانه بيرون می دويدم سريع کوچه بن بست را طی می کردم وسط خيابان می ايستادم تا تابلو را ببينم اگر بود با خوشحالی به خانه می آمدم و صبحانه را با فکر رفتن به سينما با لذت می خوردم و اگر نبود تمامی جذابيت روز برای من از بين می رفت . و فقط انتظار برای روز بعد دلگرمی ايجاد می کرد . زمستان سال 39 دومين سينمای تربت حيدريه با نام « تاج » در انتهای خيابان باغ ملی کنار باغ ملی تربت حيدريه که تنها باغ تفريحی شهر بود و بالای ارتفاع قرار داشت و زيباترين باغ ملی در شهرهای استان خراسان بود با فيلم « بزن به چوب » با شرکت ( دنی کی ) افتتاح شد . اين سينما به جای دو تابلو يک تابلوی بزرگ در اندازه ی تابلوی سينما فردوسی درست کنار تابلوی سينما فردوسی مقابل خيابان منصوريه نصب کرد . جالب اينجا بود که اين سينما مقابل خيابان باغ ملی به درخت های دورفلکه يک تابلوی کوچک نصب کرده بود و به رغم جای کم تابلوی اصلی اش را مقابل خيابان منصوريه کنار تابلوی سينما فردوسی گذاشته بود. در آن زمان نمی انستيم چرا سر يک خيابان دعواست و هر دو سينما به راحتی پذيرفتند که مقابل خيابان باغ سلطانی و خيابان باغ ملی يکی از آنها تابلو بگذارد و ا صلاً از درخت های مقابل خيابان فرمانداری که بيشتر ادارات تربت حيدريه در آن قرار داشت و درخت های مقابل خيابان دارايي برای نصب تابلو استفاده نشود. نصب دو تابلوی بزرگ اهميت فلکه اصلی را برای ما بيشتر کرد . تماشای پرده های فيلم ها روی تابلوها تفريح ما در دو روز هفته بود. روزهايي که دو سينما فيلم ها را عوض می کردند. دو سينمای تاج و فردوسی در آغاز سال 1340 بر تعداد تابلوهای کوچک خود افزودندو جلوی خيابان فرهنگ ، خيابان فرعی منتهی به خيابان منصوريه دو تابلوی کوچک گذاشتند و تبليغاتشان را گسترش دادند. اما برای ما تابلوی دور ميدان ، تابلوی 9 متر در 4 متر معنای تبليغ و تماشا می داد چون عکس داشت ، بقيه تابلوها فقط نوشته بود. تا اول پاييز 1340 تابلوهای سينما فردوسی و تاج همچنان کنار هم قرار داشتند ، از اواسط پاييز ، زمانی که سينما تاج به سعدی تغيير نام داد ، دو تابلو تبديل به يک تابلو شد که يک هفته سينما فردوسی تابلويش را می زد و هفته ی بعد سينما سعدی . در اواخر سال 40 که مديريت سينما سعدی عوض شدو به سينما مولن روژ تغيير نام داد باز هم اين توافق برای نصف هفته ای تابلو ادامه داشت و تفريح ما همچنان تماشای اين تابلوها بود . اواخر تابستان 42( اگر اشتباه نکنم ) ارتش دوم از تربت حيدريه رفت و کمپ کنار پادگان منصوريه از خانواده ی افسران خالی شد و به تدريج خيابان منصوريه موقعيت جغرافيايي قبلی خود را از دست داد و تعداد از خانواده های کارمندان عالی رتبه ، دبيران ، و دکترهای برای زندگی به مشهد نقل مکان کردند. از وسط سال 43 دو سينمای فردوسی و مولن روژ تابلوی بزرگ خود را به عنوان يک تبليغ هفتگی از جلوی خيابان منصوريه برداشتند و نصب اين تابلوی بزرگ مقطعی و منوط به نمايش فيلمی جنجالی و معروف شد. مثلاً هنگام نمايش فيلم کلئوپاترا ، سينما فردوسی با از اين تابلو استفاده کرد و يا وقتی فيلم سنگام به تربت حيدريه رسيد به جای يک تابلو د و تابلوی بزرگ مقابل خيابان منصوريه و باغ سلطانی نصب شدند. تابلوی بزرگ سينما فردوسی مقابل خيابان با غ سلطانی و تابلوی کوچک سينما مولن روژمقابل خيابان باغ ملی خيلی زودتر   از اين تاريخ ديگر در اين دو نقطه نصب نمی شدند. از اواليل سال 44 نمايش فيلمه ای فرنگی در دو سينمای فردوسی و مولن روژ به تدريج کم شدن و در پايان همين سال در برنامه ی اين دو سينما حذف شد و و جای فيلم فرنگی را فيلم های فارسی و هندی گرفتند. در اوايل سال 47 که صاحب سينما فردوسی سينمايش به صاحب سينما مولن روژ اجاره داد و صاحب دو سينما يک نفر شدن تابلوی وسط ميدان برای هميشه غيب شد . از اين تاريخ به بعد پلاکارد نقاشی شده فيلم ها فقط کنار سر در سينما مولن روژ نصب می شد و فقط يک تابلوی کوچک جلوی سينما فردوسی بود و يک تابلوی کوچک جلوی سينما مولن روژ.

در همين تاريخ بقيه ی تابلوهای کوچک هم از خيابان ها جمع شدند. در همين سال با افتتاح سينمای بزرگ دياموند ( هويزه فعلی ) در مشهد ، سينمايي که می توانست فيلم 70 ميليمتری با صدای استريو فونيک 6 باندی نمايش دهد. باقی مانده ي طبقيه متوسطی که هنوز در تربت حيدريه زندگی می کردند ماهی يک بار و گاهی دو بار برای تماشای فيلم در اين سينمای مجهز ( دياموند ) به مشهد می رفتند . دو سينمای فردوسی و مولن روژ در تربت حيدريه که تا اين تاريخ نتوانسته بودند از نظر تغيير صندلی دستگاه های گرم کننده و سرد کنند ه تغييراتی در سالن های خود ايجاد کنند . خانواده ی طبقه متوسط ساکن تربت حيدريه را به عنوان تماشاچی از دست دادند و چون خانواده ی طبقات پايين ساکن تربت حيدريه به دليل اعتقادات مذهبی سينما نمی رفتند ، دو سينمای فردوسی و مولن روژ تماشاچی خانواده خود را از دست دادند و به سينمای جوان ها ومردهای مجرد و متأهل تبديل شدند البته جوان ها و مردهايي که خواستگاه طبقاتی شان پايين طبقه ی متوسط و بيشتر طبقه ی پايين بودند. تا آن تاريخ هنوز صندلی های سينما مولن روژ آهنی بود و سينمای فردوسی صندلی چوبی داشت و هر دو سينما در فصل سرما از بخاری و در فصل گرما از پنکه در سالن های خود استفاده می کردند ، تا اين تاريخ هنوز بليت سينمای فردوسی و مولن روژ 15 ، 10 و 5 ريال بود. وقتی که ارتش دوم از تربت حيدريه رفت ، از وقتی که دو سينمای اين شهر جنس و نوع تماشاچی شان عوض شدن ديگر تبليغ در شکل تابلولهای بزرگ ، تابلوهای کوچک ، تراکت و حتی آگهی به روزنامه خراسان معنايش را از دست داد . برای ترکيب جديد تماشاچی اين دو سينما ديگر به تبليغ نيازی نبود. از سال 47 با افتتاح سينمای بزرگ دياموند در مشهد و نمايش فيلم هاي 70 ميليمتری در اين شهر تبليغات سينمايي در مشهد دگرگون شدن . من در اواخر بهار سا 48 با انتقال پدرم به مشهد ، تربت حيدريه را برای هميشه ترک کردم.

25/10/83

 

اشتهــا برانگيز تر ازآنچــه هســت

 

آيريس ريچارسون عکاس اهل فيلادلفيا ، عمده تمرکز خود را روز عکاسی از مواد غذايي و عکاسی تبليغاتی معطوف کرده است . او يک کلاس آشپزی را نيز اداره می کند. ريچاردسون از تجربيات خود در زمينه عکاسی ، آشپزی و تلفيق آن با يکديگر بهره گرفته و نا خود را به عنوان بهترين عکاس مواد غذاي در دو زمينه مطبوعات و تبليغات تجاری بر سر زبان ها انداخته است . او که يک سايت اينتر نتی با عنوان Food Photograph . com را نيز اداره می کند معتقد است تجربه اش به عنوان يک مدرس آشپزی کمک فراوانی به خوش آب و رنگ شدن عکس هايش کرده و می گويد : عکس های من غذاها را خوش طعم تر و هوس انگيزتر از آنچه در واقعيت هست نشان می دهد. گفت و گويي با وی درباره عکاسی ازمواد غذايي و کاربردهای آن در تبليغات را می خوانيد .

چه بخشی از کار عکاسیمواد غذايي را بيشتر دوست داريد؟ وچرا ؟

ريچاردسون – عکاسی برای کتاب های آشپزی و مجلات صنايع غذايي را بيشتر دوست دارم . چون وادارم می کنند تا خلاقيت بيشتری به خرج دهم . در اين کارها از تکنيک های آشپزی و سليقه شخصی خود هم استفاده می کنم . اما متاسفانه در پروژه های تبليغاتی آزادی عمل کمتری دارم .

مهم ترين موفقيت شما در حرفه عکاسی کدام بوده است ؟

ريچاردسون – هر پروژه و هر مشتری تازه برای من يک موفقيت جديد به شمار می روزد. هر قرار داد برای من چالش و کشف تازه ای به ارمغان می آورد. هنرمند درونم دائم به دنبال تکامل بيشتر است . من بدترين منتقد کارهای خودم هستم و هميشه کارهای گذشته ام را نقد می کنم. هيچ وقت درگير موفقيت های گذشته نمی شوم ، يا حتي شکست ها را هم فراموش می کنم . موفقيت تجاری کارهايم دست خودم است .

فعاليت روزانه شما به عنوان يک عکاس حرفه ای تبليغاتی چگونه است ؟

ريچاردسون – برخلاف تصور عموم ، %75 وقت يک عکاسی تبليغاتی صرف نمايش دادن کارها ، هماهنگی ها و فعاليت های جنبی می شود . %25 بقيه هم صرف عکاسی مطابق قراردادهای منعقد شده خواهد شد. بيشتر وقت من در روز صرف رد وبد ل کردن ايميل ها و تماس های تلفنی ، هماهنگی با دستيارم ، پيدا کردن مشتری جديد ، برنامه ريزی برای کارهای در دست اجرا و صحبت با مشتريان می شود.

آيا ترفندهايي وجود دارد که با آنها يک غذا را بهتر از آنچه هست نشان دهيم ؟ راستی شما تا حالا با طراحان غذايي (Food Stylist) همکاری داشته ايد ؟

ريچاردسون – بله ترفندها و تکنيک هايي وجود دارد ، طراحان غذا هم اغلب حرفه اي های آموزش ديده آشپزی هستند. بعضی شان مدرک آشپزی هم دارند. اما در مورد خوردم ، من اول ازهمه بايد روز نور پردازیو کادر بندی عکس هايم تسلط داشته باشم . درنتيجه انجام دادن همه کارها باريم غير ممکن است . در نتيجه از اين طراحان کمک می گيرم .نکته مهمی در عکاسی تبليغاتی غذايي وجود دارد . غذا در يک عکس تبليغاتی بايد تازه به نظر برسد تا ايجاد جذابيت نمايد . پس در اين کار فرصت زيادی وجود ندار . و بايد به سرعت و قبل از پژمرده شدن غذا کار را تمام کرد . در تبليغات مواد غذايي ، تازگی حرف اول را می زند .

به جز دوربين عکاسی از چه امکانات ديگری برای کارخود بهره می بريد ؟ مثلاً با دوربين ديجيتال کار می کنيد؟

ريچاردسون – دوربين مثل چشم شماست . يک گل ساده در يک روز زيبا فوق العاده است . اما همان گل در سحرگاهان جلوه ای نفس گير می يابد . يک عکاس از ابزار بسياری برای جذابيت بخشيدن و دميدن احساس خود استفاده می کند. من از بازتاباننده های نور خورشيد و نورپردازی صنعتی برای کارهايم استفاده می کنم و يا شيشه و آينه ، که برای تأثيرهای جانبی به کار می رود . هميشه می گويند عکاس ها با نور نقاشی می کنند.

مشهورترين موسسات بازرگانی مشتری شما کدامند ؟ و معمولاً عکس هايتان به چه صورت درتبليغات مورد استفاده قرار می گيرد؟

ريچاردسون – در حال حاضر اغلب با مجلات ، کتاب های آشپزی و بعضاً شرکت های تجاری همکاری می کنم . شرکت های توليدی مواد غذايي و رستوران ها و انتشاراتی هايي که کتاب های آشپزی منتشر می کنند جزو مشتريان من به شمار می روند.

شرکت های توليدمواد غذايي و رستو ران ها از عکس ها من به صورت پوسترهای تبليغاتی يا در سايت های اينترنتی شان استفاده می کنند.

به نظر شما لزومی دارد که يک عکاس تبليغاتی به شکل تخصصی عمل کند ؟ مثل شما که به عنوان عکاس تخصصی مواد غذايي شناخته شده ايد؟

ريچاردسون – هر عکاس بايد به طور متوسط چيزی حدود 30 هزار دلار برای تبديل شدن به يک عکاس تخصصی هزينه کند. عکاس مواد غذايي به اين که شماچه دوربيننی داريد ربط ندارد . بايد تجربه داشته باشيد تا بتوانيد يک ماده غذايي را جذاب و اشتها برانگيزتر به تصوير بکشد . کسی که نتواند يک غذا را خوش طعم بپزد ، نمی تواند تصوير خوبی از آن غذا ارائه دهد.

درآمد متوسط يک عکاس تخصصی مواد غذايي چقدر است ؟ بالاترين دستمزدها درچه حدودی است ؟

ريچاردسون – هيچ آمار و اطلاعات دقيقی درباره متوسط درآمد يک عکاس تبليغاتی ( به خصوص در رشته مواد غذايي ) وجود ندارد و عکاسان آزاد تقريباً سالی 18 هزار دلار درآمد دارد . و حداکثر درآمد يک عکاس تبليغاتی به سالانه حدود پانصد هزار دلار می رسد . گاهی حتی بيشتر . به هر حال حرفه ای های کار زياد نيستند . عکاسی تبليغاتی و شاخه های تخصصی آن کار دشواری است و خيلی ها علاقه ای به وارد شدن به اين حرفه ندارند.

چه توصيه ای به علاقه مندان عکاسی ازمواد غذايي داريد؟

ريچاردسون – برای شروع کار بودجه کافی فراهم کنند. و حداقل تا پنج سال توقع درآمد بالا نداشته باشند. اکثر موسسات تجاری در پرداخت دستمزدهای عکاسان تبليغاتی تعلل می کنند . عکاسان جوان در ا بتدا بايدچند سالی رابه عنوان دستيار با چند عکاس مجرب کار و کسب تجربه کنند. صبور باشند و با شرکت های تجاری متعددی ارتباط برقرار نمايند.

شرکت های تجاری چگونه با عکاسان تبليغاتی ارتباط برقرار می کنند ؟

ريچاردسون – آنها معمولاً با آژانس های عکاسی و تبليغاتی تماس می گيرندو به دنبال يک عکاس حرفه ای می گردند . انجمن عکاسان رسانه ای آمريکا (ASMP) بهترين مرجع برای يافتن عکاس های حرفه ای است . شرکت های توليد مواد غذايي تاکيد زيادی روی تجربه بالا و سابقه موفق يک عکاس در زمينه عکاسی از مواد غذايي دارند . پس بايد رزومه قابل توجهی از فعاليت در زمينه عکاسی مواد غذايي داشته باشيد ، تا شرکت ها را به استخدام شما ترغيب کند.

هم اکنون اوضاع بازار کار چگونه است ؟ چشم اندازپنج يا ده سال آينده حرفه خود را چگونه می بينيد ؟

ريچاردسون – از سال 2002 شرکت های توليد مواد غذايي استراتژی های تبليغاتی خود را تغيير داده اند . بسياری از اين شرکت ها بودجه های تبليغات خود را تغيير داده اند. بسياری از اين شرکت ها بودجه های تبليغات خود را کاهش داده اند. درنتيجه پروژه های کمتری هم وجود دارد. بسياری هم از عکس های کنار گذاشته قديمی که امتياز آن را در اختيار دارند استفاده می کنند. توجه اين کمپانی ها به تصاوير سنتی مواد غذايي بيشتر شده ، اما من هنوز خوش بينم . نياز به مواد غذايي و نياز به تبليغ برای آن همواره وجود خواهد داشت . غذا مهم ترين نياز بشری است . با وجود سقوط شديد صنايع غذايي در سال های اخير ، به نظرم يک عکاس تخصصی و حرفه ای خوب می تواند اين دوران رکود را از سر بگذرانند.

چه نوع گرايشی در عکاسی از به علاقه مندان عکاسی مواد غذايي پيشنهاد می کنيد؟

ريچاردسون – مواد غذايي مثل مد به سرعت تمام دنيا را در بر می گيرند. حالا ديگر باطد تصاوير تبليغاتی مواد غذايي نا متعارف و عجيب و غريب باشند. اما هنوز هم گرايش طبيعی و واقع گرا را توصيه می کنم . تصوير يک غذا بايد آن را در حالت طبيعی و واقعی اش نشان دهد.

عکاسی ديجيتال و انقلاب اينترنت چه تأثيری روی عکاسی مواد غذايي گذاشته است ؟

ريچاردسون – روی عکاسی مواد غذايي تأثير زيادی نگذاشته اند. دوربين های ديجيتال خيلی به درد عکاسی از مواد غذايي نمی خورند . غذا زنده است و متحرک ، برای يک عکس ديجيتال خوب بايد حداقل چهار فريم را با يکديگر ترکيب کنيد. ولی سرعت عمل در عکاسی مواد غذايي لازم است . در اينترنت هم تصاوير لزوماً بهتر و شفاف تر نمی شود . اما نرم افزارهايي چون فتو شاپ ، ايلاستريتور وپيج لی آوت تأثير زيادی بر عکاسی تبليغاتی در همه رشته ها گذاشته اند .

 

فــراتـــر ازشبکــــه

شبکه عــربی الجزيره و المنار از شکل گيری تا به امروز

 

هشت سال پيش وقتی عيسی بن سلمان آل ثانی امير قطر در سفری خارجی به سر می برد ، پسرش حمد بن عيسی در کودتايي مسالمت آميز بر جای پدر سفرکرده اش نشست و امير قطر شد ، چندی نگذشت که مردم قطر و شيخ نشين های منطقه دريافتند که پسر 46 ساله تفاوت های زيادی با پدر دارد ، شيخ حمد در دولت قطر تغييرات بسيار داد ، مجلس مشورتی تدارک ديد و با لغو سانسور مطبوعات ، آازادی نسبی برای ديدگاه های مختلف فراهم کرد و با اهدای حق رای به زنان زمينه های تحولات اجتماعی را آماده ساخت اما با اين همه هيچ يک از طرح های امير قطر نتوانسته بود کشورش را در سطح جهانی مطرح کند ، قطر با 11347 کيلومتر مربع مساحت ، يعنی 145 هزار بار کوچک تر از ايران و پانصد هزار جمعيت که تنها پنجاه هزار نفرش قطری اند ، قابليت مبدل شدن به يک کشور مطرح را نداشت ، حتی اگر روزی شش صد هزار بشکه نفت صادر می کرد و سومين ذخيره گازی جهان را می داشت و در شرکت های نفتی و بورس جهانی شريک می شد و سهام می خريد . اما امير قطر بر خلاف رسم شيوخ ، شاربی بلند می گذارد و رودایسپيد عربی می پوشد. او دانش آموخته دانشگاه قطر و چند کشور غربی است و با جنبش های منطقه ای و احزاب مترقی عرب نيز ارتباط فعالی داشته است ، تجربه سياسی اش از جو منطقه و جهان ، حمد بن عيسی را در تأسيس يک شبکه خبری مستقل مصمم تر کرد ، شيخ در آن سال اعتباری 150 ميليون دلاری به اين امر اختصاص داد که تا پنج سال و هر سال سی ميليون دلار هزينه امورات شبکه گردد، برای ايجاد شبکه ای مستقل که با فراغت خاطر تنها به خبر بپردازد نياز به تمهيدی قانونی نيز بود واينگونه قانون خاص شبکه الجزيره به تصويب دولت قطر رسيد و الجزيره بنابراين قانون می توانست آزادانه به فعاليت رسانه ای مشغول شود و در واقع جزيره ای باشد جدا بافته از شبه جزيره عرب بدين ترتيب شبکه الجزيره با شعار « اله ای و اله ای آلاخره » - اين يک قطر و اين هم قطری ديگر در نوامبر 1996 آغاز به کار کرد.

الجزيره چگونه اداره می شود.

دوحه شهرکوچکی است . معروف ترين ساختمان دوحه ، ساختمان يک طبقه ای الجزيره است . بنايي با 500 متر عرصه که در طبقه اول آن تنها سالنی بزرگ قرار دارد و استوديوها در زير زمين واقع است .

آرم شبکه الجزيره با خط ديوانی است وبه شکل قطره باران طراحی شده است . وقت مبنای برنامه های الجزيره ساعت مکه مکرمه است و تاکيدبر زبان عربی آنچنان است که عربی فصيح الجزيره می تواند زبان معيار قرار گيرد . مديريت شبکه الجزيره با شورايي است که تمامی اعضای آن قطری هستند رييس اين هيات شيخ حمد بن تامر آل ثانی سات . جوانی 42 ساله از خاندان اميؤ قطرمعاونتش را محود السلاوی بر عهده دارد و مدير اجرايي الجزيره نيز تا چند ماه پيش محمد جاسم العلی بود .

غسان بن جد و مدير نمايندگی الجزيره در تهران می گويد : « شورای مديريت شبکه الجزيره هر هفته در جلسه ای سياستگذاری های خبری شبکه راتعيين می کند و سپس به مديران اخبار در شيفت های صبح و عصر و شامگاه ابلاغ می نمايد .

بيشتر کارمندان الجزيره لبنانی تباريها هستند و مصری ها کمتر در اين شبکه حضور دارند. علت اين امر را يکی از اعضای بخش مطبوعاتی سفارت قطر در تهران اين گونه توضيح می دهد : «مصری ها ، حرف شين را جيم تلفظ می کنند و اين به عربی فصيح الجزيره لطمه می زند » .

الجزيره تنها يک شبکه خبری است و بيشتر به وظيفه اطلاع رسانی می پردازد و از اين رو بر خلاف سی ان ان و بی بی سی فيلم سينمايي پخش نمی کند .

در آمد الجزيره ؟

الجزيره در 8 سالی که از تولدش می گذرد ، بيش از 600 نفر کارمند و 32 شعبه خبری دارد . اکنون سايت اينترنتی اش يکی از پر بيننده ترين سايت های اينترنتی است . به زودی شبکه انگليسی الجزيره اينترنشنال آغاز به کار خواهد کرد . در آمد شبکه همان کمک های بلاعوض امير قطر است اما درچند سال گذشته با پخش آگهی و فروش اخبار و گزارش های خبریو همچنين با اشتراکی کردن برنامه های خود در آمريکا و استراليا منابع جديد مالی به دست آورد و آگهی تا به حال بزرگترين راه درآمد جزيره بوده است .

اين شبکه در سال 2000 ، 45 درصد از هزينه هايش – يعنی 14 ميليون دلار – را از طريق آگهی جذب کرده است . در بحران افغانستان و عراق نيز شبکه الجزيره با فروش اخبار اختصاصی با رقم دقيقه ای حدود 30 هزار دلار سود سرشاری داشته است .

الجزيره پيشتاز رسانه های منطقه ای و بين المللی .

الجزيره اکنون از بی بی سی و سی ان ان با يک ميليارد دلار هزينه سالانه در منطقه جلوتر است . الجزيره در دو جنگ منطقه ای افغانستان و عراق انحصار خبری شبکه های با سابقه دنيا را شکست و اخبار و تصاوير اين جنگ ها را با آرم درشت « خاص الجزيره » به دنيا مخابره کرد. تا کنون چندين نوار ويدئويي از گفته های بن لادن و دستيارانش پخش کرده است .

غسان بن جدو می گويد : « بن لادن معتقد است که بايد از يک رسانه برای بيان حرف هايش استفاده کند و فکر می کند تنها الجزيره است که حرف هايش را بدون سانسور پخش می کند. »

با اين حال ، الجزيره اولين تلويزيون عربی بود که اسراييلی هادر آن حرف زدند. قبل از آن تنها يکبار شبکه اربيت و خبرنگاری به نام عماد الدين اديب مصاحبه ای با يکی از مقامات اسرائيلی داشت که با سرو صدايي که بلند شد ديگر آن کار تداوم پيدا نکرد .

غسان بن جدو می گويد : « ما در قبال مساله انتفاضه با نوعی دلبستگی عمل می کنيم و موقع مان به نفع فلسطينی هاست . شبکه الجزيره اکنون ميليون ها بيننده در جهان عرب زبان دارد. اين شبکه به قدری قدرت دارد که کالين پاول وزير خارجه سابق امريکا خود پس از حادثه يازده سپتامبر شخصاً درتماس با مدير شبکه الجزيره درخواست مصاحبه کرد .

شبکه المنار ، شبکه ای ديگر اما متفاوت از الجزيره در کنار الجزيره شبکه ديگر در جهان عرب در حال فعاليت است که بر خلاف الجزيره با مشکلاتی متعدد مواجه است که اکنون رو به تعطيلی می رود.

در سال 1991 شبکه المنار پخش خود را از طبقه های زيرين ساختمانی درحومه جنوبی بيروت آغاز کرد و در اولين شورای اداری اين شبکه هيچ فرد حزبی شرکت نداشت و فقط شخصيت های مستقل رسانه ای بودند پس از مدتی المنار بيانيه حزب الله را پذيرفت و تعدادی از افراد حزب اله در آن مشارکت کردند. شش سال بعد در سال 1997 بعد از صدور قانون رسانه های ديداری و شنيداری و دستيابی المنار به اجازه رسمی اين شبکه به عنوان موسسه مستقلی با نام « مجموعه لبنانی در امور رسانه ای » مطرح گشت که شرکايي از قبايل مخالف درآن حضور داشتند .

شبکه المنار در اولين اقدام علنی خود قرار داد بزرگی با شرکت تامسون فرانسوی برای تجهيز استوديوهای جديد امضا کرد و سفارت فرانسه در مراسیم که به همين مناسبت تشکيل شده بود حضور داشت و بدين صورت از ابتدای سال 2000 المنار پخش سراسری خود را آغاز کرد و به ساختمان جديد و مستقلی منتقل شد ،شبکه سراسری بيشر نقاط دنيا را پوشش می داد و از طريق 7 ماهواره در کشورهای عربی ، اروپا ، آفريقا ، آمريکای شمالی ، و جنوبی و استراليا پخش می شد.

اولين اعتراض به المنار در اکتبر 2003 بود . المنار به علت پخش سريال الشتاب مورد موج وسيع انتقادات قرار گرفت . اين سريال در مورد آغاز جنبش صهيونيستی و تلاش های يهود برای سيطره بر عالم بود.

در جولای 2004 مجلس اعلای فرانسه در رسانه های شنيداری و ديداری از شورای دولتی می خواهد پخش شبکه المنار وابسته به حزب الله لبنان از طريق ماهواره های فرانسه متوقف شود.

اين ممنوعيت به در خواست شرکت يوتل ست که دارای ماهواره 4 hotbird است انجام شد اين شرکت خواهان توقف پخش المنار از مجموعه کانال های ماهواره عربی عرب ست بود . آخرين موضع گيری از بيروت مربوط به کميته بررسی لبنان و مسئول اين جريان است که اعلام کرد تلاش ها برای وادار کردن فرانسه برای صرف نظر کردن از تصميم خود ادامه دارد خصوصاً اين که اين کميته اظهار داشت : اين تصميم زمينه را برای گفت و گو بسته است . اولين مشکل ميان المنار و « مجلس اعلای فرانسه در امور رسانه های ديداری و شنيداری » به 12 جولای گذشته باز می گردد و در آن تاریخ اين مجلس درخواستی به ديوان عالی اداری فرستاد که خواهان توقف پخش المنار از طريق ماهواره eutel sat شده بود به اين علت که اين شبکه تصوير و اظهاراتی را پخش می کند که هرگز قابل تحمل نيست . از 19 نوامبر گذشته مجلس اعلای فرانسه به المنار اجازه پخش مجدد را داد که با شروط سختی همراه بود. سپس المنار موافقتنامه ای راامضا کرد که در ضمن آن متعهد می شد همچون گذشته مضمون يا تصريحی که به خشونت و نفرت بر پايه نژاد و تابعيت و دين دلالت کند را پخش نکند. اما جوهر اين توافقنامه هنوز خشک نشده بود و گروه اعزامی اين شبکه که توافقنامه را امضا کرده بودند هنوز بازنگشته بودند که « مجلس اعلای فرانسه در امور رسان های شنيداری و ديداری» پرونده را مجدداً به ديوان عالی اداری در پاريس فرستاد به دليل مخالفت المنار با توافقنامه و پخش اظهاراتی که به کينه توزی و خشونت طلبی ترغيب دارند خواستار توقف پخش اين شبکه به طور کامل از طريق eutelsat شد در 14 دسامبر : 2004 در پی اين تصميم المنار داوطلبانه پخش خود را متوقف کرد و تصميم فرانسه را رويه خطرناکی در آزادی عقيده قلمداد کرد .

 

رویــــای تیـــراژ 50000 نسخـــه ای

 

نشر چشمه در سال چند عنوان کتاب و با چه ميانگين تيراژی را منتشر می کند ؟

کياييان – با محاسبه کتاب های تجديد چاپ ، حدود شصت عنوان که به طور متوسط 2000 نسخه تيراژ دارند.

چه تعريفی درباره نقش تبليغات در معرفی کتاب داريد ؟

تبليغات کتاب به دليل آن که يک کالای فرهنگی است با تبليغات کالای ديگر فرق می کند. در وهله اول مردم از موسسات انتشاراتی انتظار دارند که اولويت معرفی يک کتاب ، بحث فروش و مقاصد اقتصادی نباشد . در مرحله بعد فکر نمی کنم واژه تبليغات برای کتاب واژه مناسبی باشد . ما در اينجا بحث معرفی کتاب را داريم. يک کتاب را مثل هر پديده هنری ديگر نمی توان در دو سطر يا يک پوستر يا يک آگهی تبليغاتی معرفی کرد . شايد برای معرفی دقيق و کامل يک کتاب خوب صد صفحه ای ، دويست صفحه هم کافی نباشد. به عنوان مثال در آگهی يک ماده غذايي ، در يک جمله می شود آن را معرفی کرد که چه هست و چه ويژگی هايي دارد . اما کتاب بايد شناسانده شود.

با اين تفاصيل پس کتاب از چه راهی شناسانده می شود؟

بيشتر از طريق معرفی در نشريات و رسانه ها . البته برای معرفی کتاب هايمان از رسانه های دولتی نمی توانيم استفاده کنيم . تلويزيون هم رغبت چندانی به معرفی آثار ما نشان نمی دهد . شايد تا کنون در يکی دو مورد از برنامه های شبکه چهار در ساعت های پخش نا مناسب چنين اتفاقی افتاده باشد. آثار ما عمدتاً ازطريق نقدها و يادداشت های صفحات ادبی روزنامه ها و مجلات خاص معرفی می شوند.

خوداين نقدها و يادداشت ها چه ويژگی هايي دارند ؟

اين گونه معرفی ها معمولاً سه شيوه دارند. اول معرفی در حد اين که بنويسند فلان کتاب چاپ باين تيراژ و اين قيمت و اين مشخصات . دوم يادداشت های کتاب که به معرفی اجمالی محتويات وموضوع کتاب می پردازد و سوم نقدهای تخصصی ادبی .

اين نقدها تأثيری هم در فروش کتاب دارند ؟

در بسياری اوقات مثبت يا منفی بودن يک نقد در فروش کتاب تأثير گذار است . البته بستگی دارد که درچه نشريه ای چاپ شود.

ظاهراً به شيوه تبليغ مستقيم و آگهی اعتقادی نداريد ؟

آگهی تبليغاتی مستقيم در روزنامه و مجله ، تأثير يادداشت و نقد را ندارد . بيشتر آگهی هايي هم که می بينيد به دليل آشنايی و دوستی ، يا کمک به ادامه انتشار يک نشريه فرهنگی است تبليغ مستقيم در اين زمينه بر خلاف ساير کالاهای مصرفی برد زيادی ندارد.

به جز مطبوعات ، چه روش های ديگری برای معرفی آثار خود داريد ؟

از شيوه های ديگر ماچاپ بروشور و فهرست کتاب های منتشر شده يا کاتالوگ های مناسبتی و موضوعی ، و ارسال آنها برای اهالی کتاب و فرهنگی است . مثلاً کتابی چاپ کرده ايم که می دانيم در حوزه آموزش زبان وادبيات فارسی کاربرد دارد. اين کتاب را در بروشور يا کاتالوگ ارسالی به دانشکده ها و حوزه های آموزش ادبيات فارسی ، با شرح مبسوط معرفی می کنيم . روش ديگری که به تازگی شروع کرده ايم و با توجه به امکاناتی که داريم ، قصد داريم آن را ادامه بدهيم برگزاری جشن های سالگرد انتشار کتاب و معرفی آن است . البته قبل از ما چند موسسه انتشاراتی اين کار را آغاز کرده بودند. بعضی از نشريات تخصصی هم در اين زمينه همکاری می کند.

نقش مولف يا مترجم کتاب در اين زمينه چگونه است ؟

معرفی يک کتاب در افکار عمومی ، مقداری هم به خود مولف يا مترجم بستگی دارد . مثلاً از طريق گفت و گو با مطبوعات وحضور خبری ، که اين بخش از کار البته از عهده ما خارج است .

فعاليت و دخالت مستقيم شما درمعرفی آثارتان چگونه است ؟

عمدتاً تهيه بروشورها که فعلاً مناسبی است يعنی مثلاً همزمان با برگزاری نمايشگاه کتاب بروشورهايي تهيه می کنيم . ضمناً سايت اينترنتی جامع نشر چشمه در دست طراحی است و بزودی راه اندازی خواهد شد.

در زمينه معرفی کتاب ها ميان موسسات انتشاراتی هماهنگی وجود دارد ؟

يک سری موسسات و نشريات در اين ميان حکم حلقه رابط را يافته اند . مثل پکا که از پيوستن حدد شصت موسس انتشاراتی تشکيل شده يا خانه کتاب ، اما به طور مستقيم هيچ گونه ارتباطی برای معرفی آثار ميان ناشرين وجود ندارد. مثل ديگر حرفه ها بازار رقابت وجود دارد. شيوه های تبليغاتی موسسه های انتشاراتی همه اصولی نيست .

مشکل کار کجاست ؟

هر ناشری شب ها با رويای تيراژ 50000 نسخه ای به بستر می رود. برای تهيه و انتشار يک کتاب زحمت و تلاش و چکيده زندگی يک عده آدم فرهنگی صرف می شود و اين حق آنهاست که حاصل زحماتشان در تيراژ 2000 نسخه ای در يک کشور هفتاد ميليونی بيشتر به يک جوک شبيه است . تلاش های موسسات انتشاراتی در معرفی آثارشان تا حدود موثر است . اما کافی نيست . مثلاً اگر برای هر کتاب 40000 نسخه تيراژ داشتيم . روش های اساسی تری برای معرفی و تبليغ کتاب هايمان به کار می گرفتيم . مانند آنچه در دنيا رايح است . به علت نبود فرهنگ کتاب خوانی و نداشتن بازده مالی مناسب ، تبليغات پر هزينه چندان برد و فايده ای نخواهد داشت . بر خلاف صنوف ديگر ما چندان کار گروهی نداريم . مثلاً من کليدر دولت آبادی را چاپ می کنم . ديگر نشريه ها هم کليدر را در اشکال مختلف چاپ و منتشر می کنند. مهم اين است که کتاب در معرض ديد افکار عمومی قرار بگيرد. به نظرم بيشتر بايد در زمينه تبليغ و ترويج فرهنگ کتاب خوانی فعال باشيم . اگر فرهنگ کتاب خوانی اشاعه پيدا کند به تبع آن تيراژ و فروش کتاب هم بالا خواهد رفت . مهم اين است که مردم بخشی از درآمد خود را صرف خريد کتاب کنند.

علت عدم استقبال مردم از خريد کتاب را چه می دانيد ؟

خريد کتاب به دلايل مختلف از سبد خريد خانواده ها خارج شده . علت آن می تواند مهاجرت ميليون ها نخبه فرهنگی و اقتصادی از کشور باشد . يا مشکلات مميزی و يا مشکلات معيشتی و اقتصادی مردم . به هر حال اين اتفاق افتاده .

چه تمهيدی برای اين کار انديشيده ايد ؟

ما برای ترويج فرهنگ کتاب خوانی ، به خصوص اهل کتابی که زياد به کتاب فروشی ها نمی روند طرح کارت يا بن کتاب نشر چشمه را پياده کرده ايم .خيلی ها کتاب کادون می دهند و هديه کردن کتاب يعنی تبليغ فرهنگ کتاب خوانی .

صرف نظر از ترويج فرهنگ کتاب خوانی ، چه راهکارهايي را برای رونق بازار کتاب و معرفی آثار پيشنهاد می کنيد ؟

اولين ايراد ، نبود حاشيه در ادبيات ايران است که خطلی به اين قضيه معتقدم . در بسياری از کشورها حتی همين ترکيه نويسندگان و شعرا چهره اجتماعی هستند. اما در ايران اگر علی اشرف درويشيان در خيابان راه برود ، چند نفر او را می شناسند ؟ اين را مقاطسه کنيد با فلان هنرپيشه يا فوتباليست که اصلاً نمی تواند در خيابان به آسودگی قدم بزند. حاشيه می تواند خيلی ها را به متن قضيه علاقه مند کند. مورد ديگر نبود نقد سيستماتيک در ايران است که دلايلش بماند. اما همه کتاب ها محک جدی نمی خورند . در سينما قبل از تماشای هر فيلمی کلی اطلاعات راجع به آن در دسترس است . اما در مورد کتاب اصلاً اين گونه نيست نشريات تخصصی همه کتاب ها را نمی توانند يا نمی خواهند پوشش بدهند . اين گونه است که بسياری از کتاب های خوب مهجور می مانند. بحث و نقد کافی در عرصه کتاب صورت نمی گيرد. حتی جدال قلمی ميان چند نويسنده به جذابيت مقوله کتاب در افکار عامه کمک کند.

نقش موسسه های انتشاراتی برای برون رفت از اين شرايط چيست ؟

رشد موسسه های انتشاراتی و به تبع آن رشد مؤلفين و مترجمين در کشور ما رشد ناسالم و اضافه ای است . رقم دقيق يادم نيست . ولی در ايران حدود هفت هزار ناشر داريم . در حالی که در يک کشور فرهنگی مثل فرانسه شايد اين رقم به هفتصد برسد. عدم وجودقانون کپی رايت ، کتاب سازی ، اختصاص يارانه به بعضی ناشران و کتاب های خاص ، خريدهای کلان دولتی و چهره کردن بعضی از اشخاص از طريق رسانه ها، رشد کاذبی در بازار عرضه کتاب ايجاد کرده که با تقاضا مناسب نيست .

اين امر باعث کمرنگ شدن نقش کتاب ها و ناشران ديگر می شود. در ماه گذشته ( دی ماه 83 ) حداکثر دو يا سه مورد کتاب خوب از نويسندگان شناخته شده به چاپ رسيده ولی وزارت ارشاد با افتخار اعلام می کند که مثلاً هفته گذشته پانصدعنوان کتاب منتشرشده است . اما اغلب اين عناوين مربوط به کتاب های درسی ، کنکور و مذهبی است . چون از امتياز خريد دولتی بهره مند هستند ، بلافاصله کل تيراژ را کتابخانه هایمدارس و دانشگاه ها و ارشاد خريداری می کنند. از سوی ديگر کتاب سازی و سرهم کردن چند مقاله يا کتاب در يک جلد هم به بازار کتاب لطمه می زند.

پس چرا همه اينقدر علاقه دارند کتابی به چاپ برسانند ؟

در فرانسه کتاب با تيراژهای چند ده هزارتايي به چاپ می رسد . اما تعداد ناشران اندک است . اما در ايران اگر کسی تا حالا کتابی به چاپ نرسانده ، بدانيد که حتماً وقتش را نداشته ! نمونه اش هم همين وبلاک ها ، ما ايرانی ها ده برابر آنچه می خوانيم ، می نويسيم.

 

صنعــــت چــاپ کشـــور

نيــازمنـــد تحــولی جــديـــد

 

پيشرفت روز افزون در عرصه علوم فنی به ويژه مهندسی الکترونيک ، مکانيک و شيمی تحولی شگرف عظيم و تأثير گذار در صنعت چاپ به وجود آورده است واز آنجا که فرآيند توليد در اين صنعت از سه مرحله : 1- پيش از چاپ ( pre press ) 2- چاپ (press) 3- پس از چاپ (Post press) تشکيل يافته است ، پيشرفت روزافزون فناوری و پيدايش نشر روزميزی ، کاربرد وسيع نرم افزارهای گرافيکی و صفحه بندی اختراع سيستم های
(computer to film)C tf (Computer to plate ) Ctp و ( Disect imaging ) Di و سايز سيستم های ديجيتال ، مرزبندی های موجود ميان سه مرحله اساسی فرآيند توليد در صنعت چاپ را از ميان برداشته است و از اين پس تفکيک سه مرحله مذکور نه تنها به مرور غيرممکن می شود بلکه اثری نامعقول ، غير منطقی و غير علمی به نظر می رسد.

از طرف ديگر پيدايش مارکت جديدی به نام چاپ ديجيتال (Digital Ptinting) که گستره وسيعی ازخدمات چاپ به ويژه در شاخه تبليغات را در بر می گيرد و خلق مفاهيم جديدی همچون : book in time و Print on demand و.. آنهم تحت شعار اساسی One Pass Poductivity ( يعنی انجام هر سه مرحله توليد زير يک سقف ) خواه ناخواه به روی ساير سيستم های صنعت چاپ نيز تأثير گذارده است و اين تصور را به ذهن متبادر می سازد که ساير شاخه های چاپ نيز اين توانايي بالقوه را در اختيار دارند. هر چند انجام هر سه مرحله فرايند توليد سيستم های فلکسور و هليوگردور ممکن است نيازمند ايجاد مجتمع های صنعتی بزرگ باشد ليکن دور از ذهن نخواهد بود.

حال با اين سرعت پيشرفت فناوری و تغييرات لحظه ای همچنان قوانينی کهنه و سلايق شخصی و مديريت های سنتی گريبانگير اين صنعت می باشدو اين مشکلات باعث گرديده است صنعت چاپ در ايران از جايگاه مناسبی برخوردار نباشد. صنعتی که سومطن صنعت بزرگ ايالات متحده و پنجمين صنعت اروپاست در کشور ما هنوز در صورت صنف و اتحاديه و در حد آرايشگری و قنادی و .... ارزيابی می گردد که هرگز زيبنده و شايسته اين صنعت عظيم نمی باشد.

سرمايه گذاری به روی شاخه های مختلف صنعت چاپ به ويژه در بسته بندی که ظرفيت های بسياری در کشور دارد نه تنها از خروج ارز از کشور جلوگيری می نمايد ، بلکه می تواند سهم ونقش بسزايي در ايجاد فرصت های جديد شغلی برای جامعه جوان کشور ايفا نمايد و همچنين با حذف تنگ نظری و تعصبات بی جا در تدوين قوانين ، ازرآوری بالايي برای کشور در بر داشته باشد.

نکته مهم ديگری که بايد به آن اشاره کرد اختلاف فعلی 2 اتحاديه بزرگ اين صنعت در ارشاد می باشد. همانطور که پيشتر اشاره شد پيشرفت فناوری مرزهای موجود بين شاخه های پيش از چاپ ، چاپ و پس از چاپ رااز بين برده است . امروزه چاپخانه دارها به راحتی با نصب يک سيستم Ctp وارد دنيای پيش از چاپ می شود واين امر اختلافات اساسی را به وجود آورده است و ليتوگراف ها نيز به دنبال کسب مجوز و تصويب قانونی برای رفع اين محدوديت و حرکت و توسعه به سوی شاخه چاپ می باشند.

اين مطلب هر چند منطقی به نظر می رسد ليکن راهکار اساسی نمی باشد بلکه درجهت رفع هميشگی اين معضل می بايدهر دو اتحاديه ( و ساير اتحاديه های درگير با اين صنعت ) منحل گردد و با ايجاد مکانيزمی سازمان جديدی تحت عنوان سازمان صنعت چاپ کشور تشکيل گردد و تمامی فعاليت های مربوط به چاپ را در اختيار گيرد و با ساختاری شامل 4 معاونت وچندين مديريت کل تمامی فعاليت های مربوط به چاپ و نشر درکل کشور را کنترل و باايجاد مرکزيتی واحد به يک سازمان مستقل زير نظر وزارت صنايع قرار گيرد چرا که به جد معتقدم صنعت چاپ رشته ای کاملاً علمی و فنی است و اصولاً هيچ ارتباطی با وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی پيدا نمی کند. سياستگذاری و تدوين قوانين علمی و فنی در عرصه چاپ و اختصاص بودجه و تنظيم قوانين برای ورود ماشين آلات و تجهيزات اين صنعت بايد در اختيار وزارت صنايع باشد و اگر بخشی از اين صنعت فرهنگی باشد تنها در حوزه « نشر » می باشد که می تواند کماکان در اختيار ارشاد باشد.در حقيقت اين «ناشران» هستند که با وزارت ارشاد ارتباط دارند و نه صاحبان صنايع و اصولاً در وزارت ارشاد ظرفيتی برای مسوليت پذيری در زمينه صنعتی وجود ندارد و هر چه سريع تر اين معضل بايد از طريق مراجع ذيصلاح اصلاح گردد و بخش علمی و فنی صنعت چاپ از صدور مجوز تاسيس واحدهای چاپ ( شامل ليتوگرافی ، و چاپخانه ، چاپ ديجيتال Large Wide format ، فلکسو و هليو ) و قوانين مربوط به واردات ماشين آلات ، استفاده از تسهيلات بانکی همه و همه از تصدی وزارت ارشاد خارج و به منظور سهولت در استفاده از معافيت گمرکی و سود بازرگانی و صدورجواز صنايع به وزارت صنايع و يا سازمانی تحت همان عنوان مذکور ( سازمان صنعت چاپ کشور ) زير نظر مستقيم درنهاد رياست جمهوری قرار گيرد.

تنها در اين صورت است که اگر برای تمام فعاليت های چاپی تنها و تنها يک جواز صادر گردد و تمام فعالان اين عرصه و يا علاقه مندان به برنامه گذاری و فعاليت در اين عرصه هيچ محدوديت قانونی برای حرکت در اين صنعت نداشته باشند. تمامی اختلافات حل خواهد شدو ملاک پيشرفت و موفقيت ديگر سنگ اندازی جلوی پای رقبا نخواهد بود . بلکه ملاک تنها دارا بودن صلاحيت علمی ، فنی و اقتصادی می باشد. نکته مهم ديگری که بايد بدان اشاره کرد پيگيری مجدانه امر آموزش اين صنعت می باشد بايد با انديشه و تفکری باز به تدريس اين صنعت دردانشگاه های معتبر کشور انديشيد . امروزه کشوری مانند مصر در مقطع دکتری مهندسی صنعت چاپ دانشجو می پذيرد در حالی که ما در کشورما حتی نمی توانيم دانشجوی مديريت چاپ و نشر را بدون دردسر فارغ التحصيل نماييم . تمامی اين معضلات به خوبی آشکار می سازد که برای رفع آنها نيازمند يک برنامه ريزی دقيق و زمانبندی شده با تعيين اهداف کوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت می باشيم .

بايداز اساتيد دانشگاه های معتبر کشورهای صحاب نام اين زمينه همچون : انگلستان ، آلمان ، آمريکا ، کاناد ، مصر و استراليا دعوت کرد تا اين رشته علیم و حساس را که امروزه به عنوان يکی از شاخصه های توسعه يافتگی کشورها مطرح می باشد در دانشگاههای معتبر کشور و با ا ختصاص بودجه های نامحدود جهت تاسيس کارگاه های فنی مورد نياز راه اندازی نمايند. ( هدف بلند مدت ) و يا عده از از جوانان مستعد و محصل و شاغل در اين شاخه را به صورت بورسيه به دانشگا های معتبر خارج از کشور اعزام نمود ( هدف کوتاه مدت ) تابعد از تحصيل در اين رشته بتوانند سکان مديريت « سازمان صنعت چاپ کشور » را در دست گيرند . ( هدف ميان مدت ) و اختيار آن را در دست عده ای که مديريت صنعت چاپ کشور را ميراث پدری خويش می پندارند خارج سازند.

نکته مهم ديگر جلوگيری قانونی از فعاليت های خصوصی چاپخانه های وابسته به بودجه های دولتی است امروزه بسياری از چاپخانه های وابسته به ادارات ، سازمان ها و ارگان های دولتی در بازار رقابت خصوصی حاضر شده اند و اقدام به انجام پروژه های چاپی می نمايند که خلاف قانون است به عنوان مثال چاپخانه بانک .... که به چاپ روزنامه می پردازد .

اين معضل نيز از مختصات صنعتت چاپ در ايران است در حالی که در کشورهای پيشرفته دنيا به جز سازمان های اطلاعاتی – امنيتب و نظامی ، بخشی از وزارت خارجه و خزانه داری کل هيچ تشکيلات دولتی ديگر مجاز به دايرکردن چاپخانه نمی باشند چه برسد به آن که باتاسيس آن موجبات اخلال در بازار رقابت خصوصی را نيز فراهم آورند . اين مسأله شديداً امنيت سرمايه گذاری خصوصی در صنعت چاپ را به مخاطره افکنده است .

و من اله توفيق

انشاءا.....

محمد حسين لويزه – فارغ التحصيل چاپ تهرا ن – هفتم آذرماه يکهزار و سيصد و هشتاد و سه .

نتيجه گيری :

1- انحلال اتحاديه های درگير در شاخه های مختلف صنعت چاپ شامل ( پيش از چاپ ، چاپ و پس از چاپ ) سپردن موقت وظايف آنها به اداره کل چاپ و نشر ارشاد .

2- تشکيل سازمان جديدی به نام ( سازمان صنعت چاپ کشور ) زير نظر وزارت صنايع يا نهاد رياست جمهوری

3- حذف سريع تصدی وزارت ارشاد در حوزه علمی و فنی صنعت چاپ ( در صورت تحقق بند 2 تمام وظايف اداره کل چاپ و نشر به سازمان مذکور سپرده می گردد. )

4- اهتمام جدی به امر آموزش و تربيت نيروی متخصص

5- جلوگيری مصرانه از ورود چاپخانه های دولتی به عرصه بازار بخش خصوصی ( در صورت تمايل سازمان های مذکور به حضور در بازار رقابت می بايد چاپخانه های خود را به بخش خصوصی واگذار نمايند ) .

 

پـــوستـــــر

                             ابـــزار تبليغـــی مفیــــد

 

برای انجام تبليغات شيوه ها و وسايل مختلفی وجود دارد که به کمک آن می توان اهداف خود را به گوش و نظر مخاطبان رساند.

يکی از وسايل انعکاس خواسته ها به مخاطبان « پوستر » (poster ) است . «پوستر» از جمله تبليغتی است که بيشتر در فضای باز استفاده می شود و شامل تبليغات فضای بسته نيز می شود.

« پوستر » دارای تاريخچه خاص خوداست . اين واژه از زبان فرانسوی آمده و به معنای چسباندن به روی تير چراغ برق و يا هر تير ديگری می باشد .

محققين و طراحان مستقيماً نتيجه تحقيقات خود را به کمک پوستر به نظر مردم می رسانند. به عبارتی « پوستر » نمايش بصری از نتيجه تحقيقات طراحان می باشد که به روی صفحه اي به نمايش در می آيد.

« پوستر » معمولاً تلفيقی از يک صفحه کاغذی گويا همراه با جداول ، منحنی ها ، تصاوير ، ويا ساير اشکال می باشد.

گاهی « پوستر » فاقد هر گونه جدول و يا « نمودار » است و با کلمات کوتاه گويای منظور طراح آن می باشد.

امروزه طراحی « پوستر » يکی از زير مجموع های صنعت تبليغات می باشد که در بخش های مختلف از آن استفاده می شود.

« پوستر » ها بيشتر برای جلب توجه مردم به کارهای عمومی استفاده می شود . برای مثال هنگامی که سالروز تاسيس و يا حرکتی می باشد. مسئوولين و يا طراحان به « پوستر » متوسل می شوند.

البته برخی اعتقاد دارند چاپ « پوستر » درعصر کنونی چندان مقرون به صرفه نيست و بايد به شيوه های ديگر متوسل شد . اما وقتی هزينه تبليغات در شبکه های راديويي و تلويزيونی زياد باشد ، آنگاه « پوستر » ساده ترين راه حل برای انعکاس نقطه نظرات صاحبان آن می شود.

محققين اعتقاد دارند « پوستر » کارآيي محدودی دارد و پس از يک مدت زمان تعيين شده به يک تکه کاغذ پاره تبديل می شود و بايد آن را به داخل زباله دان ريخت با اين حال صنعت سينما بيش از هر صنعت ديگری به چاپ پوستر می پردازد و مدت اعتبار آن در بين مردم گاهی به سال ها می رسد . بر خلاف ساير صنايع ، پوسترهای فيلم را می توان سال ها نگه داشت .

صنعت سينما بيش از سايرين به چاپ پوستر وابستگی دارد و توليدات خود را از همين طريق به مردم معرفی می کند.

در چاپ پوستر به ويژه در صنعت سينما ، طراحان بزرگی فعاليت دارند که برای طراحی آن دستمزد کلان دريافت می کنند.

پوستر های در قطعات مختلف به چاپ می رسند پوستر در ابعاد 28*41 اينچ از جمله پوسترهای استاندارد است .

« پوستر » معمولاً بر روی کاغذهای سبک به چاپ می رسند . پوستر يک صفحه ای متداولترين و استانداردترين نوع پوستر است که در هر گوشه و کنار می توان مشاهده کرد.

بااين حال طراحان تصميم گيرنده اصلی طرح و اندازه پوستر هستند و ابعاد آن را با توجه به ظرافت کار تعيين می کنند.

پوستر ها در ابعاد 14 * 36 اينچ نيز چاپ می شوند. اين نوع باريک و بلند از پوستر معمولاً بر روی کاغذهای سنگين تر به چاپ می رسند. پوسترهايي با اين ابعاد معمولاً ديواری نيستند و در لابه لای کارهای مختلف قرار می گيرند.

نوع ديگر پوستر در قطع 11 *14 اينچ است که آن را می توان يک کارت پستال ناميد زيرا جنس کاغذ آن سنگين می باشد و محتويات آن نسبت به ساير پوسترها کمتر است .

سالانه ميليون ها دلار در راه تهيه پوستر هزينه می شود که گاهی برخی از آنها بسيار بی محتوا هستند.

معمولاً مسئولين برگزاری کنفرانس ها و همايش ها به استفاده از تبليغ به شيوه چسباندن و يا توزيع « پوستر » می پردازند. متاسفانه گاهی طراحان اين پوسترها شرايط جامعه را فراموش می کنند و پوسترهايي به چاپ می رسانند که غير قابل مصرف می باشند.

برای مثال اگر قرار است که پوستر مدت ها در بين مردم استفاده شود ، بايد قطع آن جمع وجور باشد تاافراد بتوانند آنها را بر روی ديوار و يا پشت شيشه قرار دهند . چنانچه پوستر ها بسيار بزرگ باشد ، مسلماً خيلی زود از ديوار کنده شده و به داخل زباله دانی ريخته خواهد شد.

اما پوسترهای تبليغاتی به رغم اين هم مشکلات و از بين بردن کاغذ بسيار ، همچنان موردتوجه هستند.

گاهی ابداعات تازه ای در چاپ پوستر ها ديده می شود. معمولاً پوستر متشکل از سه يا چهار قسمت است اما برخی از طراحان در کارهای خود از شش يا هفت قسمت استفاده می کنند.

استفاده از رنگ ها و حروف مناسب در چاپ پوستر ها از اهميت خاصی برخوردار است .

اگر چه امروزه در طراحی چاپ پوستر تکنولوژی کامپيوتری وارد عمل شده است اما هنوز برخی به شيوه سنتی به طراحی پوستر می پردازند.

متاسفانه در کشور مان به چاپ پوستر به عنوان يک کار حرفه ای نگاه نمی شود و چاپ کنندگان آن تنها به فکر چاپ يک وسيله تبليغاتی هستند که بيشتر محصول آنان مخصوص زباله دانی می شود.

فراموش نشود يک پوستر خود تاثيرات بسيار مهمی بر روی افراد دارد و گاهی ممکن است فرد اين پوستر را هرگز فراموش نکند . در نتيجه بايد در طراحی آن دقت شود.

در سال های اخير در ايران بسيار مشاهده شده که در پوسترهای چاپ شده غلط های ديکته ای ، عکس های اشتباه و رنگ های نامناسب وجود داشته که گاهی تاثير معکوس داشته است .

اکثر کمپانی های بزرگ صنعتی ترجيح می دهند کمتر به سراغ پوستر بروند زيرا شيوه ای ديگری برای تبليغ کالاهای خود در اختيار دارند.

در سال های اخير چاپ پوستر تنها به سازمان های دولتی و جهانی اختصاص يافته است . برای مثال سازمان ملل متحد بيش از هر سازمان ديگری در زمينه انتشار پوستر فعاليت داشته است .

سازمان ملل متحد باانتشار پوستر تنها هدف اطلاع رسانی را دنبال می کند. برایمثال به هنگام روز جهانی هر پديده که سازمان ملل در آن فعاليت می کند ، همراه با چاپ پوستر می باشد.

البته سازمان ملل متحد با توجه به بودجه های خود از طراحان خوبی استفاده می کند. از آنجا که هزينه تبليغات در شبکه های راديو و تلويزيونی در کشورهای مختلف متفاوت است ، سازمان ملل متحد بهترين شيوه اطلاع رسانی را توسل به پوسترهای مختلف می داند و آنها را در قطعات مختلف به چاپ می رساند.

«پوستر » به رغم کوچکی خود وسيله ای مهم برای اطلاع رسانی است و شايد عمومی ترين وسيله اطلاع رسانی در نقاط مختلف جهان باشد.

صنعت سينما بيش از هر صنعت ديگری در زمينه چاپ پوستر هزينه می کند و گاهی سالانه در حدود 3 تا 4 ميليارد دلار در اين کار هزينه می شود. برخی از شيوه های چاپ پوستر در طی ساليان اخير منسوخ شده و روش ها و مدل های تازه تری وارد بازار شده است .

برای مثال در سال های گذشته و به ويژه در دهه 1930 پوستر های سه قسمتی تهيه می شد که اين شيوه برای اطلاع رسانی خيلی زود منسوخ شد.

طراحان پوستر اعتقاد دارند که پوستر در صورت عمودی دارای گيرايي بهتری است اماچاپ پوستر های افقی هم چندان اشتباه نيست.

عده ای ازکارشناسان اعتقاد دارند نوع کاغذ و طرح رنگ مصرفی برای پوستر مهم ترين عامل برای جذب مخاطبان می باشد . در سال های اخير صنعت « پوستر » سازی پيشرفت قابل توجهی داشته و شرکت های بزرگی در اين زمينه فعال هستند.

«پوستر » فقط وجه اطلاع رسانی و تبليغاتی ندارد ، بلکه جنبه های مصرفی ديگری هم دارد.

به عنوان مثال ، چاپ پوستر بازيگران و بازيکنان و يا شخصيت های معروف جهانی از جمله انواع پوسترها می باشد. در کشورمان متاسفانه گاهی پوسترهايي به چاپ می رسند که فقط چاپ شده اند و نه تنها ارزش نگهداری ندارند بلکه آنقدر بی کيفيت هستند که اثر عکس نيز بر روی مخاطبان می گذارد .

به همين دليل صنعت چاپ پوستر در ايران هنوز همگام با استانداردهای جهانی نشده و در چاپ آن تمام اصول پوستر سازی رعايت نمی شود.

 

بــــازاریــابی

علم تجزيه و تحليل روابط مشتری و توليد کننده

 

کيفيت توليد کالا و محصولات و فروش آن نياز به تبليغات و بازار يابی دارد.

« بازاريابی » يک هنر است که به کمک آن می توان با شناسايي بازار در هر رشته اقتصادی ، هنری ، و حتی سياسی فعاليت خود را بهتر دنبال کرد.

در سال های اخير در دانشگاه های جهان رشته های تحصيلی متفاوتی در باره «بازاريابی » راه اندازی شده تا بيشتر ارزش های اين هنر و يا علم جديد بر همگان آشکار شود.

«بازاريابی » (Marketing ) چيست؟ و چرا امروزه به ابزار مهم فعاليت اقتصادی تبديل شده است ؟

تعريف علمی « بازاريابی » عبارت است از فرايندی که به کمک آن يک محصول يا خدمات توليد و آنگاه پس از قيمت گذاری و تبليغ برای عرضه به مشتری توزيع می شود . در شرکت های بزرگ ، اصل عملکرد بازاريابی مقدم بر توليد کالاست يعنی قبل از توليد کالا ، بازاريابی آن واجب می باشد. عملکرد بازاريابی شامل تحقيق ، متحول ساختن کالا ، طراحی و تست کردن می شود.

«بازاريابی » اساساً متمرکز بر روی خريداران ويا همان مشتريان کالا و يا خدمات است . پس از تعيين احتياجات و علائق مشتريان ، توليد کنندگان استراتژی هايي را اتخاذ می کنند که برای آموزش مشتريان درباره خصوصيات مهم يک محصول طراحی شده است و مشتريان را برای خريد محصول تشويق می کند و آنگاه رضایت آنها را پس از خريدافزايش می دهد. هر زمان که همگام با فروش کالا، بازاريابی متوقف شود ، آن روز برای فروشندگان شکست خواهد بود زيرا امروزه همگان اعتقاد دارند فروش به مشتريان قديمی کالا خيلی پرسودتر از فروش به مشتريان جديد است . و به همين دليل بايد مشتران قديمی حفظ شوند. درنتيجه بازاريابی اکنون شامل پيداکردن راه هايي است تا يک خريدار يا مشتری را تا پايان عمر برای خود حفظ کند.

« بازاريابی » شامل برنامه ريزی ، سازماندهی ، مديريت و کنترل تصميم گيری درخصوص خطوط توليد ، قيمت گذاری ، تبليغات و خدمات می شود. در اکثر اين بخش ها ، بازاريابی قدرت و نفوذ نهايي را دارد. در ساير بخش ها همچون توسعه خط توليد ، عملکرد آن بر اساس مشورت دنبال می شود. به علاوه ، قسمت بازاريابی هر شرکت تجاری مسوول توزيع فيزيکی محصولات ، تعيين کانال های توزيع کالا و همچنين مشورت و توجيه جريان سود آور کالا از کارخانه يا انبار می باشد.

معمولاً از لحاظ سبک و طرح شبيه هستند و تنها از لحاظ حجم ، قيمت و کيفيت متفاوت می باشند. در نتيجه کيفيت کالا معروف به خط توليد می باشد.

اکثر فروشندگان و صاحبان بازار اعتقاد دارند خطوط توليد بايد متناسب با خواسته های و احتياجات مشتريان باشد.

زمانی بازاريابی فقط مختص به فروش محصولات توليدی از قبيل اتومبيل و يا آسپرين بود اما امروزه نقش صنايع خدماتی در اقتصاد خيلی مهم تر از بخش توليدی می باشد . خدمات بر خلاف توليدات نا محسوس است و شامل يک رفتار ، يک عملکرد و يا يک تلاش می شود که از لحاظ فيزيکی نمی توان صاحب آن شد.

به تازگی افراد بيشتری در بخش تهيه خدمات نسبت به توليد محصولات استخدام می شوند و اين بخش روز به روز گسترش بيشتری پيدا می کند.

در حال حاضر از جمع هر 10 کارگر آمريکايي هشت نفر در بخش خدمات همچون حمل ونقل عمده فروشی ، بهداشت ، تفريحات سالم و آموزش و پرورش فعال هستند. در آمريکا به تنهايي ، صنايع خدماتی اکنون 70 درصد توليد ناخالص مالی را شکل می دهد و انتظار می رود تا سال 2012 ، در حدود 90 درصد شغل های جديد نيز در اين بخش باشد.

خدماتی همچون توليدات نياز به بازاريابی دارد . معمولاً بازاريابی خدمات به موازات بازاريابی توليدات می باشد که يک فرق داشته و آن فيزيکی نبودن مسئله است. خدمات بايد به دقت طراحی شده وتوسعه يابد تا بتواند نظر احتياجات و تقاضای مشتری را برآورده کند. برای مثال ، در بخش پرسنلی موقتی ، يک خدمت يا کار خدماتی که ارزش پولی را افزايش می دهد ، مطالعات بايد به گونه ای انجام گيرد که انواع مهارت های مورد نياز کارمندان در مناطق مختلف جغرافيايي و حوزه های تجاری تعيين شود. از آنجايي که فروش خدمات خيلی سخت تر از توليدات فيزيکی می باشد، مبارزات تبليغاتی برای فروش خدمات بايد خيلی تهاجمی و گيراتر از تبليغات باشد که برای کالاهای فيزيکی وجود دارد .

تحقيقات بازاريابی به حرفه و شغل کمک می کند تا احتياجات مشتری را شناسايي کند تا شرکت بتواند محصولات موفق تر و پرفروش تری را توليد کند. چنين تحقيق و بررسی همچنين می تواند درباره اهميت نوع تبليغات و راهکارهای بازاريابی ، اطلاعاتی به شرکت بدهد.

در بخش تحقيق در امور بازاريابی دو ويژگی کيفی و کمی بايد در نظر گرفته شود. برای بدست آوردن نمای کلی از بازار ، مشتری يا محصول ، شرکت ها معمولاً کار خود را با تحقيق کيفی آغاز می کنند. اين نوع حرکت نياز به چشم بصيرت و روشن بينی دارد نه اين که فقط به پاسخ های بله و نه محدود شود تا بدين طريق مردم بتوانند نقطه نظرات ، احساسات و باورهای خود را به طور کامل بيان کنند. يکی از متداول ترين تکنيک های تحقيق کيفی ، گروه تمرکز می باشد که در آن يک فرد منصف و متعادل رهبری يک بحث و گفت و گو را بين يک گروه کوچک از مشتريان بر عهده دارد که نمونه بارز هدف شرکت در بازار می باشد. معمولاً موضوع بحث نيز يک کالا ، خدمات و يا وضعيت بازاريابی است . گروه های تمرکز می توانند نقطه نظرات تازه ای را به مشتريان بدهند. اما آنچه که از اين گروه برداشت می شود را نمی توان به تمام بازار بسط داد زيرا تعداد اين افراد کم هستند اما می توان از نقطه نظرات آنها به خوبی استفاده کرد.

آنگاه بايد تحقيق کمی راآغاز کرد که اين مسئله با جمع آوری آمار و ارقام می تواند دنبال شود در اين جا نيز بايد به گروه های تمرکز مراجعه کرد و نقطه نظرات همگان را در نظر گرفت .

اما در بازاريابی مدرن و امروزی نيروهايي هستند که بر روی آن تأثير می گذارند و شايد هيچ کدام از آنها به اهميت « جهانی شدن » نباشد.

از دهه 1980 ، پيشرفت های تکنولوژی همچون شبکه های تلفن جهانی و شبکه های کامپيوتری فاصله جغرافيايي و حتی فرهنگی بين کشورها و مردم را کاسته است .

در نتيجه اکنون ، شرکت ها می توانند از کشورهای دور و يا نزديک کالا خريداریکرده و يا به فروش برسانند . برای مثال « سونی » (ژپن ) ، « نستله » (سويس) ، « بيک » ( فرانسه ) ، فولکس واگن ( آلمان ) اکنون نامی آشنا در تمام جهان هستند.

اگر چه برای يافتن بازار در کشورهای جهانی نياز به عوامل مختلفی است اما اين به منزله رو به رو شدن با يک چالش جديد است . اکنون تمام شرکت های داخلی به فکر يافتن بازار جهانی هستند و در نتيجه ارزش بازاريابی و تبليغات دوچندان می شود.

جهانی شدن تنها يکی از نيروهايي است که می تواندمسير بازار توليدات و خدمات شرکتی را تغيير دهد. نيروی ديگر شامل تغييرات در علاقه و اشتياق مشتريان است . مشتريان امروزی خيلی هوشيارترو فهميده تر از نسل هایگذشته هستند. آنها اکثراً سال های زيادی از عمر خود را در مدرسه يا دانشگاه سپری می کنند. آنان روزنامه و مجله می خوانند و در تماس با سينما ، راديو و تلويزيون هستند و به سفر می روند و در نتيجه مراوده بسياری با افراد مختلف دارند. در نتيجه خواسته های آنان کاملاً متفاوت می باشد . زيرا ذائقه آنان خيلی زود عوض می شود. بازار کالا و خدمات نيز محدودتر می شود زيرا هر قشری خواستار کالايي برای ذائقه خاص خوداست .

برای تثبيت کالا ، نياز به برنامه ريزی و دقت بسيار می باشد. اين نوع مبارزه به « بازاريابی هدف معروف است .

افزايش رقابت برای فروش کالا نيز دو چندان شده است زيرا ميزان شرکت های توليدکننده کالای مشابه نيز افزايش يافته است . هر کارخانه سعی دارد محصول خود را نسبت به رقيب خود متمايز سازد. در نتيجه « حاشيه سوددهی » روبه کاهش است . « حاشيه سوددهی » به معنای درصد سوددهی هر حرفه و شغل بر مبنای دلار حاصله از فروش می باشد.

درهمان حال ميزان هزينه های نيز بالا می رود و در نتيجه رقابت گرايش برای پايين نگه داشتن قيمت کالا و خدمات توليدی دارد. در نتيجه فاصله بين هزينه و قيمت فروش روزبه روز بيشتر می شود. افزايش ميزان فروش محصول در اينجا برای افزايش سود لازم است .

عامل ديگری که بر روی بازاريابی مدرن تأثير گذار است . اثر رعايت حقوق مشتری يا جنبش حمايت از مصرف کننده است . اين حرکت يا جنبش بر روی خدمات و توليدات مطمئن ، امن و با ارزش تاکيددارد . اکنون مشتريان و موسسات دولتی نظارت و دقت خود بر روی کالاها راافزايش داده اند و در نتيجه توليد کنندگان بايددر تمام ابعاد مراقب محصولات خود باشند.

کارشناسان بازاريابی و اقتصاد اعتقاد دارند شرکت ها با بازاريابی و روابط عمومی خوب خود می توانند شور و هيجانی در تجارت ايجاد کنند. بازاريابی درسال های اخير شاهد توسعه های شگرفی بوده به عبارتی تخصصی تر شده است . و سازمان های قديمی مجبور به تغيير روش شده اند . اکنون مشتريان خيلی بيشتر ترجيح می دهند تا به جای خريد کالا آنها را اجاره کنند. شرکت ها نيز با بازاريابی های هوشيارانه توانسته اند در سال های اخير صاحب ثروت های هنگفت شوند و با تلفيقی از تبليغات و اطلاعات بازار را قبضه کرده اند.

بازاريابی چيست ؟

بازاريابی از دهه 1950 و در بريتانيا به عنوان يک حرفه وارد بازار فروش کالا شد. تا قبل از اين زمان رقابتی در بازار وجود نداشت و شرکت ها برای فروش محصولات نيازی به اين کارها نداشتند و محصولات را با يک آگهی ساده به فروش می رساندند. اما از سال 1950 و با افزايش مصرف ، همه چيز دگرگون شد . آگهی های تلويزيونی باعث شد تا کالاهای وارد منزل مردم شوند و شيوه فروش کالاها متحول و دگرگون شد. شرکت های انگليسی که با بحران روبه رو شده بودند. برای فرار از بحران به دنبال شيوه های تازه ای بودند.

اما تعريف کلاسيک بازاريابی (Marketing) بر حسب چهار واژه است که با حرف «پ»(P) شروع می شود. يعنی توليد ، قيمت ، تبليغ و مکان (Price promotion Place product) اما اين واژگان ديگر معنای کلی بازاريابی نيستند.

برای مثال « اينترنت » کداميک از چهار واژه فوق است ؟ در دنيای امروزين که از طريق اينترنت به هم وصل می شويم ديگر واژه مکان جايي ندارد . اما عده ای تعريف ديگری برای آن دارند. « بازاريابی » فرايند مديريتی است که مسئوول شناسايي ، شرکت ور ضايت مشتری و احتياجات او است .

صاحبان شرکت ها بر اساس بازاريابی بايد محصولات خودرا شکل داده و بسته بندی کنند.در بازاريابی و تبليغات انتخاب نام و آرم محصولات و شرکت نيز بسيار اهميت دارد. برخی از نام ها سال ها پابرجا می مانندو برخی از محصولات به رغم ادامه کار ديگر نامی از آنها شنيده نمی شود. درنتيجه شرکت ها بايد در انتخاب نام و آرم محصولات خود نيز بازاريابی قابل خوبی داشته باشند.

اما با توجه به جهانی شدن ، تهيه و توليد کالا نيز با مسائلی روبرو می شود . جهانی شدن يعنی توليدمحصولات در کشورهايي است که نيروی کار در آنجا ارزان باشد تا بتوان در آنجا بازار را قبضه کرد.برای مثال قيمت يک محصول کمپانی « سونی » در ژاپن بسيار گرانتر از همان محصول است که در هند ساخته می شود زيرا در هند قيمت کارگر و سطح دستمزد پايين است. با پيشرفته شدن و قدم گذاشتن به عصر تکنولوژی اطلاعاتی شيوه های بازاريابی نيز متفاوت شده است و ديگر با چيزی که در عصر رنسانس و توسط «شارل بابلژ» مطرح شده بود مشابه نيست .

ويژگی های شرکت های بزرگ بازاريابی

شرکت های بزرگ بازاريابی در اين دنيا وجه اشتراک بسياری دارند. آنها به موقعيت خود ادامه می دهندو از لحاظ درآمد و پولسازی نيز در شرايط خوبی هستند و خود را با شرايط روز تطبيق می دهند. اما اين شرکت ها وجه اشترالک بسياری در اصول کاری دارند که به چندوجه مشترک آنها می پردازيم .

1- اولویت اصل قبضه کردن بازار و حفظ آن است . آنها خوب می دانند شماره يک يا دو بودن در بازار چقدر برای موفقيت و سود دهی کارهايشان اهميت دارد و به همين دليل می خواهند برترين باشند.

2- آنها می دانند هر چه رتبه شان در بين شرکت ها بالاتر باشد در آمدشان بيشتر خواهد بود و مشتريان آنان افزايش می يابدو در نتيجه می توانند تحقيقات بيشتری انجام دهند.

3- آنها به سودهای مقطعی نمی انديشند بلکه می خواهند سوددهی آنان دائمی باشد.

4- اهميت دادن به نقطه نظرات مشتريان نيز از جمله اصول آنان است . مشتری استراتژی اصلی آنان می باشد. در نتيجه درتلاش هستند تا مانع از عدم رضايت مشتری شوند.

5- مديران اين شرکت ها کاملاً از ميان افرادی انتخاب می شوند که خوب شرايط جامعه و مشتريان را درک و لمس کنند وخودسابقه بسياری در بازاريابی داشته باشند.

6- تغيير شيوه های بازاريابی بر اساس اوضاع و شرايط روز.

7- تماس دائمی بامشتريان ، آنها خوب می دانند که ذائقه مشتريان عوض می شود و در نتيجه مايل هستند در جريان اين تحولات قرار داشته باشند و به حرف های آنان گوش می دهند.

8- آنها يک شعار دارند : هر روز بازاريابی نسبت به روز قبل متفاوت است و بايد تلاش کرد راه های جديدتری پيدا کرد.

9- در شرکت ها فرهنگ – مشتری – حاکم است ،فرهنگ مشتری يعنی اين که کارمندان و مديران خود را جای مشتريان می گذارند و صرفاً به مردم به عنوان فروش و بازار فروش نگاه نمی کنند.

10 – اکثر اين شرکت ها دارای برنامه و استراتژی مدون هستند و بدون برنامه کار نمی کنند.

11- اکثر شرکت ها به جای اين که به رقيب خودفکر کنند و در آنجا برای تخريب يکديگر سرمايه گذاری کنند به فکر سرمايه گذاری در بازاريابی هستند

12- اکثر شرکت ها برنامه های خود را بر اساس اهداف بلند مدت طراحی می کنند.

13- ارزش قائل شدن به مشتری و احترام به او از جلمه اهداف اين شرکت ها است .

14- آنان به کمک تحقيقات و بررسی ها سعی می کنند تمام شک ها و ترديدها از بين ببرند.

15- استفاده از نقطه نظرات مشتريان در امر بازاريابی يکی از اصول شرکت های موفق است .

16- آنها يک شعار دارند . هميشه حق با مشتری است .

17- آنها سعی می کنند کالاهای ارزان بفروشند بلکه قيمت کالای خود را بر اساس ارزش آن تعيين می کنند در حالی که خيلی از شرکت ها قيمت کالا ها را براساس هزينه تمام شده تعيين می کنند.

18- آنها همواره برای پرسنل خود کلاس های آموزشی می گذارند تا رفتار آنان با مشتريان بهتر و بهتر باشد.

19- شرکت های موفق از افت و خيزهای بازار هرگز شوکه و غافلگير نمی شوند. بلکه آنها خود بر بازار بايد تاثير گذار باشند.

20- اکثر اين شرکت ها با ديدگاه مثبت در بازار فعاليت می کنند . آنها از حرفه خود کاملاً آگاه هستند.

21- آنها خوب نسبت به نام و آرم شرکت و محصولات آگاهی دارند و در تلاش هستند تا نام شرکت خودرا مطرح نگه دارند.

22- آنها تنها به مسائل مالی تجارت فکر نمی کنند بلکه به کيفيت آن نيز توجه دارند زيرا هرچه کيفيت کالا مطلوب باشد برای تسخير و برتری در بازار مشکلات کمتر می شود.

23- استفاده از افراد متخصص رمز موفقيت است و شرکت ها با پرداخت پول های هنگفت افراد برجسته امور بازرگانی و بازاريابی را صيد می کنند.

24- مديران ارشد شرکت ها با مشتريان تماس گرفته تا ضمن احترام گذاشتن به مشتريان آگاهی کافی از اوضاع را پيدا کنند.

25- بازاريابی يک تاکتيک نيست بلکه يک شناخت از اوضاع و احوال جامعه کالا و جامعه محل توزيع کالا می باشد. اما شرکت های خوب به بازاريابی به عنوان علم تجزيه و تحليل بازار نگاه می کنند.

26- بازاريابی تجزيه و تحليل مشتری ، رقبا و يک شرکت می باشد که می خواهد در بازار رقابت سوددهی داشته باشد.

 

پـــریسمـــاتیـــک

PRISMATEC

منشور گردان با نمايشگر سه تصوير

 

ارتباط و حرکت

سه فضای آگهی در حال حرکت ..... توجه بيشتری را برای آگهی تان جلب می کند.

- تغيير همزمان تصوير

- تغيير « جلوه امواج » تصوير

- زمان های نمايشی قابل برنامه ريزی

- هزينه کم

- خيلی آرام و بی سرو صدا

- هزينه نگهداری مجانی

- منشورها و لبه های محکم

پريسماتيک : منشور گردان نمايشگر

« پريسماتيک » (Prismatec) سيستم منشورهای مثلثی و گردان است که قادر به نمايش سه تصوير مختلف پي در پی بر روز يک سطح مشابه است که به وسيله « آنديوليشن» (جلوه امواج ) و يا جلوه همزمان رخ می دهد و در آن يک تصوير فوراً توسط تصوير ديگر محو می شود.

به هنگام حرکت با « پريسماتيک » نظر بييننده را جلب می کندو علاقه او را به زنده نگه داشته و قدرت او را برای ايجاد و خلق صفحات آگهی از موارد زير ا ستفاده می شود:

  • چاپ ديجيتالی بر روی صفحات پلاستيکی براق وينيل داشی و يا موقت که قابل چسباندن باشند.
  • دکوراسيون های کلاسيک بر روی تکه های پلاستيکی براق « وينيل » بر روی پلاترها و يا وسايل مشابه .
  • پوستر های کاغذی معمولی که بر روی منشورهای چسبانده می شود و شبيه تابلوهای تبليغاتی سنتی است .

گواهی کيفيت

«تکماس » (Tecmas) همواره توجه خود را به روی کيفيت معطوف داشته است . در حقيقت ، سيستم کيفی آن را بر اساس نرم افزارهای بين المللی 2000 – 9001 – UNIENISO که توسط موسسه DNV DET NORSKE VERITAS تعيين شده ، مورد تاييد قرار گرفته شده است . گواهينامه اين موسسه ، مهم ترين گواهی در اين صنعت است .

اين بدان معناست که طرح پروژه ، انتخاب مواد و تهيه کننده آن ، توليد کنترل نهايي کالا و کمک های پس از فروش و خيره همگی تحت نظر و کنترل هستند واين امر نه تنها کيفيت دائمی کالا راتضمين می کند بلکه از همه مهم تر بهبود و پيشرفت کيفيت دائمی کالا را نيز باعث می گردد . « پريسماتيک » در چارچوب سيستم تاييد و گواهی کيفی توليد می شود.

« پــريسماتيــک »

آماده برای بر طرف کردن تمام احتياجات

« تکماس » به خوبی يک سيستم عملی متشکل از لبه های ( تيغه های ) قابل تعويض را تنظيم کرده که اجازه استفاده از « پريسماتيک » برای تابلوهای تبليغاتی ( بيلبوردها ) يک ماهه و يا دو هفته ای را می دهد. پوسترها در انبار ها بر روی صفحاتی مخصوص که باعث تحريک و حرکت « پريسماتيک » می شوند ، چسبانده می شوند. پس از اين که کاغذ و يا همان آگهی چسبانده و خشک شده ، بريده می شود . تعداد لبه های ( تيغه های ) موردنياز انتخاب و بر روی « پريسماتيک » نصب می شود تا جايگزين تابلوهای تبليغاتی ( بيلبوردهای ) قديمی شود. پس از پياده کردن ، لبه ها ( تيغه ها ) با وسيله ای مخصوص پاک می شوند تا بتوان بار ديگر از آنها استفاده کرد. در سيستم لبه ای يا همان تيغه ای «پريسماتيک » سوار و پياده کردن هر صفحه آگهی 6 *3 مترکه توسط يک نفر به کمک جرثقيل انجام می شود 15 دقيقه طول می کشد.

اين وسيله و روش باعث کاهش چشمگير هزينه ها می شود.

طــرح مخصــوص

« پريسماتيک سالهای دور و در سال 1988 خلق شد . از آنجايي که از روز اول ساخت عملکرد آن صحيح و عالی بوده ، در اين مدت تغييرات عمده ای نداشته است و تنها تغييراتی ايجاد شده که مصرف کنندگان آن نياز داشته اند.

مکانيزم منحصر به فرد که حرکت را خلق می کند به صورت بين المللی به ثبت رسيده است و به طور باورنکردنی ساده است . « پريسماتيک » تنها از دو قسمت تشکيل شده است : سيستم فرمان حرکتی و منشور تاجی شکل مضاعف که از بلبرينگ ها در يک استيل ضد زنگ حمايت می کند.

در ساخت اين دو قسمت از تکنولوژی پيشرفته استفاده شده است و مواد آلی به طور اتوماتيک روغن کاری شده و نيازی به هيچ روغن کاری نيست .

محکم و اقتصادی

مکانيزم دستگاه در داخل يک قاب خارجی که از پروفيل های آلومينيومی ساخته شده ، نگهداری و محافظت می شود. پروفيل ها قابل حمل و بسيار محکم هستند. اگر چه اين راه حل اندکی گرانتر تمام می شود. اما اجازه صرفه جويي اساسی را در اسکلت ساختمانی بخش حائل و حمايتی دستگاه می دهد که به سود مشتری نيز است .

طراحی برای دوام بسيار

استفاده از موادی که از بين نمی روند و همچنين اعمال تست های ويژه برای تضمين دوام مواد مصرفی در بخش نشانگر باعث عمر ابدی « پريسماتيک » می شود . تمام قسمت های آلومينيومی شامل قاب ها و منشورها از جنس آلومينيوم 20 ميکرونی است . پيچ ها وچفت ها ، صفحات قابل نصب و شفت اتصال همگی از جنس استيل ضد زنگ هستند.

ايمنی

به منظور جلوگيری از آسيب به مکانيزم دستگاه توسط حرکات خرابکارانه و يا افتادن اشياء خارجی درمنشور ها به هنگام حرکت « پريسماتيک » دارای دو جداره محافظتی می باشد : اولين آن توسط يک سيستم کلاجی مخصوص عمل می کند که به موتور اجازه می دهد حتی به هنگامی که منشورها ساکن هستند ، بچرخد . دومين نحوه عملکرد نيز الکترونی است و توسط جعبه کنترلی فعال می شود و به کمک آن هر حرکتی در حدود 20 ثانيه پس از توقف حرکت منشورها ، متوقف می شود.

سيستم به طور خودکار در مدت زمان تقريباً 20 دقيقه چهار بار اقدام به کار می کند. اگر مانع از سر راه برداشته نشده و يا عيب برطرف شده باشد ، دستگاه تا زمانی که رفع عيب نشود به حالت ساکت و ساکن باقی خواهد ماند.

برنامه ريزی

جعبه نمايشگر الکترونيکی کار برنامه ريزی موارد زير را امکان پذير می سازد .

  • زمان نمايش تصوير از يک ثانيه تا مدت 4 ساعت
  • زمان نمايش تصويری مختلف برای هر کدام از تصاوير
  • چرخش 2-1-2-1-2-1 و يا 3-2-3-2-3-2 که در آن تنها در تصوير نمايش داده می شود .
  • نمايش شبانگاهی که انتخاب تصوير موردنظر را انجام می دهد.
  • عملکرد ارباب و برده که اجازه هم زمانی دو يا چند قسمت را می دهد . کارت الکترونيکی دستگاه مجهز به « سنسور شفق » است که به طور خودکار پس از روشنايي هوا فعاليت خود را شروع می کند.

« پريسماتيک خودرا متمايز می سازد و امتيازات بسياری به شما ارائه می دهد.

  • سيستم فرمان حرکت آرام وبلبرينگ
  • قاب خارجی قابل نصب
  • شفت اتصال از جنس استيل ( چدن ) ضد زنگ
  • کلاج ايمنی قابل تنظيم
  • استقامت ودوام قطعات
  • نگهداری کامل وعملکرد آزاد
  • دوام قطعات
  • عملاً کار کردن با آن هزينه ای ندارد

بنا به اين دلايل « پريسماتيک » تکنولوژی پيشرفته ای را ارائه می کند و سيستم توسط مشتريان مورد تحسين قرار گرفته است و مصرف کنندگان نيز آن را ستوده اند . و رقبای اين محصول – حسادت بسياری به آن دارند.

 

بــه امتحـــانش مـــی ارزد

ديويد زلند

( گرافيست و آگهی ساز تلويزيون )

دنيای آگهی های تلويزيونی دنيای غريبی است . يک آگهی در آن واحد می تواند هم يک بيننده مشتاق و جدی يک برنامه را جلب کند ، و هم يک بيننده بی حوصله و بی اشتياق را که کانال های تلويزيونی را دائم عوض می کند تا برنامه ای باب طبع خود گير بياورد. ديويد زلند امروز يکی از موفق ترين و پولسازترين آگهی سازان تلويزيونی در آمريکاست . او که کارش را به عنوان يک گرافيت و طراح آغازکرده ، به طور اتفاقی وارد کار ساخت آگهی های تلويزيونی ساعت های سواچ در آمريکا را بر عهده دارد در اين مقاله نحوه ورود به اين حرفه ، ميزان تأثير گذاری يک آگهی تلويزيونی و اصول اوليه بازاريابی تبليغات در تلويزيون را شرح می دهد که خواندنش برای علاقه مندان و دست اندرکاران اين حرفه ، خالی از لطف و فايده نخواهد بود.

در سال 1992 به همراه همسرم در يک پروژه کوچک طراحی گرافيک يک آگهی تلويزيونی ، کار با اين رسانه را آغازکرديم . مدت ها پيش از دوران سلطه اينترنت ، اطلاع رسانی درست ، به موقع و دقيق کار دشواری بود. وبرقراری ارتباط و بازاريابی برای دو طرح گرافيک تازه کار بسيار دشورا به نظر می رسيد . بالاخره با يکی از شبکه های تلويزيونی محلی مرتبط شديم که فهرست دستمزدها عقل و هوش از سرمان پراند. پيش از آن تصور می کردم با فعاليت و طراحی برای تلويزيون ، حداکثر درآمدی چندده هزار دلاری در سال خواهيم داشت . و فکر می کردم با دستمزدی زير پانصد دلار ، يکی از طراحی هايم را ميليون ها بيننده تلويزيونی شاهد خواهند بود. خب ، سعی کردم امتحان کنم ، ضرری که نداشت . من و همسرم ناگهان به گونه های مختلف آگهی تلويزيونی علاقه مند شديم و درکتابخانه ها دنبال کتابهايي در باره تحقيقات بازاريابی گشتيم .در آنجا به اين نتيجه رسيديم که آگهی تلويزيونی بهترين و موثرترن شيوه تبليغات است . آنهم به دو دليل :اول به خاطر تعداد زياد مخاطبان يک آگهی و دوم به دليل بازگشت مالی تضمين شده اين نوع آگهی ها . پس بايک شرکت محلی توليدات ويديويي قرارداد بستيم . قراردادی خيلی ارزان ، سيصد و بيست وپنج دلار برای طراحی گرافيک و عنوان بندی آگهی کوتاه تلويزيونی . بعد از گذشت تنها سه هفته از شروع پخش آگهی تعداد مشتريان ثابت ما سه برابر شد. نيازی به گفتن نيست . که همه موفقيت مان رامديون رسانه تلويزيون هستيم .

نصيحتم را بپذيريد و اصلاً نترسيد . با وجود اينترنت باز هم می توان به آگهی های تلويزيونی اميدوار بود. شبکه های تلويزيونی برای ادامه بقا حتماً راهکارهای تازه و راه حل های درستی برای حفظ تاثير گذاری آگهی های تبليغاتی پيدا خواهند کرد. رقابت شرکت های تجاری نيز هرگز به پايان نمی رسد . تازه شبکه اينترنت امکانات تازه ای نيز به وجود آورده است . با عضويت در سايتی که راه انداخته ام (WWW.Commercialcreator. Com) موقعيت مناسبی برای کاريابی طراحان و گرافيست های جوان و تازه کار به وجود آمده است . با استفاده از فن آوری روز شرايط آنها بسيار بهتر از شرايط ما در سال 1992 است . توصيه ام را جدی بگيريد ، هر کاری به امتحانش می ارزد.

قول می دهم اگر نتيجه ای مشابه نتيجه من وهمسرم بگيريد ، از کاری که می کنيد لذت خواهيد برد.

بهترين قسمت فعاليت در ساخت آگهی تلويزيونی بازار عظيمی است که برای معرفی و تبليغ هر گونه کالايي وجود دارد. فقط بايد بدانيد که چگونه بازاريابی کنيد. فرقی ندارد که آگهی مربوط به تينر رنگ پاک کن باشد يا زنجير چرخ ، در باره قفل باشد يا نوعی پنير ، با برنامه ريزی دست و شناخت نيازهای واقعی جامعه می توانطد يک آگهی تلويزيونی موفق بسازيد. يک آگهی تلويزيونی خوب ، می تواند بهترين ..... مبلغ و معرف .... برای يک کالا باشد. اما کليدهای دستيابی به موفقيت در تبليغات تلويزيونی کدامند ؟ پيش از هر چيز آگهی بايد به گونه ای ساخته شود که بيننده را از عوض کردن شبکه تلويزيونی منصرف کند. بايد بدانيد که چه کالا يا خدماتی را برای چه کسانی تبليغ می کنيد. فرض کنيد داريد يک آگهی درباره پنير می سازيد . ابتدا فکر کنيد چه تيپ افرادی به خريدن اين نوع پنير علاقه مند می شوند. چه ساعتی از روز ، چه شبکه ای و چه برنامه ای را نگاه می کنند ؟ يک شبکه تلويزيونی خانوادگی يا يک برنامه آموزش آشپزی لزوماً مناسب ترين موقعيت برای تبليغ پنير نيستند . شايد سريالی که در آن دقت ويژه ای در نشان دادن مصرف مواد غذايي می شود برای معرفی و تبليغ پنير مناسب تر باشد . و يا اگر آگهی شما يک مارک زنجير چرخ را معرفی می کند احتمالاً برنامه های مربوط به اتومبيل يا يک سريال شهری موقعيت مناسبی برای پخش آگهی شماست . به هر حال امکانات تلويزيونی نا محدود است . اگر آگهی شما در روزهای اول به راحتی در نزد مخاطبان جا نيفتاد ، نگران نشويد . با گروه های مخاطب آگهی خودتماس بگيريد و از آنان نظر خواهی کنيد . مطمئناً راه های مناسب راخواهيد يافت .

 

تبليـــغ عليــه اعتيــاد در ايستــگاههای متــرو

       

پنــــج میلیـــون نگــــاه

 

فکر اوليه برپايي نمايشگاه عکس در مترو حدوديک سال پيش به ذهنم رسيد از آنجايي که مخاطب هميشه حرف اول را می زند و کثرت آن باعث تأثير گذاری بيشتر هنر می شود بر آن شدم تا نمايشگاه عکس اعتياد با موضوع « منگ » را در ايستگاه های پررفت و آمد مترو برپا کنم با همکاری دوستم امير محمد پيام که مدير اجرای نمايشگاه نيز بود. ( وی در جمعيت مبارزه با اعتياد فعاليت دارد ) طی مدت دو ماه مسائل مربوط به برپايي اين نمايشگاه ، اعم از رايزنی با مسئولين روابط عمومی مترو و هم چنين انتخاب عکس و چاپ آنها در قطع استاندارد تابلوهای تبليغاتی مترو که نياز به دقت و چاپ خوب داشت – تبادل نظر و هماهنگی لازم صورت گرفت و مدت يک ماه هم کار انتخاب و چاپ عکس ها به طول انجاميد . البته طراحی های چشمگير خانم افسانه نيک پور که زيبايي طرح هايش چشم ها را آرام آرام به سوی عکس ها می کشاند ، - چرا که هيچ چيز اضافه ای در طراحی وجود ندارد – خود وجه تمايزی است که يک نمايشگاه موفق می تواند در چنين مقياسی از آن برخوردار گردد. بنا به اصول پايه ای تبليغات نيز اين طراحی حرفه ای و از ديدگاه يک طراح است که می تواند شما را در ارائه هر چه بهتر محصولتان اعم از هنری ، صنعتی ، تبليغاتی ، و ..... موفق سازد. از آنجايي که نمايشگاه عکس های اعتياد يک پديده اجتماعی است و به لحاظ جامعه شناختی برای جلب توجه عموم بسيار حائز اهميت است . عکس های اجتماعی را در مکان های عمومی و پر رفت و آمد قرار دادند که بتواند به تأثير گذاريش بيشتر کمک کند.

عليرغم اعتقاد بعضی ها که می گويند نشان دادن اين عکس ها در مکان های عمومی جالب نبوده و وجدان عمومی را آزرده و خدشه دار می سازد. من به عنوان يک عکاس مستقل که به پديده های اجتماعی با ديدی انتقادی نگاه می کند بر اين باورم که ايستگاه های مترو محل مناسبی برای تبليغات سالم ومفيد است .

روزانه بيش از 250 هزار نفر از ايستگاه های مترو استفاده می کنند و اگر در اين مدت هر کدام فقط برای يک بار اين عکس ها را ديده باشند تعداد بازديد کنندگان تا کنون به مرز 5 ميليون نفر رسيده است .

يک نکته مهم اين که قطع عکس ها 1 * 2 متری است و اين خود می تواند به بينندگان کمک کنند که اگر وقت کافی برای ايستادن در ايستگاه را ندارند در همان فاصله يک دقيقه که مترو توقف دارد می توانند به راحتی تمام 18 قطعه عکس را ببينند.

 

نقـــش بنــرها و آرم در تبليغــات امــروز جهـان

تـــابلـــوهـای پــر تحـــرک

 

بنــرهای پــر تحرک

يکی از پر استفاده ترين تبليغات اينترنتی ، بنرها هستند و استفاده از ابزارهای نوين و پيشرفته علاوه بر افزايش تاثير اين روش تبليغاتی ، انقلابی در اين نوع تبليغ ايجاد کرده است . برای افرادی که از ابزارهای سنتی تبليغ مانند تلويزيون ، رادين يا تبليغات چاپی استفاده می کنند. تبليغات بنری نقش به سزايي در افزايش قابليت های تصويری علامت های تجاری دارند و همين طور ميانگين تعداد کليک ها را افزايش می دهند.

در شرايط يکسان تبليغات (on line ) تاثير به سزايي در افزايش معروفيت نام تجاری شرکت ها ( تا 60 درصد ) دارند ، که هزينه اين نوع تبليغات بسيار کمتر از تبليغات معمول است .

افرادی که ابزارهای تبليغات سنتی را برای محصولات خود مناسب نمی دانند ، می توانند از تبليغات بنری برای گسترش نام شرکت خود بيشترين استفاده را کنند. منطق توسعه طراحی آرم با ارزش به نحو شگفت انگيزی مشابه منطق توسعه توليدات است و در هر دو مورد ، ابزار يا وسيله ای توليد می شود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتياجات ، داشتن نوع آن اهميت زيادی دارد.اصولاً تصميم مصرف کننده برای خوشحال بودن ، استراحت ، سرگرمی ، تقويت اعتماد به نفس ، خيال پردازی يا هر مورد روحی ديگر همان احتياجات او را شامل می شود . در حقيقت يک آرم بدون سناريوی متقاعد کننده برای افراد ، آرم نيست . اين علامت ممکن است به آرم شباهت داشته باشد . نام و نشانه و ويژگی های تصويری شناخته شده ای داشته باشد و حتی از روش های تبليغاتی نيز استفاده کند، اما مصرف کنندگان به اين محصول بی اعتنا هستند.

تمام روش های نوين و موفق در امر توليد محصولات و ارائه خدمات در مورد طراحی آرم نيز چاره ساز است ، شرط لازم و کافی برای موفقيت ، فراهم کردن چيزی برای مشتری است که به آن نياز دارد ولی نمی تواند خيلی سريع به آن دست پيدا کند. به اين دليل که تهيه آن برای مشتری کاری دشوار ، پيچيده ، پرزحمت ، خسته کننده و گسترده است .

نکته مهم در تبليغات اين است که احساسات را نمی توان به علامت های تجاری تزريق کرد. بلکه اگر به عنوان يک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر می انگيزند ، احساسات مثبت نتايج مستقيم اين انتظارات هستند. سمبل های مختلف ( نام و نشانه ، فونت ، نمادها و.... ) بر خلاف انتظار تاثير زيادی ندارند . آنها در حقيقت ، نشانه هايي هستند که ما را برای رسيدن به هدف اصلی هدايت می کنند.

چند نکته ی اساسی را می توان برای يک طراحی موفق گوشزد کرد که يکی از آنها ارتباط طراحی آرم با سوددهی مستقيم باشد يعنی اصل اوليه طراحی آرم با در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و ساير نمادها با سود آشکار و محسوس است . آرم های موفق با رعايت اين اصل به موفقيت رسيده اند . نکته ی دوم طراحی متنی با تأثيرات روانی است . يک متن مؤثر بر احساسات مفهوم يا اصلی سازمان يافته است که مشتری را به يک سری عوامل نامربوط ولی تاثير گذار مرتبط می کند. سومين نکته سبک تجره است . شما با يک انتخاب درست ، در مشتری انتظارات و آرزوهايي ايجاد می کنيد . که توليدات به تنهايی نمی توانند از پس اين کار بر آيند. طراحی آرم هايی که خود معرف خود باشند يکی ديگر از روش های طراحی موفق است که از سمبل هايي استفاده می شود که برای همه شناخته شده باشند. اين روش مصرف کننده را وامی دارد به شناخت جديدی از خود برسد و در حقيقت هنگام استفاده از اين محصولات مکالمه ای درونی با خود برقرار کند.

مرحله بعدی ايجاد وسيله ای برای انتقال پيام است نقش آرم در اين رويکرد ، ايجاد سمبلی متفاوت و در عين حال شناخته شده است . چنين آرمی مصرف کننده را قادر می سازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بيان کند. نکته ی ديگر ايجاد يک جايگاه اجتماعی فرهنگی است .

در اين جا هدف ، ايجاد يک جايگاه اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهنمای مشتريان است . اين راهنما مشتری را از آنچه که در اطرافش می گذرد ، هنجارهای اجتماعی و هر چيز خوشحال کننده آگاه می سازد. در نظر داشتن اهداف متعالی نيز می تواند نشان دهنده آرم موفق باشد يعنی شما با فعاليت خود ، زمينه را برای دست يابی به اهداف بزرگ فراهم می کنيد .

زندگی دردنيای خيال هم می تواند مؤثر باشد. دل بستن به يک آرم و انتخاب آن از جانب مشتری شايد به اين دليل است که فرد از طريق آگهی می تواند مانند دنيای خيال رفتار کند.

 

پـــلاکــارد ، در اوج آسمــان

 

«پلاکارد » از جمله وسايل تبليغی است که با توجه به نوع آن بايد در فضای باز و در محيط باز استفاده شود.

استفاده از پلاکارد به سال های دور و به سال های اوليه انسان باز می گردد . مصری ها ، يونانی ها و رومی های باستان برای به اطلاع رسانی توافقات تجاری و تاريخی خود از «پلاکارد» استفاده می کردند.

در آن عصر معمولاً « پلاکاردها » به صورت نوشتاری بودند اما از سال 1830 ، اولين پلاکارد تصويری وارد بازار شد که بيشتر آن سياه و سفيدبود.

تا دهه 1860 ، پلاکاردها تنها « مونوکروم ، و يا به عبارتی تک رنگ بودندو تفاوتی با ساير نوشته های مصور نداشتند.

در اواخر قرن نوزدهم ، پلاکاردهايي وارد بازار شد که با ساير نوشته های مصور فرق داشتند.

اولين « پلاکارد » در تاريخ تبليغات در سال 1482 توسط کتابفروشی « بت دالد » به چاپ رسيد . اين « پلاکارد » برای تبليغ چاپ جديد کتابی به نام « هندسه » به چاپ رسيد. از آن زمان چاپ پلاکارد ادامه دارد اما مصارف آن متفاوت می باشد.

در سال 1491 يک پلاکارد عجيب به چاپ رسيد که در آن مردم را به عشق و دوستی تشويق می کرد .

استفاده ازتصاوير بر روی پلاکارد بسيار مهم است و تأثير بسياری بر روی بينندگان آن دارد.

اما عصر جديد « پلاکارد » که شامل پلاکاردهای تبليغاتی نيز می شود . از سال 1919 آغاز شد ، برای « پلاکارد » واژه های مختلفی در ساير کشورها استفاده شد.

برای مثال آلمانی ها آن را « پلاکارد می ناميدند . در انگلستان و آمريکا واژه « پوستر » استفاده می شدن که از واژه « پست » گرفته شده بود. در کشورهايي مثل آلمان ، آمريکا ، انگلستان ، و روسيه ، معمولاً اين پلاکاردها در نزديکی اداره پست نصب می شد . در فرانسه نيز از کلمه « آفيش » برای اين کار استفاده می کردند.

در سال 1796 ، يک آلمانی به نام « آلويزشن فدر » يک تکنيک جديد چاپ تصاوير را ابداع کرد . او تصويری را به کمک ترکيب شيميايي خاصی بر روی يک سنگ مخصوص قرار داد. آنگاه اين سنگ با رنگ پوشيده شد. يک نسخه از اين سنگ به چاپ رسيد. اين شيوه، توليد کاغذهای مصور و دارای نمودار را ارزانتر ساخت .

خيلی زود « پلاکارد » شکل وسيع تری به خود گرفت اما تا سال 1860 هنوز تک رنگ باقی ماند . اختراع شيوه ليتوگرافی چند رنگی توسط يک شهروند پاريسی به نام «گورفروی آنگل من » کمک بسياری به صنعت چاپ پلاکارد و تبليغات کرد. آنگل من اولين نفر نبود. خيلی ها اعتقاد دارند که يک نقاش روس به نام کورنيلی ياکوولويچ ترومونين در سال 1832 از چنين شيوه ای برای چاپ تصاوير استفاده کرده بود تا کتابی را در مورد شاهزاده سوياتوسلاو منتشر کند. پروسه فنی رفته رفته ساده تر شد . در سال 1865 يک بارون اتريشی تبار به نام فون رانسونت تکنيکی را ابداع کرد که ليتوگرافی تصويری چند رنگ بود. اين تکنيک براساس تصاوير عکاسی استفاده می شد. در نتيجه تمام عکس هايي را که در آنها سه رنگ اصلی آبی ، قرمز ، زرد وجود داشت . می شد به چاپ رساند . اين تکنيک باعث شد تاهزينه چاپ تصاوير ارزانتر شود.

امروزه از يک فرانسوی به نام « ژول شره » به عنوان پدر « پلاکارد تبليغاتی » نام برده می شود. او يک نقاش ماهر بود که با مداد نقاشی می کرد و در امور دکور صحنه فعاليت داشت و او يک دفتر ليتوگرافی کوچک در سال 1866 در پاريس افتتاح کرد. در نتيجه او درهمانجا اصول اوليه پلاکارد های امروزی را بنيان گذاشت . او اعتقاد داشت که بايد پلاکارد در همان اولين نگاه همه را مجذوب سازد و در انتخاب نوشته ها و تصاوير بايد دقت بيشتری شود.

او در حدود يک هزار پلاکارد به چاپ رساند که مربوط به تبليغ رستوران ها و نمايشگاه ها بود.

رفته رفته صنعت پلاکارد سازی توسط فرانسويان ديگری متحول شد. در قرن نوزدهم ، آ. تولوزلوترک پلاکاردهای بزرگ و هنری را تهيه و وارد بازار کرد.

البته وقتی صحبت از پلاکارد می شود ، ناگهان به ياد پلاکاردهايي می افتيم که در راهپيمايي ها و تظاهرات استفاده می شود.

اما اين تنها يک بخش کوچک از صنعت پلاکارد سازی است که در آن کمتر هنر و طراحی مشاهده می شود.

برخی از کارشناسان تبليغاتی اعتقاد دارند «پلاکارد» يک هنر است و تنها هنرمندان قادر به خلق يک پلاکارد زيبا می باشند.

در قرن نوزدهم و با همه گير شدن استفاده تبليغاتی از پلاکارد ، نقاشان بزرگی برای همکاری دعوت به کار شدند. آلفونسه لاموش نقاش معروف فرانسوی از جمله چهره های بزرگ صنعت پلاکارد تبليغاتی است . او را پدر تبليغات ويژه تقويم می نامند.

« لاموس » عادت داشت با استفاده از تصاوير زنان به پلاکاردهای خود گيرايي خاصی بدند در طراحی « پلاکارد نيز همچون ساير رشته های هنری ، سبک های مختلف وجود دارد .

با اين حال فرانسويان را پايه گذار صنعت پلاکارد سازی می دانند و آنها در اين حرفه پيشگام هستند و در سال های دور رقبای اصلی آنان روس ها بودند.

عده ای از پلاکارد سازی به عنوان « دنيای هنر » نام می برند. در سال 1897 اولين نمايشگاه بين المللی پلاکارد در پترزبورگ روسيه برگزار شد . اين نمايشگاه نقش مهمی در توسعه تبليغات تصويری درجهان داشت و بيش از 13 کشور جهان در آنجا حضور داشتند.

در آغاز قرن بيستم ، روس ها با الهام از طرح های اروپاييان توانستند جهش بسيار بزرگی در صنعت پلاکارد سازی داشته باشند. با اين حال هنوز عده ای سنت گرا هستند و علاقه ای به ابداعات جديد در کارهای خود ندارند.

در سال های گذشته نقاشان بسياری درزمينه پلاکارد سازی فعاليت کرده اند اما نتوانسته اند نام بزرگی در اين صنعت برجا بگذارند زيرا صنعت پلاکارد سازی اين روزها کمتر مورد توجه قرار دارد. پلاکارد بيشتر زمينه سياسی پيدا کرده است و يا در موارد خاص تبليغاتی استفاده می شود.

برخی از طراحان اعتقاد دارند بايد اصول سنتی و مدرن در پلاکارد رعايت شود زيرا مدرنيته محض باعث می شود کمتر به آنچه که در پلاکاردها آمده توجه شود .

پلاکارد همان هنر بر روی صفحه می باشد. کارشناسان اعتقاد دارند در صنعت پلاکارد سازی با توجه به پيشرفت شيوه های متفاوت تبليغاتی رفته رفته رو به نابودی است زيرا افراد کمتری در اين صنعت فعاليت می کنند.

اکثر طراحان و نقاشان جذب ساخت «پوستر» و يا ساير انواع تبليغات می شوند.

برخی اعتقاد دارند «پلاکارد » تا سال 2020 رفته رفته يک صنعت منسوخ خواهد بود و جای خود را به « بيلبوردها » خواهد داد که امروزه با شيوه های مدرن تمام نقاط مختلف شهرها و حتی روستاهای جهان را فرا گرفته و تاييد مثبت آن بيشتر از پلاکارد می باشد.

با اين حل هنوز فرانسويان به اين شيوه تبليغاتی علاقه دارند و نمی خواهند چيزي را که خود پيشگام آن بوده اند، از بين برود.

نصب پلاکارد به خاطر حجم و جاگير بودن آن اکنون بيشتر در ورزشگاه ها و يا سالن ها استفاده می شودو کمتر از آن در سطح شهر ديده می شود.

البته آنچه که در برخی از شهرها به عنوان پلاکارد از آن ياد می شود ، فاقد ارزش هنری و اصول پلاکارد سازی است وتنها وسيله ای برای شلوغ کردن محيط می باشد. صنعت پلاکارد سازی در حال حاضر از لحاظ در آمد زايي نتايج قابل قبولی دارد اما با توجه به پراکندگی ارقام ، آمار کلی در اين باره وجود ندارد و انتظار می رود در حال حاضر يکی از هنرهای تبليغاتی نسبتاً موفق باقی بماند .

 

ســـــونـــــی

ظهــور نامـی بــزرگ درتکنولــوژی جهـــــان

 

بازاريابی و تبليغات تجاری از جمله راه کارهای مهم در پيشبرد اهداف اقتصادی و موفقيت يک موسسه و شرکت است و با تدابير خوب در اين دو زمينه می توان راه موفيت را هموار کرد .

کمپانی های بزرگ و موفق در جهان همواره درامور « بازاريابی » و « تبليغات » توانسته اند گام های بزرگی بردارند.

کمپانی « سونی » از جمله اين شرکت ها و موسسات است که از يک کمپانی کوچک به يک مجموعه شرکت و يا گروه تبديل شده است .

« سونی » در ابتدا يک کمپانی کوچک بود که اکنون دارای چندين زير مجموعه مختلف با فعاليت های بسيار است و کمپانی معروف « آيوا » نيز به زير سلطه اين شرکت در آمده است .

اگر چه سونی در ژاپن بنيان گذاشته شد اما اکنون يک شرکت بزرگ جهانی است که نامش درهر گوشه از جهان شناخته شده است و در زمينه های مختلف کار می کند.

سونی چيست ؟

نام شرکت « سونی » (Sony) تلفيقی از دو کلمه می باشد . «سونوس » (Sonus) در زبان لاتين ريشه کلماتی همچون "sound" و "sonic" است که به معنای صدا می باشند.

« سانی » (Sonny) نيز به معنای فرزند کوچک می باشد. در نتيجه نام کمپانی « سونی » مرکب از دو کلمه « سونوس » و « سانی » می باشد . اين واژه را بنيان گذاران شرکت در ابتدا و هنگامی که تعداد نفرات آن را گروه اندکی جوان و پرانرژی تشکيل می داد ، برای خود برگزيدند.

زير مجموعه سونی

کمپانی دارای هفت زير مجموعه و به عبارتی شرکت های تحت الامر است .

کمپانی آيوا ، کمپانی کلمبيا هاوس و کمپانی سونی آمريکا ، سونی اريکسون موبايل کاميونيکيشن ، سونی پيکچرز انترتيمنت و تله موند و کاميونيکيشن کروپ .

در نتيجه سونی به يک شرکت با چند حوزه فعاليت تبديل شده است . زيرا سونی در حال حاضر در امور موسيقی ، سينما ، بانکداری ، ماهواره ، و حتی بازی های ويديويي فعاليت دارد.

تاريخ بنيانگذاری سونی

کمپانی سونی در ماه مه 1946 و با نام « توکيو تسوشين کوگيو» معروف به توتسوکو آغاز به کار کرد . اين کمپانی با بودجه ای در حدود 190 هزارين در « نيهون بامی » در توکيوراه اندازی شد . هدف اوليه اين شرکت تحقيقات و ساخت وسايل مخابراتی و وسيله سنجش بود . دفتر مرکزی شرکت يک سال بعد به منطقه شيناگاوا منتقل شد . آقای ايبوکا که دوست داشت در زمين مخابرات دست به نوع آوری بزند هرگز فکر نمی کرد که شرکت او به عنوان يکی از بزرگترين شرکت های جهان تبديل شود.

ايبوکا که در شرکت ديگری با مهندسين در زمينه امور مهندسی الکترونيک همکاری داشت ، تصميم به جدايي گرفت و پس از جنگ جهانی دوم برای خود شرکت راه اندازی کرد. او به رغم مشکلات بسيار کار خود را ادامه داد و اراده آهنين باعث شد تا شرکت « توکيو تسوشين کوگيو » روز به روز موفق باشد. به خاطر بودجه اندک او قادر نبود دست به ريسک بزند اما وجود همکاران خوب باعث شد تا شرکت جان بگيرد و اکنون در جهان از جمله کمپانی های بی رقيب باشد.

در اولين رویهای آغاز شرکت تنها 20 کارمند در آنجا فعاليت می کردند و اولين توليدات مصرف آنان نيز در اواخر دهه 1940 وارد بازار شد. اولين محصول تجاری شرکت «پلوپز» بود.

در سال 1950 اولين نوار مغناطيسی قابل ضبط در ژاپن توسط سونی وارد بازار شد . پس از چند سال فعاليت ، نام اين کشور به شرکت سونی تبديل شد . اين اتفاق در سال 1958 رخ داد و در آن زمان سونی متولد شد.

شرکت سونی رفته رفته به خاطر موفقيت خود توانست در کشورهای مختلف برای خود پايگاه ايجاد کند. اولين پايگاه آنها در آمريکا و درسال 1960 تاسيس شد. اين شرکت هم اکنون با نام سونی الکترونيکس فعاليت می کند.

نبوغ وتلاش مديريت شرکت درسال 1960 نتيجه داد و آنها اولين تلويزيون ترانزيستوری جهان را وارد بازار کردند.

خيلی زود سونی در زوريخ سويس شعبه زد . سونی اولين شرکت ژاپنی بود که سهام آن در بازار بورس آمريکا عرضه شد.

موفقيت سونی با ساختن اولين دستگاه ويديويي ترانزيستوری فشرده در سال 1963 تکميل شد .

سونی در اکثر کشورهای اروپايي و آسيايي رخنه کرده و در آنجا کارخانه تاسيس کرده تا با پايين آوردن هزينه ساخت محصولات بتواندبازار را قبضه کند.

موفقيت و ابداعات سونی در سال 1982 و با توليد اولين دستگاه پخش سی . دی (C.D) تکميل شد . ساخت اين دستگاه تحولی در جهان الکترونيک ايجاد کرد و سونی به مسئولين شرکت سونی خيلی زود متوجه شدند که تنها ابداع و اختراع نمی تواند اين شرکت را در بازار جهانی موفق سازد بلکه آنهانياز به يک موسسه بازاريابی دارند. و در آوريل 1997 شرکت بازاريابی سونی راه اندازی شد .

با راه اندازی شرکت بازاريابی سونی اوضاع به سود اين کمپانی شد به طوری که ميزان درآمد اين شرکت در سه سال اخير شاهد افزايش چشمگيری بوده است .

اهداف تاسيس شرکت

«ايبوکا» در راه اندازی اين شرکت اهداف متعددی داشت . اولين هدف او راه اندازی يک کارخانه ايده آل با حضور افراد آزاد و روشنفکر بود که در کار خود صداقت داشته باشند و از استعداد و توانايي خود استفاده کنند.

دومين هدف او کمک به صنعت و تکنولوژی ژاپن بود که او می خواست سهمی در آن داشته باشد.

او هدف ديگری نيز داشت و آن تجاری و پول ساز کردن شرکت خود و توسعه تکنولوژی بود.

ايبوکا خيلی دوست داشت از طريق شرکت خود به کشورش کمک کند که در جريان جنگ جهانی دوم بدجوری آسيب ديده بود.

او در کنار توليدات شرکت به آموزش علوم مربوط برای مردم نيز فعاليت داشت .

سياست های مديريت

ايبوکا در مديريت خود نبوغ و سياست را به نمايش گذاشت و از همان روزهای اول اصول و سياست خود را ترسيم کرد.

او اعتقادداشت با يک شرکت کوچک نيز می توان جهان را به تصرف درآورد اما برای اين کار نياز به پشتکار ، اراده و نظم می باشد.

ايبوکا در سياست خود همچنين اعتقاد داشت که بايددرهر کاری نوآوری کردو به دنبال چيزهايي رفت که تازگی داشته باشد و به کمک جامعه بيايد.

توليدات

«سونی » در راستای سياست مديريت اوليه خود تا کنون بيش از 40 نوع توليد را به نام خود ثبت کرده و در ساخت آنها پيشگام بوده است .

آخرين محصول توليدی آنها در ماه آوريل 2003 يک ديسک نوری با ظرفيت بالا به نام ديسک اشعه آبی بود. اين ديسک قابل ضبط و پخش بود. يک ماه بعد نيز آنها نوع پيشرفته تری از اين ديسک را وارد بازار کردند.

ايبوکا که بود ؟

ماسارو ايبوکا يک مهندس با تجربه بود که در سپتامبر 1945 بار ديگر به شهر ويران شده توکيو بازگشت تا پيشگام يک حرکت بزرگ باشد. او در يک اتاق کوچک که در طبقه سوم فروشگاه شيروکيا قرار داشت کارش را آغاز کرد . در اين اتاق فقط يک سوئيچ برد تلفن قرار داشت . او در اين اتاق با گروه جوان خود فعاليت بزرگ را آغاز کرد . شيشه های اتاق او نيز دراثر حملات جنگ جهانی دوم شکسته شده بودند. اتاق بسيار کوچک وسرد بود اما او اراده ای پولادين داشت . رفته رفته ايبوکا با خريد ابزار آلات و رسيدن به اتاق آن را به شکل يک کارگاه کوچک در آورد. او اين ابزار کار را از کارخانه سابق خود در سوزاکا به توکيو آورده بود و برخی از دوستان نيز به او ملحق شدند.

در اکتبر همان سال ايبوکا شرکت توکيو توشيس را بنيان گذاشت . اکثر حقوق کارمندان و کارگران شرکت از پس انداز ايبوکا پرداخت می شد. اما او خوب می دانست مردم تشنه رسيدن به اطلاعات درباره ساير نقاط جهان می باشد و به همين دليل تقاضا برای راديو افزايش يافته است . در نتيجه او به همراه دوستان تصميم گرفتند بر بروی تهيه و توليد راديو فعاليت خود را دنبال سازند.

با اين حال اولين توليد اين شرکت « پلوپز» برقی بود. البته اين پلوپز ها نياز به برق بسياری داشت و به همين دليل استقبال از آن کم بود. و او مجبور شد تا در ساختار آن تغييراتی ايجاد کند که برق مصرفی آن کم باشد.

به مرور زمان ايبوکا به کمک پدرزن خود که رياست شرکت را بر عهده داشت توانست با بازاريابی خوب پيشرفت کرده و شرکت او درآمدزا شود. پدرزنش آکيوموريتا نيز نقش بسيار مهمی در جهش بزرگ سونی داشت .

اکنون ارزش اين کمپانی به بيش از 60 ميليارد دلار رسيده و گفته می شود اين رقم به بيش از 100 ميليارد نيز می رسد.

موريتا يک بازارياب واقعی

اگرچه ايبوکا در راه اندازی سونی از نبوغ و تلاش خود استفاده کرد اما آکيوموريتا يک بازارياب واقعی بود و با نبوغ بازاريابی خود به رشد سونی کمک کرد .

موريتا درنقش عمده ای در فروش کالاهای خانگی و الکترونيکی سونی در جهان بازی کرد. موريتا می خواست سونی يک نام بزرگ جهانی شود و پيشنهادات وسوسه انگيز شرکت های ديگر را برای همکاری رد کرد.

او در آن زمان قول داد سونی 50 سال بعد يک نام بزرگ در صنعت شود که هيچ کس نتواند ديگر اين نام را فراموش کند. پيش بينی های او کاملاً درست از آب در آمد .

پس از سفر موريتا به آمريکا او در بازگشت خواستار تغيير نام شرکت به سونی شد زيرا اعتقاد داشت برای قبضه کردن بازار بايد نام های راحت تر و ساده تری برگزيد . در نتيجه او نام سونی را برگزيد زيرا محصولات آنان صوتی بود او از ترکيب دو کلمه صدا و فرزند کوچک سونی را خلق کرد.

موريتا که خود به اقتصاد کشور و بازار آن آشنا بود به مطالعه بيشتر پرداخت و گام های بزرگ برای جهانی کردن سونی برداشت .

او از مهندسين سونی خواست تا کار بر روی نوع آوری در توليدات ويديويي را در اولويت قرار دهند.

اختراع تلويزيون رنگی در اکتبر 1967 با نام ترينيترون تحول جديدی بود که به موقعيت سونی بيشتر کمک کرد.

موريتا بلافاصله تصميم گرفت تا خط توليد تلويزيون مذکور در سن خوزه آمريکا راه اندازی شود.

بنا به توصيه او سونی توانست واکمن را ابداع کند . ضبط و پخش شخصی و کوچک واکمن از جمله موفق ترين و پرفروش ترين توليدات اين کمپانی بود و هنوز نيز موفقيت آن ادامه دارد .

سونی ، موسيقی و سينمايي

در سال 1988 ، کمپانی سونی برای تبليغات و بازاريابی بيشتر کمپانی سی بی اس و آنگاه در سال 1989 کمپانی کلمبيا پيکچرز را خريداری کرد تا اکنون شرکت های سونی موسيقی و سونی سينمايي راه اندازی شود.

سونی موسيقی و سينمايي در حال حاضر از جمله تهيه کنندگان بزرگ در جهان به حساب می آيند و با ستارگان بسياری قرار داد دارند اکثر فيلم های هاليوودی پرفروش از جمله محصولات اين شرکت می باشد.

بازی ويديويي

بازاريابی خوب و منطقی باعث شد تا سونی در سال 1944 وارد بازار پول ساز بازی ويديويي شود اين کمپانی بازی های ويديويي پلی استيشن ( Play Station ) را درهشت نوع در سال 1995 وارد بازار کرد. به لطف همين بازی ها ، سونی توانست عنوان موفقترين تهيه کننده بازی های ويديويي را به خود اختصاص دهد.

رياست سونی

در حال حاضر کونيکا ته آندو رياست مجموعه شرکت های سونی را بر عهده دارد. البته هر زير مجموعه شرکت دارای مدير جداگانه ای است اما تمامی آنها زير نظر شرکت مرکزی فعاليت می کنند.

شبکه ماهواره ای سونی

يکه تازی سونی در دنيا فقط به توليدمحصولات معطوف نمی شود بلکه مديريت شرکت با به راه انداختن يک شبکه ماهواره ای توانسته است در جهان و به ويژه در آسيا برای خود جايگاه ويژه ای ايجاد کند.

از آنجايي که کشورهای آسيايي به ويژه هندوستان به خاطر جمعيت خود يک بازار بزرگ به حساب می آيند شبکه ماهواره ای اين کشورها را با برنامه های متنوع هدف قرار داده و به صورت غير مستقيم برای کالاهای خود تبليغ می کند. اين شبکه همچنين با تبليغ کالای ساير کمپانی ها نيز با دريافت پول هنگفت درآمدزايي می کند.

سونی و تلفن همراه

کمپانی سونی هنگامی که بازار تلفن همراه را داغ ديد با کمک به شرکت اريکسون آنها را از ورشکستگی نجات داد و اکنون محصولات آنان با نام سونی اريکسون وارد بازار می شود.

اين اتفاق در اکتبر 2001 رخ داد تا سونی در زمينه تلفن همراه نيز با شرکت های بزرگ وارد رقابت شود.

سونی دردسامبر 2002 نيز شرکت آيوا را در خود بلعيد و با نجات اين شرکت از ورشکستگی آن را به زير مجموعه های خود افزود.

درآمد زايي

دراطت و بازاريابی خود مديريت شرکت های سونی باعث شده تا در سال گذشته نرخ رشد آن حداقل در حدود 4 درصد رشد داشته باشد.

بر اساس آمار ، سونی در سال گذشته در حدود 70 ميليارد دلار در زمينه های مختلف فروش داشته است .

سونی بيش از 200 هزار نفر در سرتاسر نقاط جهان پرسنل دارد.

مديريت

نوبويوکی آيدای در ماه ژوئن 2000 به عنوان مدير شرکت سونی برگزيده شد او از سال 1995 که در مديريت شرکت فعاليت داشته نقش بسيار مهمی در اوج گيری سونی داشته است . او در سال 1990 در بخش تبليغات و بازاريابی موسسه مشغول به کار بوده است .

بازاريابی و تبليغات

سونی مثل اکثر شرکت های بزرگ و معتبر دارای زير مجموعه ای به نام بازاريابی و تبليغات است که در آن افراد زبده ای برخوردار است .

کارمندان اين زير مجموعه وظيفه دارند اطلاعات مربوط به کالاها وخدمات سونی به همراه نقاط قوت و ضعف توليدات مشابه ساير شرکت ها را جمع آوری کرده و بر اساس آنها برنامه ريزی کنند.

هزينه تحقيقات و طراحی در بخش زير مجموعه بازاريابی و تبليغات سونی سالانه به 3 تا 4 ميليارد دلار می رسد.

 

کمپانی های بزرگ و انتخاب شعار مناسب

شعـــارهــای مانــدگــار

 

تبليغات به طور کلی به معنی آگاه ساختن و اطلاع رساندن کاربرد دارد و هم اکنون بخش بزرگی از اقتصاد در صنايع را به خود اختصاص داده است . تبليغات در دوره ارتباطات خودش را به عنوان يک علم پيشرفته مطرح کرده است و مورد توجه هم واقع شده و به عنوان يک ابزار مهم برای پيشبرد مقاصد اقتصادی و نفوذ در بازار کار کاربرد زيادی دارد.

در قديم که تنوع در توليدات کم بود ، نياز چندانی به تبليغ نبود تا به استفاده کننده آگاهی دهد که اين محصول توليد شده چه کاربردی دارد و از کجا می توان تهيه کرد. اما با گذشت زمان و توليد محصولات متنوع و ايجاد رقابت بين توليد کنندگان باعث شد که تبليغات نقش مهمی را بر عهده بگيردو باعث تحکيم محصولات در بازار توليد باشد.

توليد کنندگان کالا به منظور جلب توجه مصرف کنندگان و آگاهی دادن به آنها به ساخت پيام تبليغاتی روی آورند. و اين آگاهی دادن به منظور نزديک کردن هر چه بيشتر توليد کننده و مصرف کننده بود. از ويژگی های مهم در طرح و توليد يک آگهی ، ا نتقال دادن خصوصيات کالای مورد نظر به مصرف کننده ، داشتن طراحی ساده و در عين حال جالب توجه است که بيننده را ترغيب کند به استفاده و خريد آن کالا و به طريقی تحت تاثيرش قرار دهد.

شرکت های توليد کننده محصولات ديجيتالی نيز برای جلب توجه خريدار با هم به رقابت پرداختند و به منظور توليد محصولی با کارايي بالاتر به عنوان اصل مهمی برای بالا بردن سطح فروش محصولات خودروی آوردند. که هميشه اين تبليغات شعاری را هم به دنبال دارند که اين شعار تبليغاتی به زبان انگليسی (Slogan) نام دارد ، که بايد دارای ويژگی های بارزی باشد. به راحتی تلفظ شود ، در خاطر بماند و خصوصيات محصول را به طور خلاصه بازگو کند.

يعنی اصطلاحاتی را بايد به کاربرد که بتوان از آن برای تحقق بخشيدن به روياهای مشتری استفاده کرد .

برخی از توليد کنندگان محصولات آنقدر به کيفيت توليد خود اهميت می دهند و در سطح ارتقا آن تلاش کردند که نام آنها به نوعی اعتبار محسوب می شود. برخی از شرکت های توليد کننده پا را فراتر نهاده و برای هر محصول خود به طور جداگانه يک شعار و يا يک نام تجاری انتخاب می کنند.

شعار تبليغاتی به طور کلی به کالا هويت می بخشد و باعث تمايز می شود و مصرف کننده قادر است با توجه به جايگاه خاصی که يک شعار يا يک نام در ذهنش نقش بسته کالای موردنظر خود را برگزيند که اين ذهنيت می تواند به واسطه ی اطلاع رساندن و يا سابقه خودکالا باشد.

اين برخورد مصرف کننده در انتخاب کالا برای شرکت سازنده يک ارزش محسوب می شود که با پيشينه خود توانسته است مشتريان را راضی کند و به نوعی اعتماد مصرف کننده را جلب کند.

در کشورهای پيشرفته که تبليغات به عنوان يک علم قبول شده تعيين شعار تبليغاتی توسط آژانس های تبليغاتی که کارشناسان اين امر را در اختيار دارند صورت می پذيرد و بر اساس مشخصاتی که شرکت توليد کننده از نوع محصول ، کاربرد و خصوصيات آن و مشتری که قرار است از آن استفاده کنند به اين کارشناسان می دهد شعار نهايي توليد می گردد . تبليغات در اين کشورها آنقدر جدی است که در برخی مواقع شرکت ها به منظور جلب توجه مشتريان حتی حاضر هستند نام شرکت خود را هم تغيير بدهند .

فرآيند ساخت شعار امروزه با علومی چون روان شناسی ، جامعه شناسی ، هنر و صنايع ارتباط تنگاتنگ دارد و برای کاربرد بهتر از آن بايد تمام اين علوم را در نظر گرفت تا بتوان به موفقيت دست يافت .

 

برای ارتقا و شناخت بيشتر درعرضه و ارايه تبليغات رسانه ای نياز به بررسی و کنکاشی در خور و لازم بيش از هر زمان ، امروزه احساس می شود . راه کارهايي که می تواند سبب ساز برنامه جامع و مدون برای ارايه يک آگهی مناسب و تاثير گذار در جامعه باشد ، آن هم با حداقل هزينه و بيشترين بازدهی .

 

تـــراکــم آگهـــی در جــاده

تحليل پيام های بازرگانی

بخش اول : اتوبوس

 

تاريخچه

به گفته برخی ، تبليغ روی بدنه اتوبوس ها ، نخستين بار ، 140 سال پيش در نيويورک انجام شده است . اما سابقه اين شيوه تبليغ در ايران ، به مهر ماه 1369 بر می گردد که يک شرکت تبليغاتی به نام شرکت گسترش خدمات ايران – گسترش تبليغات اجازه تبليغ روی بدنه اتوبوس های شرکت واحد تهران را گرفت و اولين تبليغ مربوط به سازمان مسکن ارمغان بود که به مدت يک ماه بر بدنه 20 اتوبوس به چشم می خورد. پس از تهران ، به ترتيب در شهرهای اصفهان ، مشهد ، تبريز ، رشت ، کرمان ، بندرعباس ، کرج ، اروميه ، و .... از اين شيوه تبليغ استفاده شد و در حال حاضر ، شرکت های متعددی از اين شيوه بهره می برند.

بولتن های تبليغاتی مربوط به تبليغ روی بدنه اتوبوس ها ، که توسط شرکت گسترش تبليغات تهيه و در اختيار مبلغان قرار می گيرد ، به پيوست اين گزارش ضميمه شده است .

شيوه های اجرا

برای اجرای آگهی بر روی بدنه اتوبوس ازچند شيوه بهره گرفته می شود :

1) شابلون و رنگ :

اين روش که با گذاشتن شابلون بر روی بدنه اتوبوس و پاشيدن رنگ به روی آن انجام می شود ، ساده ترين و ارزان ترين شيوه است ، ولی از کيفيت مناسبی برخوردار نيست.

2) استيکر

استيکر نام کاغذهايي از جنس PVC و يا نوعی پلاستيک مخصوص است در ابعاد مختلف که پشت آنها چسب دار و مناسب چسباندن روی بدنه و يا درفروشگاه هاست .

در اين شيوه کل طرح تبليغ را روی دو برگ استيکر به ابعاد 200 * 50 يا سه برگ استيکر به همان ابعاد چاپ می کنند که در مجموع ، بدنه اتوبوس را که به طور مفيد 400 *50 يا 600 * 60 است ، می پوشاند .

3) پليت ( ورق آلومينيوم )

در اين شيوه از دو ورق استاندارد آلومينيومی به ابعاد 200 * 50 برای چاپ آگهی استفاده می شود ، بدين صورت که طرح کامل را پس از عکس برداری و تهيه فيلم ، به روش سيلک دستی بر روی ورق ها چاپ می کنند . اين روش از کيفيت بسيار بالاتری برخوردار است و با استفاده از آن ، حتی می توان تصوير اصلی را نيز چاپ کرد .

بعضی از طرح ها نيز تلفيقی از دوشيوه شابلون و استيکر است . اندازه آگهی در شيوه شابلون و رنگ ، با استيکر و يا تلفيقی ، معمولاً 600 * 60 سانتی متر می باشد.

محتوای آگهی

آنچه آگهی گفته می شود ، می تواند کالا يا خدمت ، کالا و خدمت و يا .... باشد که برای رساندن پيام و دادن جلوه به آن ، از عکس يا نقاشی و يا هر دو بهره گرفته می شود و معمولاً دارای چند رنگ است .

در اين آگهی های از زبان هايي ديگر ، به غير از فارسی نيز استفاده می شود که گاهی مربوط به کالا يا خدمت با مليت خارجی است و گاهی نيز مورد آگهی ايرانی است . اما نام خارجی دارد ، مانند « هتل هايت » .

پيام اصلی آگهی ، مهم ترين عامل جلب مشتری است . اين پيام اصلی می تواند : تأمين آتيه ، صرفه جويي ، شيکی ، رفاه ، سرعت و .... باشد. در جدول ذيل مهم ترين پيام ها و انگيزه های اين گونه تبليغات نمودار است :

کد انگيزه

1- استراحت ( آگهی تشک خواب ، تورها و .... )

2- آسودگی و تسهيلات ( عابر بانک و .... )

3- ميل به حداقل رساندن زحمت

4 – طول عمر

5 – خوشبختی کسانی که به آنها علاقمنديم .

6- برتربودن از ديگران

7- وضع اجتماعی مناسب

انواع کالاها يا خدماتی هم که بر روی بدنه اتوبوس ها تبليغ می شود ، در جدول زير آمده است . لازم به توضيح است که در برخی موارد ، اسم مجهول به کار می رود و کالا يا خدمت بودن مورد تبليغ مشخص نيست . اين آگهی « انتظاری» محسوب می شود که در آخرين رديف جدول به چشم می خورد :

کد نوع کالا وخدمت

  1. مواد خوراکی ( کوکا ، چای ، بستنی ، موزو ... )
  2. مواد مصرفی بهداشتی ( خمير دندان ، صابون ، و پودر.... )
  3. فروشگاه های عمومی و مراکز خريد ( قدس و اتکا و ..... )
  4. پوشاک وکفش و کيف با مصارف عمومی
  5. اشياء و لوازم خانگی برقی و الکترونيکی نيازمند به انرژی ( يخچال ، ويديو ،ساعت ، تلفن و .... )
  6. اشيا و لوازم خانگی غير برقی و بی نياز به انرژی ( مبل ، فرش ، پرده و ... )
  7. لوازم وخدمات زيبايي ( آرايشگا ها ، ترميم مو ، لاغری ، ..... )
  8. لوازم و خدمات اداری ( کامپيوتر ، فاکسی ، ميز اداری ، قفسه ها و ... )
  9. مراکز تفريحی و سرگرمی عامه ( سينما ، شهربازی ، ورزشی ، تاترو .... )
  10. سياحت و سفر( انواع تورها ، هتل ها ، رستوران ها ، خدمات مربوط به سفر و.... )
  11. مراکز آموزش و کسب تخصص ( تايپ ، زبان ، رانندگی ، خياطی و .... )
  12. ماشين آلات صنعتی ، کشاورزی و ساختمانی ( انواع ژنراتور ، تراکتور ، وسايل راهسازی و ... )
  13. وسايل نقليه و موارد مربوط و خدمات آن ( اتومبيل ، موتور سيکلت ، ضد يخ ، تعمير گاه و .... )
  14. مصالح مورد نياز برای احداث و تعمير ساختمان
  15. مطبوعات و انتشارات ( مجله ، کتاب ، صحافی ، مراکز چاپ و نشر و خدمات وابسته و... )
  16. خدمات و تجهيزات پزشکی و دارويي ( پزشک ، بيمارستان ، راديولوژی و .... )
  17. آلات و لوازم موسيقی از جمله نوار موسيقی
  18. ابزار آلات ( آچار ، اره و ... )
  19. وسايل و البسه ورزشی ، تفريحی وسرگرمی ( توپ ، آتاری ، اسباب بازی و ... )
  20. نمايشگاه های غير عرضه مستقيم کالا
  21. تعمير و باز سازی اشياء به جز تعمير گاه های عمومی اتومبيل
  22. بانک ها
  23. بيمه
  24. ساير خدمات و کالاه ( معاملات ملکی ، فيلم عکاسی ، باطری و ... )
  25. نامشخص ( آگهی انتظاری )

از جمله مواردی که محتوای اين شيوه تبليغ در بر دارد ، صفت هايی است که در متن آگهی برای معرفی کالا يا خدمت مورد نظر ذکر می شود . جدول ذيل نشانگر اين صفت هاست :

کــد صفــت :

  1. کميت وفراوانی ( بزرگتر ، کوچکتر ، بيشتر ، بالاتر ، فراوان تر ، پرفروش تر ، فوق العاده ، سبک ترين و ... )
  2. خوب و مطلوب ( بهتر ، خوب ، ممتاز ، مطبوع، برتر ، مرغوب ، عالی ، کامل ترين و ... )
  3. نو، جديد ، مدرن ( تازگی ، نو ، پيشرفته ، نوين، مدرن ، کمياب ، مد روز ، پيشتاز و .. )
  4. سابقه ، تجربه ، تخصص ( سابقه درخشان ، معروف ، پرآوازه ، مجرب ، شهرت و ... )
  5. دوام و استحکام ( مقاوم ، پر قدرت ، محکم )
  6. راحتی و تسهيلات ( رفاه ، اسرع وقت ، تسهيلات ، اتوماتيک ، آسان ، روان ، آرامش ، خدمات پس از فروش ، صرفه جويي در وقت و ... )
  7. متنوع
  8. جايزه
  9. اطمينان و امنيت ( ا عتياد ، رسمی ، تضمينی ، استاندارد ، ايمنی ، پيشگيری ، اعتبار ،با ضمانت ، دارای امتياز رسمی ، تعهد سرويس ، تامين آتيه ، دنيای فردا و .... )
  10. تميزی و بهداست و سلامت
  11. زيبايي و شيکی ( لطافت ، خوش پوستی ، خوش رنگی ، شادابی )
  12. صادراتی
  13. مقوی ( مغذی ، دارای ويتامين ، خاصيت زياد و .... )
  14. کمی هزينه ( صرفه جويي ، ارزان ، مفت ، حراج ، کم مصرف ، اقساط ، با تخفيف ، نازل ترين قيمت و .... )
  15. خارجی بودن ( جهانی بودن و .... )
  16. سعادت ( خوشبختی و .... )
  17. شانس بيشتر
  18. خوشمزه ( خوش طعم ، گوارا )
  19. سرگرم کننده ( مهيج و ... )
  20. درخدمت مردم
  21. استثناء
  22. فاقد صفت
  23. شامل نمی شود
  24. ساير

سهم آگهی ها در کل وسيله

( آمارهايي کلی از اتوبوس ها )

اتوبوس ، عمده ترين وسيله حمل و نقل عمومی است و سهم آن از کل وسايل ديگر %49 است . بر اساس آمار برداشت مسافر شرکت واحد در سال 1371 ، به طور متوسط ، روزانه 3 ميليون نفر ، ماهيانه 83 ميليون و در سال حدود يک ميليارد نفر ، فقط در تهران با اتوبوس سفر می کنند.

 

سال

اتوبوس فعال

مسافرحمل شده روزانه

مسافر حمل شده ماهانه

مسافر حمل شده در يک سال

67

1821

1752117

52563510

630762120

68

1827

1778329

53349870

640198440

69

1979

2038040

61141200

733694400

70

2368

2353854

70615620

847387440

6 ماهه اول 71

2356

2760742

82822260

993867120

 

مشاغل عمده مسافرين اتوبوس نيز در اين جدول مشاهده می شود :

شغل

مرد %

زن %

کارمند

73

27

کارگر

93

7

محصل

67

33

خانه دار

-

100

شغل آزاد

94

6

نظامی

99

1

 

 

بر اساس آمار تهيه شده در سال 1371 بطور کل 884 آگهی بر روی بدنه اتوبوس ها ديده شد که بطور غير تکراری 373 آگهی بوده است . از اين تعداد بيشترين آگهی ها با 28% مربوط به خط 216 اتوبوسرانی ( ميدان انقلاب – ميدان امام حسين ) بوده است . و کمترين تعداد با 4% مربوط به خط 511 ( فرودگاه – ميدان انقلاب ) . در %61 اين آگهی ها از شيوه اجرای شابلون و رنگ استفاده شده بود . %96 کل آگهی ها مربوط به کالاها بود و تنها %2 آنها به خدمات اختصاص داشت . البته ذکر اين نکته ضروری است که از آنجا که شعارها و پيام های سياسی روی بدنه اتوبوس ها با هدف اصلی اين تحقيق که تحليل محتوای پيام های بازرگانی بود مغايرت داشت بنابراين آمار آنها در اين تحقيق وجود ندارد.

در %46 از اين آگهی ها به منظور تاثير بيشتر و بهتر بر روی مخاطب از عکس محصول در طرح استفاده شده بود. %81 آگهی ها به زبان فارسی و انگليسی وسهم آگهی هايي که فقط از زبان فارسی استفاده کرده بودند نيز %8 بوده است .

حدود 16 %63 آگهی ها مربوط به کالاهای ساخت ژاپن يا کشورهای آسيايي جنوب شرقی مانند کره و تايوان و کمترين آگهی ها مربوط به کالاهای آمريکايي با 16 %1 بود.

%64 از انواع آگهی ها مربوط به اشيا و لوازم خانگی برقی و الکترونيکی و نيازمند به انرژی بود و کمترين نوع کالا يا خدمتی که تبليغ شده بود با 15 %1 انگيزه آگهی ها ميل به حداقل رساندن زحمت بوده است . کمترين انگيزه نمايان در آگهی ها نيز با 2/1% ،انگيزه خوردن و آشاميدن بود.

15 %29 آگهی ها از صفات اطمينان با ضمانت و يا صفات مشابه ديگری که مفهوم همراه با امنيت را می رساند ، استفاده کرده بودند و صفات ارزان ، حراج ، با تخفيف و صفات مشابه ، تنها در 9/%0 از آگهی ها به کار رفته بود . %40 از آگهی ها برای طبقه بندی متوسط جامعه بود . در مقابل ، برای طبقه ثروتمند و مرفه سهمی وجود نداشت .

نتيجه گيری

باتوجه به آمار ، استفاده کم از بدنه اتوبوس ها به عنوان يک وسيله ارتباطی و بسيار مهم برای جلب مخاطب آگهی و ارائه پيام ، احتمالاً حاکی از عدم اطلاع کافی از خصوصيات و توانايي بالقوه و بالفعل اين وسيله و امکان تبليغی است که البته بايد علت اين امر مورد تحقيق و بررسی قرار گيرد.

از طرفی ، تراکم آگهی ها در مسيرهای پررفت و آمد ، نشان دهنده اطلاع و آگاهی آگهی دهنده و توجه به مخاطب و جست و جوی اوست .

با توجه به استفاده بيشتر صاحبان تبليغ از شيوه شابلون رنگ و کمی هزينه و کيفيت پايين آن ، نتيجه گرفته می شود که ايشان صرفاً در پی انجام تبليغ به هر شکل ممکن می باشند و توجهی به کيفيت اجرای طرح تبليغی خود ، که طبعاً در تاثير گذاری بر روی مخاطب نقش دارد ، ندارند و مايل به صرف هزينه کمتر در اين راهند ، بر طبق آمار ، تنها %2 آگهی ها مربوط به خدمات بوده است که آن هم متعلق به روزنامه همشهری ، تنها روزنامه 4 رنگ در ايران می باشد روزنامه ای که وابسته به شهرداری است .

جاذبه زبان انگليسی برای مردم در نظر صاحبان کالا و احتمالاً اجبار در نوشتن اسم کالای خارجی خود در طرح آگهی ، موجب استفاده از زبان انگليسی در آگهی هاست که سهم عمده را به خود اختصاص داده است . همچنطن صاحبان کالاهای خارجی ، بخش قابل توجهی از اين تبليغات ، يعنی %87 را در اختيار دارند.

از آنجا که خصوصی سازی شعار مهم زمان حاضر است ودر مقطع فعلی مطرح می باشد ، کم کم بخش خصوصی رونق می گيرد و از تبعات آن ، رقابت در بازار فروش محصولات با استفاده صحيح از تبليغات خواهد بود.

نياز فعلی در اين زمينه ، غير از تحقيقات پايه و اصلی که جايگاه تحقيق در تبليغات و نقش تبليغات را می شناساند ، بالا بردن رشد تخصصی و عمومی صاحبان کالا و به خصوص سرمايه گذاران می باشد ، در مورد نقش تبليغات همين نکته بس که اگر کالاهای صادراتی در لفاف وبسته بندی زيبا عرضه شود ، چقدر به صادرات کالاها و ... کمک خواهد کرد و در رقابت ميان صاحبان کالا ها و خدمات نقش موثری خواهد داشت .

 

آشنايي با شرکت ها و کمپانی های بزرگ جهان

بــــازاریـــــابــــی

بهتــرين راه برای کمپــانی های بــزرگ

 

انتخاب نام شرکت وموسسه برای خود دلايلی دارد و گاهی هم دلايل بازاريابی و يا تبليغاتی در پشت سر آن نهفته و گاهی هم نام موسس آن بر روی شرکت گذاشته می شود.

در دنيای امروز نام شرکت های بزرگی شنيده می شود که در زمينه های مختلف توانسته اند در جهان يکه تازی و خود را به عنوان يکی از پيشگامان حرفه و رشد خود معرفی کنند.

اما آيا شما باريشه اصلی نام انتخابی اين شرکت ها آشنايي داريد ؟

در اين شمار با هم نگاهی به چگونگی انتخاب برخی از شرکت های بزرگ جهان می اندازيم:

آديداس

نام « آديداس » در اکثر نقاط جهان شنيده می شود و اين کمپانی آلمانی به لحاظ محصولات خوب ، بازاريابی ايده آل و تبليغات عالی توانسته است درهر گوشه جهان توليدات ورزشی خودرا به فروش برساند. آديداس اشتابيل (Adidas Stabil) يک کمپانی توليدات ورزشی در آلمان است که نام بنيانگذارش يعنی آدولف ( آدی ) داسلر را بر روی خود انتخاب کرده است . آديداس متشکل از قسمت های اول نام کوچک و فاميل اين فرد بود که در دهه 1920 کار توليدات لوازم ورزشی را با تهيه و توليد کفش در منطقه ای به نام « هرزوگن روش » در حومه نورنبرگ آغاز کرد . عده ای اعتقاد دارند که آديداس متشکل از حروف اول جمله همه روز من رويای ورزش دارم (All Day Idream About sports) است . برادر آدولف يعنی رودلف داسلر نيز کمپانی پوما را بنيان گذاشت .

آلتاويستا

آلتاويستا (Alta Vista) يکی از نام هايي است که در اينترنت و صنايع کامپيوتری شنيده شده و برای خود اکنون جايگاهی دارد. آلتاويستا همچون ياهو (Yahoo) پايگاهی اينترنتی است . اين نام متعلق به يک شرکت ماشين جستجو گر اينترنتی و محصولات آن است .

« آلتاويستا » به معنای « نگاهی از بالا » و يا « نگاه دور دست » می باشد که در سال 1995 توسط دانشمندانی در مرکز تحقيقات شرکت وسايل تحقيقاتی در « پالوآلتو « کاليفرنيا » بنيان گذاشته شد . در زمان ساخت اين ماشين جستجو گرد ، همه از آن به عنوان بزرگترين وسيله جستجو گر اينترنتی نام بردند.

سيستم های آدوب

آنهايي که با صفحه بندی و يا کامپيوتر در زمينه طراحی کار می کنند نام آدوب (Adob) را به خوبی شنيده اند . « آدوب » يک شرکت نرم افزاری کامپيوتر است که در دسامبر 1982 توسط جان وارنوک و چارلز گشک بنيان گذاشته شد. اين دو نفر پس از ترک کمپانی زيراکس تصميم به تاسيس اين شرکت گرفتند . نام آدوب از ادوب کريک گرفته شده است . ادوب کريک يک رودخانه کوچک است که در نزديکی اولين دفتر شرکت در مونت ويو کاليفرني جاری بود اکنون دفتر اين شرکت در سن خوزه کاليفرنيا قرار دارد . اين کمپانی در زمينه های مختلف نرم افزاری پيشگام بوده و محصولات آن در سرتاسر جهان شناخته شده است .

کامپيوتر « اپل »

« اپل » (Apple) نامی آشنا در صنعت کامپيوتر می باشد که اين کمپانی نيز فراز و نشيب بسيار داشته است . کمپانی اپل درسيليکن ولی در کاليفرنيا است و هسته اصلی کارهای اين شرکت مربوط به تکنولوژی کامپيوتر می باشد . اپل نقش مهمی در توسعه صنعت کامپيوترهای شخصی در دهه 1970 داشت . اپل به خاطر نوع آوری در زمينه نرم افزای و سخت افزاری شهرت دارد . بنيانگذاران اين کمپانی فردی به نام استيو وزينک بود که خود زمانی در کمپانی هيولت پکارد مشغول به کار بود. و زينک به خاطر علاقه بيش از حد به ميوه سيب ، کمپانی خود را اپل به معنای سيب نامگذاری کرد .

آتاری

«آتاری » (Atari) نام معروفی در صنعت بازی های ويديويي است که اکثر مردم به اشتباه کليه بازی های ويديويی را با اين نام صدا می زنند . کمپانی « آتاری » اکنون نام يک کمپانی نرم افزاری بازی ويديويي است که صاحبان آن فرانسوی هستند . اما کمپانی اصلی و اوليه آتاری پيشگام بازی های ويديويي و کامپيوترهای شخصی بود. در اواسط دهه 1980 نام آتاری مترادف با پيشگام صنعت بازی هاي ويديويي بود. در سال 1984 در اين کمپانی نيز شکاف به وجود آمده و منشعب شد. آتاری از يک بازی تخته ای و باستانی به نام گو (Go) می آِيد . اما اين کلمه در زبان ژاپنی به معنای حرکاتی است که باعث تهديد برای تصاحب جواهر آلات حريف می باشد . آتاری مثل کيش دادن در شطرنج می باشد و معمولاً در ژاپن برای بازی های هشداردهنده استفاده می شود.

 

بی . ام . و

نام بی.ام.و (BMW) در صنعت اتومبيل سازی يک نام شناخته شده است و همه آن را به خوبی می شناسند . آرم دايره ای شکل و آبی رنگ آن در جلوی محصولات کمپانی به يک آرم معروف تبديل شده است . بی.ام.و يک کمپانی اتومبيل سازی در آلمان است که يکی از پرچمداران صنعت مذکور به حساب می آيد. نام اين کمپانی متشکل از حروف اول سه کلمه Bayerische Motoren Werke به معنای کارهای موتوری باواريا گرفته شده است . اين کمپانی در زمينه ساخت موتورسيکلت نيز فعال است و يکی از بزرگان اين صنعت به حساب می آيد . آرم اين کمپانی که متشکل از چهار قسمت آبی کم رنگ و سفيد است نمايانگر موتور هواپيما می باشد.

کوکا کولا

کمپانی « کوکاکولا » از جمله شرکت هايي است که به واسطه تبليغات و بازاريابی عالی توانسته است به يکی از سودآورترين شرکت های جهان تبديل شود. در اکثر نقاط جهان محصولات اين کمپانی آمريکايي ديده می شود و به کوک معروف است . کوکاکولا يک نوشابه غير الکلی و گاز دار است که در بيش از 140 کشور جهان به فروش می رسد . بطری های اين کمپانی به صورت مواج می باشد. آساگريگس کاندلر يک تاجر زرنگ توانست اين نوشابه را که برای نيت پزشکی ساخته شده بود به يک کالای تجاری و پردرآمد تبديل سازد به طوری که اکنون در جهان می تواندحرف اول را بزند .

دی.اچ.ال

کمپانی دی .اچ . ال از جمله پيشگامان صنعت ارسال مراسلات و محمولات در جهان می باشدکه دراسرع وقت بسته ها را به مقاصد تعيين شده تحويل می دهد.

کمپانی دي. اچ . ال (DHL) در سال 1969 توسط آدريان السی ، لاری هيلبلوم و رابرت لين بنيان گذاشته شد و حروف اول نام فاميل اين سه شريک نام شرکت را تشکيل داد. اين شرکت در ابتدا فقط بين سانفرانسيسکو و هونولولو فعاليت می کرد . اما رفته رفته حوزه فعاليت اين شرکت گسترش يافته و به آسيا ، استراليا ، اروپا ، و خاورميانه کشيده شد. در سال 2001 کمپانی دوچ پست ورلدنت آلمان توانست 51 درصد سهام شرکت دی اچ ال را خريداری کند و در سال 2002 نيز مالکيت کلی آن را برعهده گرفت و دی .اچ . ال جديدیبنيان گذاشته شد.

در سال 2003 کمپانی آلمانی در دی اچ ال ادغام شد تا يک شرکت بزرگ پستی شکل بگيرد. اين کمپانی برای خود خطوط هوايي (DHL) را نيز دارد که اکثر مراسلات توسط اين پروازها انجام می شود. در حال حاضر دفتر اصلی و اروپايي اين شرکت در بروکسل می باشد و دفتر آلمان آن نيز در لايپزيک می باشد.

دوو

کمپانی دوو (Daewoo) از شرکت های موفق کره جنوبی در تجارت جهانی و به ويژه در آسيا است . اين کمپانی در زمينه های مختلف فعاليت می کند. دوو در زبان کره ای به معنای جهان پهناور است . دوو يکی از شرکت های معظم کره جنوبی است که در زمين های مختلف کار می کند. اين کمپانی در روز 22مارس 1967 و با نام دوو صنعتی (Daewoo Industrial) آغاز به کار کرد اين کمپانی در سال 1998 و در پی بحران مالی آسيا دچار مشکلات مالی شديدی شد و قسمت اتومبيل و خودروی خود يعنی دوو موتورز را به کمپانی جنرال موتورز فروخت. از آن زمان خودروهای دوو با طراحی کمپانی جنرال موتورز وارد بازار می شود . دوو در زمينه توليدات وسايل خانگی ، نيز فعال است . اکنون سه قسمت ديگر آن يعنی دوو اينترنشنال ، دوو اينجينيرينگ اند کانستراکشن (دوو مهندسی و ساختمان سازی ) و دوو کورپوريشن ( شرکت دوو ) در اختيار کره ای ها می باشد. اين کمپانی در زمينه تهيه کشتی ، وسايل ساختمان سازی و مخابرات پيشرفت قابل توجهی داشته است .

اپسون

اپسون (Epson) در زمينه کامپيوتر و چاپگر بسيار فعال است . مرکز اصلی اين کمپانی در ژاپن قرار دارد اما تعداد بسياری از کارخانه های زير مجموعه آن در آمريکا و کاناد مشغول به کار هستند.

نام واقعی اين شرکت شين شو سيکو است که درسال 1961 بنيان گذاشته شد . اين کمپانی در ابتدا به امور تهيه قطعات زمان سنج فعال بود و به عنوان زمان سنج رسمی بازی های المپيک برگزيده شد اما مسئوولين بازی های المپيک توکيو 1964 نياز به يک چاپگر داشتند تا زمان را به ثبت برسانند واين کمپانی اولين چاپگر کوچک را با نام EP-101 تهيه کرد. در سال 1975 کمپانی مذکور نوع ديگر و پيشرفته تری از اين چاپگر را به نام فرزندEP-101 توليد کرد و از آن زمان نام توليدات چاپگر کمپانی به نام (Epson) وارد بازار شد . اپسون همان فرزند اپ است که جای کلمات عوض شده است . در حال حاضر نيز نام کامل اين شرکت اپسون سيکوکورپوريش می باشد .

فيــات

فيات در صنعت اتومبيل سازی بسيار فعال است . اين کمپانی ايتاليايي در مدت فعاليت خود توانسته برای خود اعتباری کسب کند. فيات يک واژه انگليسی به معنای اعمال قدرت است . معنای واژه لاتين فيات نيز بگذار باشد است . کمپانی فيات اس . پی . ای (Flat S. P. A ) در حال حاضر يک گروه صنعتی ، مالی ، و خودروسازی است . که در شهر تورين در شمال ايتاليا مستقر است .

اما سازندگان اتومبيل فيات اين نام را از ترکيب حروف اول کلمات (Fabbrica Italiana Automobili Torino) به معنای کارخانه اتومبيل ايتاليايي تورين اقتباس کرده و بر روی توليدات خودگذاشتند.

اين کمپانی توسط جيووانی آنيلی بنيان گذاشته شد . نوداسن ، جيانی آنيلی ، نيز از سال 1966 تا ژانويه 2003 رياست آن را بر عهده داشت .

مدير اين شرکت لوکاکوردرو دی مونترمولو می باشد . اما او نيز ظاهراً چندی پيش استعفا داد و جای خود را به سرجيو ماچيونه واگذار کرد .

کمپانی فيات در کليه امور اتومبيل و خودروسازی فعاليت دارد و محصولات آن در امور کشاورزی و ساختمان سازی نيز مورد توجه می باشد.

هيتـاچی

کمپانی هيتاچی ژاپن نيز در اوچانوميزو و توکيو مستقر است . اين کمپانی در سال 1910 به عنوان يک مغازه تعمير لوازم برقی راه اندازی شد . اولين توليدات اين مغازه با عنوان شرکت نيز موتور برق کوچک بود.

نامی هی اودايرا بنيانگذار هيتاچی که خود متولد شهر هيتاچی بود نام زادگاه خود را برای شرکت انتخاب کرد.

ايستمن کداک

شرکت ايستمن کداک در امر فيلم و فيلم برداری يکی از نام های بزرگ است . اساس اين شرکت نيز شرکت ايستمن درای پليت بود که در سال 1881 توسط جورج ايستمن و هنری استرانگ تاجر معروف بنيان گذاشته شد.

اولين محصول اين کمپانی مربوط به فيلم و ظهور فيلم بود ورفته رفته فعاليت آنها افزايش يافت . ايستمن اولين نمونه فيلم های عکاسی حلقه ای خود را با نام کداک وارد بازار کرد. او در مورد علت انتخاب اين نام گفت اين نام مثل نام های عجيبی است که کودکان بر زبان می آورند و او نيز ناگهان کداک به فکرش خطور کرده است . ايستمن کداک در بازار فيلم رقابت شديدی با کمپانی های ژاپنی دارد.

ال . جی

کمپانی ال . جی از جمله شرکت های بزرگ است که در ايران نيز فعاليت بسياری دارد. و به واسطه بازاريابی و آگهی های تجاری توانسته بازار خوبی داشته باشد. گروه صنعتی ال جی (LG Group) يک شرکت معظم در کره جنوبی است . واژه ال . جی اول حروف دو کلمه Lucky Goldstar می باشد. به عبارتی کمپانی ال جی همان کمپانی لاکی گلداستار است که با تغييرنام وارد مبارزه شده است .

اين کمپانی در سال 1947 بنيان گذاشته شد . اين کمپانی در شرکت صنعتی مواد شيميايي لاکی کار را شروع کرد و در ابتدا يک کارخانه توليد مواد شيميايي بود. از سال 1958 کمپانی لاکی گلداستار وارد لوازم خانگی شد و اولين کمپانی لوازم الکتريکی کره جنوبی میب اشد.

توليدات اين کشور در کره جنوبی با نام لاکی و در خارج از کشور با نام گلداستار فروخته می شد و در سال 1995نام آن به ال جی تغيير پيدا کرد .

اکنون ال جی نامی آشنا در زمينه توليد وسايل الکترونيکی ، تلفن همراه ، و صنايع پتروشيمی است .

ميتسوبيشی

ميتسوبيشی (Mitsubishi) نام يک گروه بزرگ مربوط به کمپانی های ژاپنی است که سهام مارک ميتسوبيشی را نيز در اختيار دارد. اولين کمپانی ميتسوبيشی در سال 1870 راه اندازی شد. اين يک شرکت کشتيرانی در ياتارو ايواساکی بود. در سال 1873 نام آن به ميتسوبيشی شوکايي تغيير يافت . ميتسوبيشی از دو بخش ميتسو به معنای 3 و بيشی به معنای بلوط آبی تشکيل شده است . آرم کمپانی نيز از همين نام الهام گرفته شده است. ترجمه ديگری نيز بر اين واژه وجود دارد که به معنای سه الماس است .

کمپانی ميتسوبيشی در حال حاضر در زمينه های مختلف از جمله خودروسازی ، مالی ، صنايع سنگين فعاليت می کند.

نايکی

نام نايکی (Nike) از جمله نام های شناخته شده در جهان و به ويژه در ميان ورزشکاران است . واژه نايکی از افسانه اساطيری يونان گرفته شده و به معنای الهه پيروزی و پيروزی است. اکنون کمپانی نايکی در امور وسايل و توليدات ورزشی فعاليت می کند . اين کمپانی آمريکايي است و در دهه 1960 در ساخت موشک زمين به هوا نيز از نام پروژه نايکی استفاده شد.

نوارتيس

نوارتيس ازجمله شرکت های بزرگ توليد مواد دارويي و مواد شيميايي در جهان است .

اين شرکت دارويي از ادغام شرکت های معروف سيباگايگی و لابراتوار ساندور در شهر باسل سويس تشکيل شده است . اين کمپانی در زمينه های مختلف از جمله کشاورزی ، دارويي ، و مواد شيميايي فعال است . افرادی که در سال های دور قرص های ويتامين ث جوشان را می خوردند بايد نام ساندوز را به خوبی بشناسند.

اين کمپانی از نوامبر 2000 بخش کشاورزی خود را با نام سين جنتا راه اندازی کرد که در تهران نيز نمايندگی دارد.

نوکيا

کمپانی نوکيا (Nokia) را بايدبزرگترين نام در زمينه توليدات تلفن همراه و تکنولوژی مخابراتی ناميد زيرا محصولات اين کمپانی سرتاسر جهان را فرا گرفته است .

نوکيا در سال 1865 به عنوان يک کارخانه توليد خمير کاغذ توسط فردريک آيدشتام بنيان گذاشته شد . اين کمپانی گسترش يافت و در شهر نوکيا ی فنلاند به توليد محصولات لاستيکی نيز مشغول شد و از همان زمان نام نوکيا را برای توليدات خودبرگزيد . پس از جنگ جهانی دوم ، کمپانی نوکيا قدم به صنعت مخابراتی گذاشت و در توليد سيم های تلفن و تلگراف وارد عمل شد . در دهه 1970 نوبت آن رسيد تا نوکيا وارد صنعت مخابرات شود و اولين محصول آنها يک سوييچ ديجيتالی برای ارتباطات تلفنی بود . ازدهه 1980 نوکيا قدم به تلفن های همراه و تهيه شبکه آن گذاشت . در دهه 1990 نوکيا دستخوش بحران مالی جدی شده بود وچيزی نمانده بودورشکست شود.

سامسونگ

گروه صنعتی سامسونگ (Samsung Group) يکی از بزرگترين کمپانی های الکترونيکی جهان است که در ماه مارس 1938 در شهر داگو کره جنوب متولد شد . در آمد اين کمپانی در سال 2003 در حدود 102 ميليارد دلار بوده است. سامسونگ يکی از يک صد نام تجاری بزرگ جهان می باشد . سامسونگ در زبان کره ای به معنای سه ستاره است . اين کمپانی توسط لی بيونگ چول بنيان گذاشته شده است . در ابتدا سامسونگ يک شرکت صادراتی بود.

سانيو

کمپانی سانيو در اوزاکا ژاپن قراردارد. اين کمپانی الکترونيکی در سال 1947 توسط توشيو کارمند سابق کمپانی ميتسوبيشی بنيان گذاشته شد و در سال 1950 به يک شرکت تبديل شد. سانيو در زبان ژاپنی به معنای سه اقيانوس می باشد. توشيو به هنگم بنيان گذاشتن شرکت قصد داشت محصولات خود را در آن سوی اقيانوس های اطلس ، آرام و هند به فروش برساند. اولين محصول بزرگ سانيو ، لامپ های کوچکی بود و در سال 1952 نيز اولين راديو پلاستيکی را وارد بازار کرد.

 

آگهـــی تبلیغاتـــی

ويـــروس بـــزرگ قرن

 

در عصر تکنولوژی و عرضه کالا و خدمات ، مديريت و همچنين بازاريابی و تبليغات برای موفقيت در بازار بسيار اهميت دارد و به ويروسی تبديل شده که تمام جهان را فرا می گيرد.

تبليغات تجاری (Advertisment) از جمله عوامل موقيت يک کالا و يا عرضه خدمات است که به لطف آن می توان آنها را به همگان معرفی کرد .

برخی از شرکت ها در عرصه تبليغات بسيار هزينه می کنند زيرا خوب می دانند سرمايه گذاری در اين زمينه برای آنان سوددهی بسياری دارد .

امروزه تبليغات به يک صنعت و تکنيک تبديل شده و هر شرکت يا فردی که بتواند در آن موفق عمل کند ، صاحب سهم بيشتری از بازار خواهد شد.

تاريخ تبليغات

تبليغات نيز مثل هرصنعت يا پديده ای برای خود تاريخچه ای دارد و تايخ تبليغات به تقريباً سال 3000 قبل از ميلاد مسيح و عصر بابل باز می گردد.

باستان شناسان اولين تبليات را به بابلی ها نسبت داده اند يکی از اولين شيوه های تبليغات ، نمايش در فضای باز بوده است . دراين شيوه معمولاً علامت و يا نشان فريبنده ای در انظار عموم قررا می گرفت و معمولاً یيز بر روی ديوار ساختمان نقاشی می شد. باستان شناسان تبليغات بسياری از از زير خاک ها تاکنون شناسايي و کشف کرده اند که می توان به يافته های آنان در روم وپمپی باستان اشاره کرد. اولين اگهی شناسايي شده در روم باستان مربوط به اجاره يک ساختمان بوده است .

در قرون وسطی ، شيوه تبليغات عوض شده و کلمات بيشتراز تصاوير استفاده شدند زيرا کلمات تاثيز بيشتری بر روی مردم داشت . معمولاً اين آگهی ها توسط جارچی ها برای مردم منعکس می شد. جارچی ها معمولاً اطلاعيه های عمومی رابا صدای بلند برای مردم می خواندند و گاهی از سوی بازرگانان نيز استخدام می شدند تااز کالاهای آنان به خوبی ياد کنند.

جارچی ها پيشگامان آگهی های راديويي کنونی بودند و زمينه آگهی های راديويی و تلويزيونی را بنا گذاشتند.

آگهی تجاری چيست ؟

آگهی شکلی از ارتباط جمعی تجاری است که برای تبليغ و معرفی فروش يک کالا و يا خدمت و يا يک پيام برای يک موسسه ، سازمان ، نامزد انتخاباتی و يا احزاب سياسی طراحی می شود.

نشانه های تبليغات را می توان در فرهنگ های مختلف يافت که قدمت آن به هزاران سال قبل باز می گردد. اما آگهی در قرن بيستم به يک صنعت بزرگ تبديل شده . امروزه هزاران نفر در صنعت تبليغات و آگهی شاغل هستند و تاثير بسياری بر روی رفتار و عادات خريد ميلياردها نفر دارند.

اکنون هزينه تبليغات درجهان سالانه متجاوز از 350 ميليارد دلار است و هر چه کشور صنعتی و پيشرفته تر باشد. هزينه تبليغات برای فروش کالا و خدمات دو چندان می شود .

در آمريکا به تنهايي بيش از 6 هزار آژانس تبليغاتی فعاليت دارند که نتيجه کار خود را در مطبوعات و رسانه های مختلف همچون روزنامه ، تلويزيون ، ارسال مستقيم ، راديو ، مجله ، اينترنت ، و يا علايم فضای باز به نمايش می گذارد. تبليغات آنقدر عادی و متداول شده که در آمريکا هر نفر ممکن است در يک روی بين 500 تا هزار آگهی تجاری را شاهد باشد.

اکثر آگهی های طراحی شده برای تبليغ فروش يک محصول و يا کالای خاص می باشد. گاهی اين آگهی ها برای تبليغ و توسعه يک نفر و يااثر گذاری بر روی رفتار می باشد.

برایمثال تشويق مردم برای دوری از اعتياد و کشيدن سيگار از جمله آنها است :

اينگونه آگهی ها را آگهی های خدمات عمومی می نامند . گاهی آگهی ها جهت تبليغ يک موسسه يا نهاد همچون هلال احمر و يا ارتش کشوری هستند که اين آگهی ها به آگهی های موسسه ای يا نهادی معروف هستند . هدف از اين آگهی ها تشويق مردم برای داوطلب شدن آنان جهات اهدای پول يا خدمات و يا خوب جلوه دادن چهره موسسه می باشد. از آگهی همچنين برای تبليغ احزاب سياسی و نامزدهای انتخاباتی نيز استفاده می شود. آگهی های سياسی يکی از عوامل و ابزارهای مفيد در انتخابات در کشورهای مختلف جهان می باشد.

خيلی ها اعتقاد دارند آگهی و تبليغ دارای منافع و سود اجتماعی و اقتصادی بسيار مهمی است . البته اين صنعت و حرفه هم منتقدان خود را نيز دارد . و آنها اعتقاد دارند آگهی باعث فريب شده و يا فرهنگ مصرف بيش از حد را در جامعه تشويق می کند و باعث تقويت الگوهای مضر در جامعه می شود. البته در آمريکاو برخی از کشورهای جهان مقرراتی وضع شده که مانع از انتشار آگهی های فريبنده می گرددو يا به کمک مقررات نمايش برخی از آنها را محدود می سازد.

آگهی و تبليغات رفته رفته بين المللی شده است . اکنون شرکت ها بيش از گذشته به فکر عبور از مرز کشورهای خود و رسيدن به بازارهای جديد هستند. شيوه های سريع حمل ، رشد شرکت های چند مليتی ، افزايش سطح درآمدهای شخصی و سقوط موانع تجاری همگی باعث تشويق و تحرک تجارت بين کشورها شده است . از آنجايي که شرکت ها بازارهای جديدی را می گشايند و محصولات خود را در خيلی از مناطق جهان به فروش می رسانند. آنها مجبور هستند تا کالاهای خود را در مناطق مختلف جهان تبليغ کنند.

انواع تبليغات

آگهی را می توان به دو مقوله و دسته وسيع آگهی مصرف کننده و آگهی تجاری تقسيم کرد. آگهی مصرف کننده مستقيماً مردم را هدف قرار می دهد. در حالی که آگهی تجاری عمده فروشان و يا توزيع کنندگان را هدف قرار می دهد که قصد دارند کالاهای خود را مجدداً به مردم بفروشن.

آگهی مصرف کننده را می توان به دو دسته آگهی های ملی و همچنين محلی تقسيم کرد. آگهی های ملی مصرف کنندگان کل کشور را در بر می گيرد. اين آگهی ها معمولاً در تلاش تا در ميان مردن نسبت به يک کالا و يا خدمات آگاهی ايجاد کند و يا سعی دارد در بين مردم يک حسن اطمينان و وفاداری به کالا يا خدمات ايجاد سازد. اما آگهی محلی صرفاً برای آگاه ساختن افراد يک منطقه خاص است که از يک کالا و يا خدمات خاص استفاده می کنند. آگهی برای مردم ممکن است به صورت آگهی موسسه ای يا نهادی ، آگهی تصويری ، آگهی اطلاعاتی يا آگهی همکاری و تعاون باشد.

آگهی های موسسه ای يا نهادی به دنبال خلق اثرمطبوع از يک تجارت و يا موسسه در بين مردم بدون فروش کالا و يا خدمات خاص می باشد.

اين نوع آگهی صرفاً برای ايجاد اعتبار واحترام عمومی ارائه می شو. برای موسساتی که به دنبال سود نيستند ، چنين آگهی هايي باعث کسب حمايت برای ادامه فعاليت های آن می شود. برای مثال تشوطق مردم برای اهدای خون و يا کمک نقدی برای کار يک سازمان شبيه هلال احمر می توان اشاره کرد. اما يک موسسه که به دنبال سود نيز هست . برای خود دلايل ديگری هم دارد تا به کمک آن اعتبارش را افزايش دهد . و کمتر به فکر فروش کالای خاص است . در برخی موارد يک کمپانی بزرگ احتمال دارد انواع کالاها را بفروشد ، در نتيجه شايستگی و ارزش بيشتری جهت ساختن يک ذهنيت و اعتبار برای شرکت دارد. اگر مصرف کنندگان ياد بگيرند که بايد به کمپانی توجه زيادی داشته باشند آنگاه آنان نظر مساعدی نسبت به کليه محصولات آنان خواهند داشت .

خيلی از آگهی دهندگان ترجيج می دهند دارای استراتژيی باشند که به آگهی تصويری معروف است . اين نوع آگهی به دنبال شخصيت دادن به کالای خود هستند که منحصر به فرد می باشد . و خريدار می تواند آن را به کالاهای مشابه ترجيح دهد. شخصيت و هويت کالا معمولاً به خاطر طراحی و بسته بندی آن به دست می آيد و از همه مهم تر واژگان و تصاويری خواهد بود که در آگهی مربوط از آن استفاده می شود. اين هويت يا به عبارتی شخصيت کالا به تصوير مارک کالا شهرت دارد و باعث می شود مارک کالا در ذهن مردم جا بيفتد.

آگهی دهندگان معتقد هستند تصوير مارک اغلب باعث می شود تا مصرف کننده انتخاب مارک کالايي را به کالايي با مارک ديگر ترجيح دهند و يا به انتخاب کالای ارزانتر به سراغ مارک موردنظر بروند. البته تصوير مارک برای کالاهايي همچون پودر لباسشوي ، لباس جين ، همبرگر ، نوشابه مهم است زيرا در اين محصولات دسته بندی کمتری وجود دارد و آنها زياد با يکديگر تفاوت ندارند آگهی اطلاعاتی به دنبال ترويج و تبليغ ايده و يا تاثير گذاری بر روی رفتار است . البته اين نوع آگهی را آگهی خدمات عمومی نيز می نامند. اين آگهی ها سعی دارد تا افراد جوان را از دنبال کردن کارهای ناپسند همچون استعمال مواد مخدر دور سازد و يا ممکن است مردم رابه کارهايي تشويق کند که برای آنها بسيار لازم و مفيد است .

آگهی همکاری و يا تعاون نوع ديگری از آگهی است که نوع هماهنگی و ترتيب بين سازندگان و عمده فروشانی است که در آن سازندگان ، برای مشتريان عمده فروش خود با تبليغات اعتبار ايجاد می کند. برای مثال اگر عمده فروشی کالايي به ارزش يک صد هزار دلار از سازنده ای خريداری کند، ممکن است برنامه تبليغ همکاری يک درصد اعتبار يعنی هزار دلار برای هزينه خريد يک آگهی اختصاص دهد که در آن کالا معرفی می شو.د. برخی از سازندگان حاضر هستند هزينه آگهی همکاری را به طور مساوی تقسيم کنند.

نقش آژانس هایتبليغاتی

آژانس های تبليغاتی اکثر آگهی ها را توليد می کنند و هسته صنعت تبليغاتی هستند برخی از شرکت ها خودشان دارای دفاتر و معاونت های تبليغاتی هستند که مثل يک آژانس همکاری می کند. تهيه ، توليد و قرار دادن يک آگهی يک فراين وقت گطر است که در آن افراد بسياری با حرفه ها و توانايي های متعدد درگير هستند. آژانس های تبليغاتی نه تنها آگهی ها را خلق می کنند بلکه هزينه نصب و يا چاپ آگهی در اماکن و يا رسانه های مختلف را می پردازند. در يک آژانس معتبر معمولاً افردا بسياری شاغلند که اکثر آنها در امور تبليغاتی ، بازاريابی ، طراحی ، نويسندگی ، نقاشی ، روانشناسی ، و تحقيق متخصص هستند.

يک آژانس تبليغاتی نمونه ، به چند قسمت يا دفتر تقسيم می شود که می تان به خدمات ف تحقيقات ،مطبوعات و خريد اشاره کرد. يک آژانس تبليغاتی چند مليتی که مشتريان بسياری دارد و ميليون ها دلار صرف تبليغات می کند درسرتاسر جهان درحدود هشت هزار پرسنل دارد و در هر دفتر آن حدود 900 نفر می تواند شاغل باشد. هزينه يک آژانس محلی با 25 پرسنل در سال در آمريکا حداقل 15 ميليون دلار است . آژانس های تبليغاتی به شيوه های مختلف پول می سازند. اين آژانس ها از طريق رزرو جا درمطبوعات و يا شبکه های تلويزيونی 15 درصد هزينه آگهی را به عنوان حق الزحمه دريافت می کنند. مبلغ 15درصد در صنعت تبليغات يک رقم استاندارد است و گاهی ممکن است رقم افزايش يابد. شيوه های دريافت پول نيز مطابق توافق طرفين خواهد بود.

شيوه های تبليغاتی

برای رسيدن به مصرف کننده ، آگهی دهند بايد انواع و اقسام وسايل ارتباط جمعی رابه خدمت بگيرد. در آمريکاتلويزيون ، روزنامه ، راديو ، کتاب زرد ، مجله ، اينترنت ، و آگهی در فضای باز از جمله شيوه های پرطرفدار تبليغاتی است .

در کانادا ، واکنش مردم نسبت به رسانه ها مختلف است و بر اساس آن شرکت ها آگهی ها را تعيين می کند.

در سال 1999 شبکه های تلويزيونی آمريکا در حدود4/23 درصد آگهی های سالانه را به خود اختصاص دادند که رقم هزينه آنها 4/50 ميليارد دلار بود. تلويزيون مهم ترين وسيله تبليغاتی درجهان است و صاحبان آگهی ترجيح می دهند آگهی آنان از طريق تلويزيون باشد.به همين دلين نرخ آگهی تلويزيونی رو به افزايش است . در آمريکا ، آگهی در مطبوعات پس از تلويزيون در مکان دوم قراردارد. در سال 1999 در حدود 7/21 درصد آگهی های ارائه شده متعلق به اين رسانه بوده است .

خيلی از آگهی دهندگان اعتقاد دارند که آگهی در روزنامه تاثير زيادی ندارد زيرا فاقد تصاوير احساسی و هيجانی است تا بتواند مارک خاص محصول را درذهن مردم جا اندازد . به همين دليل همه ترجيح می دهند به سراغ تلويزيون بروند.

انتشار آگهی در اينترنت و يا پست الکترونيکی اي ميل ديگر وسيله مهم تبليغاتی می باشد که پس از تلويزيون و روزنامه قراردارد .

اگر چه راديو بيش از هر رسانه ديگری در جهان مشتری دارد . اما از آنجايي که نمی تواند تاثير ذهنی در بين مردم ايجاد کند آگهی دهندگان کمتربه اين رسانه برای دادن آگهی مراجعه می کنند. . انتشار آگهی در خيابان ها و يا فضای باز مشتری کمتری دارد وبيشتر در امور سينمايي و فيلم های سينمايي استفاده می شود. البته استفاده از اين گونه آگهی ها در کشورهای جهان سوم نسبت به جهان پيشرفته بيشتر است .

تاثير آگهی تبليغاتی

تبليغات تاثیر مهمی در اقتصاد ف جامعه ، فرهنگ و سيستم سياسی جامعه دارد. اثرات تبليغات در کشورهای جهان پيشرفته بر روی اقتصاد بسيارچشمگير است . خيلی از اقتصاددانان اعتقاد دارند تبليغات اثر مثبتی بر روی اقتصاد دارند . زيرا تقاضا برای کالا و خدمات را در بين مردم تحريک می سازد و با تبليغ فروش کالا و خدمات ، اقتصاد تقويت می شود. . سازندگان کالا نيز می دانند تبليغتت می تواند به فروش سريع کالاهای آنان کمک بسياری کند. البته تبليغات نقش بسيارمهمی در ايجاد رقابت بين توليد کنندگان را دارد. هرچه رقابت بيشتر باشد. قيمت کالاه کمتر می شود و و مشتريان از آن بهره مند می شوندو در نهايت اقتصاد کشور از آن بهره مند خواهد شد. در نتيجه آگهی های تبليغاتی شايد باعث ناراحتی مشتريان شود اما عملاً با پايين نگه داشتن قيمت ها باعث خوشحالی آنها می گردد.

اما تبليغات ، اثرات اجتماعی نيز دارد. برخی از منتقدارن اعتقاد دارند تبليغات شيوه ماديگرايانه زندگی را در ميان مردم تشويق می کند و خوشبختی را در خريد کالا به مردم تشويق می کند و ارزش های ديگر جامعه را نابود می سازد.

به همين دليل در هر کشور مقررات خاصی وجود دارد . برای مثال تبليغ مشروبات و سيگار در برخی از کشوها ممنوع است . اکثر کشورهای جهان همچون فرانسه با وضع مقرراتی اجازه نمی دهند تاهر نوع آگهی به چاپ برسد. در اين کشور آگهی ها بايد به زبان فرانسوی باشد و اجازه استفاده از زبان ديگر داده نمی شو.

آگهی اينترنت

امروزه آگهی از طريق اينترنت سهم بسياری در ميزان آگهی های جهان دارد. با ورود به هر پايگاه اينترنتی شما می توانيد شاهد آگهی های تجاری بسياری باشيد.

اکثر شکرت ها و اژانس های تجاری ترجيح می دهند تا از اين تکنولوژی برای پولسازی استفاده کنند.

آژانس معروف تبليغاتی به نام دويل دين برناچ از جمله شرکت های بزرگ است که نقش مهمی در تبليغات کشور آلمان دارد. اين شرکت در اوج گيری اتومبيل های فولکس واگن نقش بسيار مهمی ايفا کرد. شرکت آلمانی اين روزها فعاليت خود را در اينترنت آغاز کرده است مشتريان بزرگی پيدا کرده است .

ده شعار برتر قرن

در تبليغات بين المللی برخی از جمله ها همواره به ياد خواهندماندو از آنها به عنوان الگوی تبليغاتی استفاده می شود.

الماس ها ابدی هستند از جمله واژه های به ياد ماندنی است که کمپانی دوبيرز برای محصولات خود برگزيد .

کمپانی کوکاکولا نيز در سال های گذشته جمله ای به ياد ماندنی درتبليغات خود استفاده کرد. توقفی که حالتان را جا می آورد.

کمپانی جنرال الکتريک نيز جمله معروف ما چيز های خوبی رابه حيات می آوريم را در آگهی خود برگزيد و با همين جملات شاهد موفقيت و فروش خوب بود.

 

دنيای تيزرهای تبليغات را بترکانید.

 

اگر زمانی تصميم گرفتيد برويد سراغ شغل نان و آبدار ساختن تيزرهای تبليغاتی برای شرکت های سازنده محصولات و ارائه خدمات مختلف ، مطمئن باشيد اين مطلب ما برايتان حکم کيميا را دارد و با عمل کردن به دستوراتی که در ادامه ارائه می دهيم می توانيدتمامی رقبا را ظرف کمتر از سه سوت از ميدان بدر کرده خودتان باشيدو يک عالمه سفارش برای ساخت تيزر ، بله ؟ حالا چرا تصميم گرفتم که کار و زندگی ام را رها کنم و اين اطلاعات گرانبها را در اختيار شما قرار دهم . نخير ! خيالتان راحت باشد نه قرار است بابت اينکار پورسانتی بگيرم . ونه سهمی از شرکت تان می خواهم . اين حرکت فقط و فقط در راستای شعر شاعر فقيد است که می فرمايد : تو نيکی می کن و در دجله انداز که ايزد در بيابانت دهد باز . خوب ، حالا که انگيزه های نويسنده برای نوشتن چنين مطلبی روشن شده ، با خيال راحت روش های ساخت تيزر تبليغای موفق ما را با ذکر مثال بخوانيد.

1- آبميوه گيری ، حلال مشکلات !

يک شرکت توليد آبميوه گيری از شما طرحی برای ساخت تيزر می خواهد. طرح شما بايد اين باشد . : مردی غمگين و ناراحت درحالی که می توان رسيدن به ياس ، پوچی ، نهيليست و بن بست فلسفی را در چهره اش مشاهده کردو انگار تمام کتاب های صادق هدايت را به صورت Mp3 خوانده کنار کپه ای هويج نشسته و با بی ميلی يک عدد هويج دستش گرفته و آن را گاز می زند. در اين هنگام دوستش وارد می شود ومی پرسد چرا اين قدر ناراحتی /

خوب اگر دکتر به تو می گفت بايد اين همه هويج را برای سلامتی ات مصرف کنی حالت بهتر از ا ين بود ؟

اشتباه نکن ..... چرا ازآبميوه گيری برق آسا استفاده نمی کنی ؟ و بعد دست می کند توی جيبش و يک عدد آبميوه گيری درمی آورد و به دوستش می دهد . مرد غمگين ناگهان از شدت خوشحالی می خواهد بپرد و دوستش راماچ کند اما چون می داند با ماچ و بوس و اين حرف ها زمان تيزر افزايش می يابد و پول ثانيه های اضافه اش سر به فلک می رند به يک لبخند فلسفی قناعت می کند. در صحنه بعدی مردی که دکتر گفته بود برای سلامتی اش بايد هويج مصرف کنند در حال مصرف آب هويج مشاهده می شود و به آبميوه گيری برق آسا هم می گويد بابا تو ديگه کی هستی ؟

دفاع از طرح ، البته اين طوری نيست که فکر کنيد صاحبان آگهی همين طوری بعد از خواند طرح شما ، روی سرگذاشته حلوا حلوايتان کنند. بلکهلازم است ابعاد مختلف سياسی ، اجتمای ، فرهنگی ، اقتصادی ، فرهنگی طرح را برای شان تشريح کنيد تا متوجه شوند پشت آن همه هويج ، چهره غمگين مرد هويج خوار و دوستش چه نشانه شناسی های عميقی وجود دارد. اما توجيه طرح ، مرد غمگين سمبل انسان ماشينيزه شده قرن 20 است . و هر کدام از هويج های آن تپه هويج نشانه يکی از معضلاتی است که او با آن دست به گريبان است . مثلا ً نگرانی از مبتلا شدن به ايدز ( فکر بد نکنيد منظور فقط از راه وسايل پزشکی با خون آلوده است !) تهاجم فرهنگی ، مشکل گرانی مسکن ، مهريه سنگين دخترها ، قسط های طولانی مدت لوازم زندگی ، آلودگی هوا ، بيکاری ، برنامه های خنک طنز تلويزيون گران شدن ساندويچ سوسيس بندری و افزايش تعداد دختران فراری و.......

لازم به توضيح است هر شکلی که ابعادش وسيع تر باشد سمبلش هم هويج گنده تری است وبر عکس ! در اين ميان آبميوه گيری برق آسا يک حلال مشکلات است وسيله ای که مشکلات از سوراخی وراد آن شده از سوراخ ديگر عصاره اش خارج می شود که ديگر نه تنها آن حجم وحشتناک را ندارد ، بلکه خوردنش خيلی هم حال می دهد.

و به اين ترتيب 20 -30 مشکل کت و کلفت را در چشم بر هم زدنی می تواتن توی يک ليوان ريخت و با خيال راحت خورد و فاتحه .... ! به اين ترتيب مردم تشويق می شوند بروند آبميوه گيری برق آسا بخرند چون در ضمير ناخودآگاه آنها اين حس به وجود آمده که به وسيله اين آبميوه گيری تمام مشکلات آنها حل است!

2- شعارداری نوين

يکی از بانک ها قصد دارد برای رقابت با بانک های ديگر که از شيرمرغ تاجان آدميزاد جايزه به صاحبان حسابهايشان می دهند رقابت کند و حال همه آنها را توی قوطی کند. در اين جا لازم است شما دست به يک نوآوری خاص بزنيدو آن نوآوری هم پيشنهاد جوايز خاص و منحصر به فردی است که هم رقيبان و هم سپرده گذاران کف بر کند.

طرح : جوايزی که لازم است ارائه آنها را روی تصاوير مربوط ارائه کنيد عبارتند از :

خواستگاری دختر يا پسرمورد علاقه تان توسط رييس بانک ( نخير : اشتباه نکنيد رييس بانک برای خودش خواستگاری نمی رودبرای جوان خوشبختی خواستگاری می رود که اسمش در قرعه کشی درآمده !) ثبت نام مجانی خانم ها درکلاس های تغذيه و لاغری و 100 عمل جراجی بينی برای 100 دختر و خانم خوش شانس ! هزاران کتاب آشپزی برای آقايانی که دلشان می خواهد يک وعده غذای نسوخته و ته نگرفته بخورند. 5 شغل مدير عاملی برای جوانان خوش شانس بيکار و هزاران جايزه نقدی وغير نقدی که نه فرصت گفتنش هست و نه مميزهای صدا و سيما اجازه پخشش را می دهند. ومشتريان گرامی جهت اطلاع از اين جوايز می توانند به شعب منتخب بانک مراجعه کنند. همراه با ده ها خانه خالی ( دقت کنيد که در اين جا اصلاًنبايد از واژه واحد مسکونی استفاده کرد چون با اين نسل سومی ها اگر می خواهيد ارتباط برقرارکنيد بايد به زبان و فرهنگ خودشان حرف بزنيد تا منظورتان را متوجه شوند !) و هزاران کيسه پر ازاکسيژن خالص بدون ذره ای دود و مونواکسيدکربن ( بااين تبليغ بيماران قلبی که در شهرهای آلوده زندگی می کنند مشتری پروپا قرص شما می شوند. !

شعار :هر جا سخن ازجوايز توپ و با حال است نام بانک ما همه را می ترکاند !

دفاع از طرح : مردم وسپرده گذاران ديگر از شعارهای تکراری خسته شده اند و دلشان می خواهد افق های جديدی با توجه به نيازهای روزشان در برابرشان گشوده شودو هر چقدر که اين افق گشوده شود گشادتر باشد (ببخشيد اين قدر حرف های (گافدار) می زنيم ، جهت داشتن سجع در جملاتمان است ! ) استقبال آنهااز سرمايه گذاری هم بيشتر خواهد بود. باارائه اين شعارهایمتفاوت شعارهای بقيه بانک ها مثل ديزی در مقابل پيتزا پپرونی است و ديگر همه می دانند که اين روزها کدام يک طرفدار بيشتری دارد.

3- رشته های نشاسته درازی برای تمام فصول

در حال حاضر تعداد کارخانه های ماکارونی سازی حتی از تعداد خوانندگان پاپ هم بيشتر شده و تبليغات در اين زمينه بسيار مهم است و شرکتی می تواند رشته های نشاسته ای درازش ( واژه پيشنهادی به فرهنگستان به جای واژه بيگانه ماکارونی ) را وارد خانه های مردم کند که در تبليغات بهتر و متفات تر عمل کند.

طرح: يک خانم با لباس هایگران قيمت که معلوم است همه اش دوخت فرانسه است در آشپزخانه در قابلمه غذايش راکه يک مارک معتبر قابلمه ای در جهان است بر می دارد. دوربين داخل قابلمه را نشان می دهد که تعداد زيادی رشته نشاسته دراز داخلش توی هم می لولند و بخارزيبايي ( مثل دود مرحوم تايتانيک ) از داخل آن بلند می شود . ذکر اين نکات الزامی است که يخچال آشپزخانه از نوع سايد بای سايد است و گازو هود هم از نوع اعلا اتست . کاشی های آشپزخنه مستقيماً از ايتاليا وراد شده و ميز ناهارخوری موجود در آشپزخانه هم خداد تومان پولش است . آشپزخانه اطن بوده و متراژی حدود 200 متر دارد و از اين جا می توان فهميد که اين رشته نشاسته دراز داخل قابلمه آشپزخانه از نوع اعلام یباشد . ازپنجره مشخص است که يک عدد اتومبيل ليموزين در حياط خانه پارک است و يک باغبان هم مشغول آب دادن به گلهای باغچه حياط است ازکابينت ها هم بگويم که در نوع خودش منحصر به فرد است و تنها دو تا لنگه ديگر در کشور دارد.

حالا بر می گرديم به داخل قابلمه رشته های نشاسته دراز! خانم خانه ( که با توجه به حضور دوربين و آن همه نامحرم پشت آن به صورت يک خانم بيرون از خانه لباس پوشيده ) قابلمه رشته های دراز نشاسته را روی ميز می آورد و داخل يک ديس پيرکس خالی می کند . سرويس غذا خوری که روی ميز چيده شده نظر هر بيننده ای را جلب می کند . چون واقعاً توپ توپ است . در پايان يکی از عوامل پشت صحنه سس قرمز را را روی ظرف ماکارونی خالی می کند . وشعار : ماکارونی ما زينت خانه شما ! زير صفحه تلويزيون نقش می بندد.

دفاع از طرح شايد در وهله اول سوال برای صاحب آگهی پيش بيايد که آقاجان مگر ما می خواهيم محصولات و لوازم خانه راتبليغ کنطم که اطن طرح به مادادی ولازم است برای شان توضيح دهيد که : ديدن اين تبليغ باعث می شود در ضمير ناخودآگاه بيننده اين تفکر شکل بگيرد که هر کس برود از رشته های نشاسته ای دراز کارخانه مورد نظر بخرد ، قطعاً دير يا زود به خانه و زندگی بی مثل آنچه در تبليغ آن ديده می رسد . و اين انگيزه بسيار قوی از انگيزه چه خوش پخت و خوش طعم و طعم به ياد ماندنی وما بر قله های هيماليا و کليمانجارو و اورست ايستاده ايم . موثر تر و البته متفاوت است البته شايد در نظر اول کسی بگويد ، هی بابا چرا فکرمی کنيد مردم اين فکر رامی کنند؟ شما از قول ما که سال هاست خاک صحنه تبليغات را خورد ه ايم و در اين راه استخوان خرد کرده و دود چراغ و نورافکن خورده ايم بگوييد : فکر می کنند داداش .

4- پيشنهاد بی شرمانه

اين قسمت مربوط به تبليغ خاصی نيست و يک قائده مفيد و کلی است که برای هر نوع تبليغی می تواندمورد استفاده قرار بگيرد . به شرطی که صحابان آگهی بتواننند به اهمين اين طرح تبليغی پی ببرند. همان طور که می دانيد تمام شرکت های سازنده تيزرهای تبليغاتی و شرکت هايي که سفارش ساخت تيزر به آنها می دهند هميشه برای بهترينبودن با هم رقابت می کنند و به همين دليل با مختصر اختلاف تبليغات بيشتر آنها از نظر کميت و کيفيت دريک سطح قراردارد واين درست مانند آن است که در يک مهمانی 20 نفر از ميهمانان سعی کنند با صدای بم آواز بخوانند وهر کدام هم سعی کنند بم تر بخوانند. خوب در اطن مطان اگز يک نفر ناگهای با صدای زير بزند زير آواز چه اتفاقی می افتند هيچی ديگر ! توجه همه از آن همه صدای مشابه که به هم نزديک است به آن صدای متفاوت جلب می شودو البته شخصی که اين طوری می خواند بلافاصله مورد شناسايي قرار می گيرد . البته از اين جا به بعد واين که مهمانان درباره صاحب صدا چه طور فکر می کنند چندان مهم نيست چون در علم تبليغات تنها هدف مطرح شدن و دريادماندن است و وسيله قطعاً هدف راتوجيه می کند. !

حالا با اين مقدمه اگرشما برای شرکتی تبليغی بسازيد که از شدت مزخرف بودن زبانزد خاص وعام شود به هدف تان که همان مطرح کردن و درياد ماندن است رسيده ايدو قطعاً مردم برای اين که بدانند محصولات اين شرکت هم به مزخرفی تبليغاتش است مشتری پروپاقرص آن می شوند. التبه نبايد انتظار داشته باشيد هر مديری دارای چنين بينش تبليغاتی گسترده ای باشد که بتواندنبوغ اين طرح را درک کند ، بنابراين پس از مطمئن شدن از سوابقو ذهنيت مديری که می خواهيد اين پيشنهاد را به او بدهيد ، نظريه شمار ه 4 را ادامه بدهيد و چون در دنيای تبليغات پيشنهاد اين طور طرح ها چيزی در حد واندازه های يک پيشنهاد بی شرمانه است .!

 

تحولی تازه در تبليغات و بازاريابی درشبکه اينترنت

شرکت تبليغات و بازاريتابی کمپطل – ا والد ششمين شرکت معظم تبليغاتی آمريکا ، يک قرارداد همکاری با موسسه تبليغاتی تی ام پی ورلد وايد امضا کرد که بر اساس آن دو شرکت مذکور فعاليت های تبليغاتی وسيعی را در شبکه جهانی اينترنت در سال 2005 آغازمی کنند. بدين ترتيب کمپيل – ا والد و تی ام پی ورلد وايد ، تحولی تازه در عرصه مديريت سايت های اينترنتی و جذب آگعی و اسپانسر در شبکه جهانی اينترنت را به وجود خواهند آورد . به گفته مديران کمپيل ا- والد با مطالعات روش شناسانه در ذائقه و سليقه کاربران اينترنت ، به راه کارهای تازه ای در جذب و پوشش آگهی های بازرگانی شبکه اينترنت دست يافته اند و اين نتايح را در برنامه جديد خود به کار خواهند بود. تی ام پی نيز پيش از اين به عنوان يکی ازموسسات پيشتاز مديريت سايت های اينترنتی ، بخصوص ايستگا های کاريابی Online شهرت جهانی يافته بود. شرکت معظم تبليغات و بازاريابی کمپيل ا – والد بيش از 1200 کارمند در دفتر مرکزی ديترويت ، شعبه لس آنجلس و پنج شعبه ديگر در سراسر خاک آمريکان دارد و فعاليت های تبليغاتی کمپانی هايي نظيرای سی دلکو ، آل تل ، بيسل ، شورلت ، بيمه فارمرز ، لاستيک ميشل و اداره پست آمريکا بر عهده اين شرکت است .

يادگاری ها و اسباب بازی های تازه بر گرکينگ

شرکت خدمات بازاريابی EMAK اعلام کرد ، طی توافق نامه جديدی با بزرگترين مشتری اش يعنی برگرکينگ ، به توافق رسيده است ، تا يادگارهی های جديد برای بسته های غذايي بزرگسالان و اسباب بازي هاي تازه برای بسته های غذايي کودکان اين شرکت طراحی و توزيع کند. بخشی از شهرت رستوران های زنجيره ای برگر کينگ در سراسر جهان ، مربوط به کيفيت و تنوع يادگاری ها و اسباب بازی هاي است که به همراه بسته های غذای خود به مشتريان هديه می کند .EMAKعلاوه بر اين امور تيزرهای تلويزيونی و آگهی های تجاری برگر کينگ در سال 2005 را عهده دار خواهد شد. برايان گيز مدير امور روابط عمومی ، و تبليغات برگر کينگ ، سابقه درخشان 18 ساله EMAK و تنوع و کيفيت اسباب باز ها و يادگاری های طراحی و توليد شده اين شرکت را علت اعتماد برگر کينگ اعلام کرده است . دان کروز مدير عامل شرکت تبليغاتی EMAK نيز در اين باره گفت : ما درمورد قرارداد جديد خود با برگر کينگ بسيار خوشحال و هيجان زده ايم .EMAK تمام انرژی و ظرفيت های خود را برای ارائه طرح هايي نو و به ياد ماندنی برای برگر کينگ به کار خواهد برد.

رستوران های زنجيره ای و اين برگر کينگ بيش از 1220 شعبه در آمريکاو شصت کشور ديگر جهان دارد . بيش از 91 درصد رستوران های برگر کينگ توسط افرادی مستقل از اين شرکت اداره می شود که اغلب آنها به طور خانوادگی سال هاست که به اين حرفه مشغولند.

اما شرکت EMAK نيز که دفتر مرکزی آن در لس آنجلس قراردارد. با شعبه هايي در شيکاگو ، نيويورک ، اونتاريو ، ( کانادا ) دابلين ( ايرلند جنوبی ) فرانکفورت ، لندن ، پاريس ، آمستردام ، هنگ کنگ و شانگهای به فعاليت های تبليغاتی مشغول است .

شبکه رسانه ای تبليغات پزشکی

شبکه رسانه ای کامون هلت common Health مشهورترين شبکه رسانه ای امور بهداشتین و پزشکی جهان اعلام کرد . شرکتی با عنوان آلتوم Altum در زير مجموعه خود افتتاح کرده که امور تبليغات و بازاريابی اين شبکه بهداشت وپزشکی را بر عهده خواهدگرفت . قرار است آلتوم با کراشناسان خود وجه علمی تر و هوشمندانه تری به مواد تبليغی اين شبکه علمی مربوط به امور پزشکی بدهد . متخصصين تبليغات امور بهداشتی و پزشگی اينش رکت به دنبال راهکارهای تازه ای برای آشنايي عموم با دستاوردها و ابزار و و فن آوری نوين پزشکی خواهند بود. التوم هفتمين زير مجموعه شبکه رسانه ای کامون هلت است . پيش از اين کامون هلث، زير مجموعه هايي با نام های آدی ينت و نوئه زيس ( دو آژانس تبليغاتی وبازاريابی محصولات پزشکی ) کانکتيکس ( شرکت سازنده تيزرهای تلويزيونی و سينمايي ) پروکام ( واحد آموزش و اطلاع رسانی پزشکی ) کوانتوم ( نوارهای ويديويي آموزش استفاده از دستگاه های بيمارستانی ) و اکس چنج ( بازاريابی دستگاه های بيمارستانی ) را به وجود آورده بود.

بازار نقل و انتقالات در عرضه تبليغات رسانه ای

شرکت مديا اچ Media Edge از شرکت های متعبر تبليغات رسانه ای ، دو کهنه کار امر تبليغات درحيطه سينما را برای پروژه جديد خود يعنی امور تبليغات و آگهی های محصولات کمپانی فيلم سازی پارامونت استخدام کرد. اين دو نفر مارک ميلر و دايناماروويچ نام دارند و قرار است استراتژی تبليغاتی پارامونت را ظرف چند سال آينده تعيين نمايند. ميلر که پيش از اين درواحد تبليغات سينمايي کمپای مشهور مترو گلدين ماير مشغول بوده و مديريت روابط عمومی و تبليغات فيلم هايي چون هانيبال ، آرايشگاه ، قانوناً بلوند ، و روزی ديگر بمير را بر عهده داشته است مسئوليت تبليغات فيلم های سينمايي پارامونت را خواهدداشت . همزمان ماروويچ نيز که پيش از اين معاون مدير رسانه ای کمپانی استارکار بوده و مديريت تبليغات فيلم هاش شرکت بوگناويستا از جمله در جست وجوی نمو و شير شاه ، دزدان دريايي کارائيب و پاپانوئل 2 را انجام داده نيز امور تبليغات فيلم های ويديويي و نسخه ها یDVD پارامونت را بر عهده خواهد داشت .شرکت مديا اج يکی از بزرگترين موسسات تبليغات و بازاريابی رسانه ای جهان است که هم اکنون 79 پروژه تبليغاتی را در سراسر جهان در اختيار دارد. مديااج از بدو تاسيس تا کنون همواره جزو سه شرکت معتبر و موفق بين المللی در عرصه تبليغات رسانه ای بوده است .

ادغام دو شرکت بزرگ تبليغاتی

شرکت بزرگ تبليغاتی لامار از پيشتازان تبليغات خيابانی و طراحی لوگوی موسسات مختلف اعلام کرد ، طی يک معامله سهامی در بازار بورس ، شرکت او بی مدياکورپوريشن را خريده و آن رازير مجموعه خود قرار داده است . ارزش اين الحاق حدوداً چهل و سه ميليون دلار برآورد شده است . و اين علاوه بر بيست سه ميليون دلار سود سالانه ای است که او بی مديا کسب می کند. لامار همچنين اعلام کرد بزودی بيش از يک ميليون واحد سهام اوبی مديا وارد بازار بورس وال استريت خواهد شد.

شرکت تبليغاتی لامار از بزرگترين طراحان و توليد کنندگان آگهی های تبليغاتی شهری آمريکاست که امور تبليغاتی 153 شرکت تجاری در چهل و سه ايالت اين کشور را در اختيار دارد .علاوه بر اين لامار در بيست ايالت نيز به طراحی لوگو و علائم ثبت شده بازرگانی شرکت های مختلف مشغول است شرکت اوبی کورپوريشن نيز درزمينه طراحی ، اجرا ، نصب بيلبوردها و تبليغات بزرگ ديواری ، پوستر ، تبليغات ايستگاه های اتوبوس درآمريگا و کانادا فعال است . اوبی درحال حاضر امور تبليغات و آگهی های سی و هشت شرکت اتوبوس رانی در امريکای شمالی را برعهده دارد و آگهی های طراحی شده توسط اين شرکت روی بدنه بيش از هفت هزار دستگاه اتوبوس آمريکايي و کانادايي ديده می شود.

خالکوبی در آگهی های تجاری

يک مرد نيويورگی از خالکوبی بدن خود به عنوان آگهی تبليغاتی استفاده می کند

جوتامارگو شهروند 31 ساله نيويورکلی از بدن خودبه عنوان بيلبورد يا همان تابلوی تبليغاتی استفاده می کند.

تامارگو با دريافت پول از افراد آگهی آنان رابر روی بدن خود خالکوبی می کند و درنقاط مشخصی از شهر ايستاده و آگهی های داده شده را تبليغ می کند.

تامارگو از طريق اينترنت اعلام رکد که آماده پذيرفتن کليه آگهی های خالکوبی است .

او برای هر نوعت آگهی و ميزان خالکوبی و رفت و امد در سطح شهر قيمت آگهی را تعيين می کند.

اولين آگهی از سوی يک فروشگاه محصولات خانگی به تامارگو ارائه شد.

هر ثانيه آگهی 80 هزار دلار

قيمت هر ثانيه آگهی يک مسابقه فوتبال به 80 هزار دلار رسيد اما مشتريان برای آن رقابت شديدی دارند.

شبکه تلويزيونی فاکس که حق پخش مسابقه فينال فوتبال آمريکايي سوپرباول را خريداری کرده برای آگهی ميان پرده و لابه لای مسابقه رقم عجيبی راتعيين کرد.

فاکس برای آگهی ميان دو نيم مسابهق 4/2 ميليون دلار ، زمان آگهی ها را تعيين کرده است . به عبارتی هر ثانيه آگهی بين دو نيمه مسابقه 80 هزار دلار قيمت دارد.

بااين حال شرکت ها و موسسات احساس می کنند پرداخت اين مبلغ ارزش آن را دارد زيرا فينال سوپر باول پربيننده ترين واقعه ورزشی در آمريکا است .

بر اساس آماری که درسال گذشته منتشر شد . 54 درصد بينندگان مسابقه ، آگهی های بين دو نيمه را تماشا کرده اند و اين نشانگر آن است که تماشاگردان حاضر نيستند لحظه از جلوی تلويزيون دور شوند.

قيمت آگهی پس از پايان مسابقه در حدود 20 درصد کمتر از نرخ بين دو نيمه است .

به رغم گرانی قيمت آگهی ، شرکت ها برای پخش آگهی با هم رقابت شديدی دارند.

DDB

World wide

موفق ترين آژانس تبليغاتی جهان

آژانس تبليغاتی « دی . دی . بی . ورلدوايد به عنوان بهترين و موفق ترين آژانس تبليغاتی بين المللی معرفی شد.

مجله معروف تبلليغاتی آدويک (Adweek) در انتخاب بهترين های سال ، آژانس دی . دی . بی را به عنوان موفق ترين آژانس بين المللی برگزيد. دی . دی. بی برای دومين سال پی در پی جايزه معتبر را از آن خود می سازد. جايزده آدويک مثل جايزه اسکار برای آژانس هایتبليغاتی به حساب می آيد.

دي.دي . بی در سال 2004 بيش از يک ميلياردآگهی کوچک وبزرگ در سرتاسر جهان ارائه داد. آمار شامل طراحی برای شرکت ها نيز می شود. کمپانی مذکور برای سومين سال متوالی است که شاهد چنين رقمی کاری است .

البته سوددهی اين شرکت در سال 2004 اندکی کمتر بود زيرا دفاتر اين شرکت در برلين ، لندن ، ونيويورک دچار مشکلاتی شده بود.

جوايز شبکه آژانس جهانی سال ، در سال 1998 توسط مجله ادويک بنيان گذاشت .

دی.دی.بی بخشی از موسسه و گروه تبليغاتی اومنی کام (Omnicom) می باشد.

قرارداد جديد کاسترول

کمپانی کاسترول قرارداد 2 ساله ای با شرکت فلکس (FLEX) امضا کرد تا برای محصولات آنها تبليغات انجام دهد.

کمپانی نفت کاسترول سينتک (Castrol Syntec) برای کارهای تبليغاتی خود سرانجام با شرکت های فانک ماستر فلکس قرارداد امضا کرد تا کارهای تبليغی آنان را برعهده داشته باشد.

شرکت فلکسی در آگهی های خود از چهره های معروفی همچون شکيل اونيل ، کويين لطيفه ، 50 سنت ، دی ام ايکس استفاده می کند.

مايک دوبياسی مدير کمپانی کاسترول در مصاحبه ای گفت عقد قرار داد با کمپانی فلکس بهترين فرصت برای معرفی محصولات برای افراد جوان است .

دوبياسی گفت هدف کاسترول رخنه درميان افراد 18 تا 34 ساله است .

فانک ماستر فلکسی يکی از فعالترين شرکت های تبليغاتی در آمريکا می باشد.

مک دونالد در خدمت کودکان

کمپانی معروف غذاهای آماده مک دونالد قصد دارد تا با تبليغات خود در جمع کودکان و نوجوانان رخنه کند.

خبرگزاری های اعلام کردند مک دونالد تصميم دارد با اگهی های خود به ميان کودکان و نوجوانان رخنه کندو به آنها شيوه های مبارزه با چاقی را آموزش دهد.

ماله ناپلئولازار مدير خلاقيت و معاون شرکت همبرگر مک دونالد در مصاحبه ای گفت آگهی تبليغاتی اين شرکت اين بار قصددارد کودکان و نوجوانان را در بر بگيرد.

لازار گفت هدف مک دونادل فروش کالا به مردم است اما دوست دارد در کار آموزش نيز پيشقدم باشد . مقامات بهداشتی آمريکا مدعی شده اند غذاهای آماده و همبرگرهای مک دونالد عامل اصل چاقی در ميان کودکان است .

اما لاز ا گفت مک دونالد قصد دارد در آگهی های تجاری خود شيوه های مختلفی را انتخاب کند و به کمک آن کودکان را با خطر چاقی آشنا سازد.

اپل بهترين مارک تجاری

اپل عنوان بهترين ومعروف ترين مارک تجرای در سال 2004 را از آن خود کرد.

موسسه ايپوداعلام کرد موفقيت شرکت کامپيوتری اپل درسال گذشته در امور تبليغاتی و همچنين توليدات باعث شده تا اطن شرکت بتواند عنوان معتبرترين مارک تجاری سال از آن خود کند.

شبکه تلويزيونی الجزيره در نظر سنجی خود که با همکاری ايپود انجام شد اعلام کرد اپل توانست نام هايي همچون گوگل (Google) را پشت سر بگذار و

مارک تجاری کوکاکولا که در سال های گذشته در ميان نام های برجسته قرار داشت در نظرسنجی امسال درمکان پنجم قرار گرفت .

کمپانی اپل به لطف تبليغات خود ، 10 ميليون دستگاه از محصولات خود را به فروش رسانده است .

سونی بهترين و موفق ترين مارک تجاری در مناطق آسيا واقيانوسيه شناخته شد.

مردان ، هدف جديد تبليغات

آژانس های تبليغاتی در جهان بر خلاف سال های دور، اکنون برای تبليغات تجاری خود قصد دارند از مردان در آگهی ها و طرح های خود استفاده کنند.

خبرگزاری ها با انتشار مطالبی اعلام کردند آژانس های تبليغاتی درنقاط مختلف برای تبليغات به دنبال مردان هستند تا چهره های تبليغاتی آنها باشند.

توجه به ستارگان ورزشی و سينمايي در بين آژانس ها بسيار زياد شده است . به طوری که در اکثر تبليغات از ستارگان فوتبار استفاده می شود.

برخی از آژانس ها اعتقاد دارند استفاده از مردان در تبليغات يک حسن ويژه دارد. زيرا درکشورهای محافظه کارنيز می توان آنها را استفاده کرد در حالی که چهره های زن ممکن است با واکنش هايي درجهان روبه روی شود. به همين دليل اکنون چهره های مرد برای عقد قرار داد خواستار دستمزد بيشتری هستند.

آديداس اسپانسر المپيک شد .

کمپانی توليدات ورزشی آديداس موفق شد تا به عنوان اسپانسر بازی های المپيک 2008 فعاليت کند. کمپانی آديداس اعلام کرد آنها حق اسپانسر بودن بازی های المپيک 2008 چين را خريداری کردند و آنها اسپانسر المپيک پکن خواهندبود.

بر اساس توافق و قرار داد امضا شده لباس های ورزشی کليه کارمندان و کارگردان بازی های پکن توسط آديداس تهيه خواهد شد. تيم های ا لمپيک چين نيز لباس ومحصولات آديداس را بر تن خواهندکرد . ورزشکاران چينی در بازی های المپيک زمستانی 2006 نيز محصولات آديداس بر تن خواهند کرد .

آديداس پس از شرکت های بيورتن ، نايکلی بزرگترين توليد کننده لوازم ورزشی است وبه تازگی 40 فروشگاه درچين افتتاح کرده است .

مسوول روابط عمومی آديداس مدعی شد چين يکی از بهترين بازارهای جهان می باشد واين شرکت می خواهد در آنجا سرمايه گذاری کند.

ممنوعيت تبليغات تنقلات

اتحاديه اروپا از کليه شرکت های صنايع غذايي خواسته است تا تبليغات مربوط به تنقلات و غذاهای آماده را متوقف کند.

مسوولين بهداشت اتحاديه اروپا به کليه شرکت های غذايي عضو اتحاديه هشدار داده تا هر چه سريع تر تبليغاتت مربوط به غذای آماده و غير ضروری را که برای کودکان است متوقف کند.

اتحاديه اروپا قصد دارد تا به شدت با عارضه چاقی کودکان مبارزه کند و در اولين گام به تبليغات مواد غذايي حمله کرده است .

در حدود 70 درصد از کودکان اروپايي مستعد چاقی هستند که اکثر آنها به خاطر تنقلات و غذاهای آماده و پرچرب است.

شرکت های غذا يي اروپايي برای همکاری اعلام آمادگی کرده اند.

رشد آگهی های تجاری

آگهی های تجاری در سال 2005 شاهد رشد و شکوفايي بسياریخواهد بود که ارقام می تواند پس از سال 1999 بهترين باشد.

بر اساس گزارشی که از سوی مرکز تحقيقات اقتصادی و تجاری منتشر شد ، ميزان آگهی های تجاری در سال 2005 از همان آغاز سال شاهد رشد بوده است .

مرکز تحقيقات اقتصادی و تجاری پيش در گزارش خود پيش بينی کرد درآمد حاصله از تبليغات در سال 2005 به 23 ميليارد پوند می رسد که رقم مذکور نسبت به سال 2004 شاهد 7 درصد رشد می باشد.

مرکز مذکور اعلام کرد به رغم رشد کند اقتصادی در سال 2005 ميزان آگهی تجاری شاهد رشد قابل توجهی خواهد بود.

درآمد زايي « گوگل » در بازار تبليغات

شرکت گوگل (Google) به خاطر تبليغات اينترنتی شاهد رشد بسيار خوبی در سال گذشته بوده است . بر اساس آمار منتشر شده ، گوگل در سه ماه چهارم سال 2004 شاهد افزايش در آمد به خاطر افزايش تبليغات بوده است .

توجه شرکت ها برای استفاده از آگهی های اينترنتی باعث شد که تا گوگل که يک ماشين جست وجو گر همچون ياهو است . بتوانددر آمدخوبی داشته باشد. . در آمد سال گذشته گوگل به بيش از يک ميليارد دلار رسيده در آمد سه چهارم سال نسبت به همين زمان در سال قبل شاهد رشد هفت برابری بوده است .

افزايش در آمد تبليغاتی باعث شد تا قيمت سهام شرکت در حدود 10 در صد افزايش يابد.

مديره موفق سال

مگ ويتمن مدير اجرايي شرکت ای بی (e Bay) عنوان موفق ترين مدير زن آمريکا را در سال 2004 به خود اختصاص داد

در جمع 500 شرکت آمريکايي تنها مدير اجرايي دو شرکت را زن تشکيل می دهد.

اما ويتمن مدير شرکت ای بی که در نيويورک مستقر است به عنوان بهترين مديره سال برگزيده شد .

اگر چه در حدود نيمی از نيروی کار آمريکا را زنان تشکيل می دهند اما در جمع مديريت آنها تنها 2 سهم دارند.

ويتمن علاوه بر مديريت درتجزيه و تحليل نيز بسيار مهارت دارد و از زمانی که او مدير اجرايی شرکت شده ، اين شرکت شاهد موفقيت و پيشرفت قابل توجهی بوده است .

کاترين اليزابت وود ديگر مديره زن شاغل در شرکت های آمريکايي است .

 

به بهانه نمايشگاه بازاريابی و تبليغات

گفت وگو با مديران شرکت ايما نقشينه پويا

 

يکی از موفق ترين شرکت های حاضر در نمايشگاه تبليغات سال 1382 با توجه به نظر سنجی های انجام شده شرکت ايما نقشينه بود. در کمال تعجب شنيديم که اين شرکت در نمايشگاه امسال حضور نخواهد داشت . بنابراين تصميم گرفتيم اين عدم حضور را در گفتگويي دوستانه با مديران شرکت ، آقای دکتر فرزاد رضاجويي و آقای دکتر سيد فربد ناصر آبادی جبران نماييم. که ايشان نيز از اين موضوع استقبال نمودند. آنچه در ادامه خواهيد خواند ، نظرات مديران شرکت در خصوص وضعيت تبليغات و آينده آن در کشور می باشد.

 

- جناب آقای دکتر رضاجويي ضمن تشکر از شما که اين زمان را در اختيار مجله دانش تبليغات قرار داديد به منظور آشنايي بيشترخوانندگان ، با شرکت ايما نقشينه توضيحاتی در خصوص شرکت و زمينه فعاليت آن بدهيد.

شرکت ايما نقشينه در سال 1376 فعاليت خود را ابتدا در زمينه طراحی گرافيک و چاپ آغاز نمود و همزمان با توسعه بازار تبليغات و نياز مشتريان گستره خدمات شرکت در طی سالهای اخير جهت ارائه خدمات تخصصی تر تبليغات مطابق با الگوهای جهانی افزايش يافته سات . به نحوی که در حال حاضر اين شرکت با در اختيار داشتن افراد متخصص مدعی ارايه خدماتی در سطح بسيار بالا در کشور می باشد.

آيا افق های خاصی برای آينده شرکت در نظر گرفته شده است ؟

با توجه به توسعه بازار در ايران و منطقه و الزاماتی که کشور در خصوص پيوستن به بازار جهانی پيش رو دارد دور از ذهن نيست که نيازهای مشتريان در خصوص دريافت خدمات تبليغتتی به سمتی خواهد رفت که قابليت رقابت با رقبا خصوصاً رقبای خارجی را داشته باشد. البته اين نياز قطعاً در کنار بهبود ساير عوامل بازاريابی چون محصول ، قيمت و توزيع بايدمد نظر قرار گيرد.

بنابراين اصلی ترين هدف شرکت ايما نقشينه با توجه به شناختی که از خواسته های مشتريان در آينده کسب نموده است ، ارائه خدمات تخصصی در زمينه های مرتبط با تبليغات می باشد. البته در اينجا لازم می دانم اين نکته را متذکر شوم که اين هدف تدوين شده و برنامه هايي جهت دستيابی به آن وجود دارد . ليکن بنا به شرايطی که در آينده بوجود خواهد آمد مسير دستيابی به آن بازنگری خواهد شد.

 

الگوی استفاده از روش برون سپاری Out Sourcing در بازارهای توسعه يافته توانسته است نيازهای مشتريان را بهتر برآورده سازد .

 

منظور از بازنگری در اهداف و مسير دستيابی به آن چيست ؟

در حال حاضر شرکتهای تبليغاتی در ايران با توجه به خواسته های مشتريان سعی بر آن دارند که کليه نيازهای تبليغاتی ايشان خود برطرف سازند. ليکن با توجه به اينکه مشتريان روز به روز خواستار دريافت خدمات بهتر و با کيفيت مطلوب تری هستند به منظور خدمات با کيفيت بهتر و در سطح جهانی سهم دانش در ارايه اين خدمات افزايش خواهد يافت .

بنابراين شرکتهای چنانچه بخواهند روند ارائه کليه خدمات را به مشتريان ادامه دهند ناگزيرند که سازمان خود راتوسعه دهند ناگزيرند که سازمان خودرا توسعه دهند. بنابراين قابل پيش بينی است که اين امر لاجرم منجز به افزايش هزينه های آژانسهای تبليغاتی و نهايتاً هزينه های ارائه خدمات ايشان خواهد شد. همچنين با توجه به اينکه افراد متخصصی که بتوانند همگام با دانش جهانی تبليغات در ارايه اين خدمات آژانسها را ياری رسانند ، محدود می باشند. نهايتاً آژانسها در اين راه با مشکلاتی مواجه خواهندشد.

آقای دکتر ناصر آبادی در ادامه بحث اظهار داشت که بهتر است که آژانسها به سمت تخصصی شدن رو آورند . يعنی هر يک از فعاليتهای عمده تبليغات در يک شرکت انجام گيرد. بطور مثال ، در اجرایيک برنامه تبليغاتی بخش برنامه ريزی ، تدوين استراتژی و خلاقيت در يک آژانس مرتبط با مشتری نهايي انجام شود . خريد رسانه های در يک آژانس ، خدمات نمايشگاهی ، و مشابه آن دريک شرکت ، خدمات تحقيقات و مطالعه بازار در يک شرکت ، و درچنين شرايطی می توان انتظارداشت که هر يک از اين خدمات با نظارت آژانس تبليغاتی که با مشتری درتماس است به نحو مطلوب تری و با هزينه کمتر در اختيار مشتری قرار گيرد. بنابراين ايما نقشينه نيز باتوجه با شرايطی که بوجود خواهد آمد نيازمند بازنگری در اهداف و برنامه های دستيابی به آن خواهد بود. يعنی چنانچه بازارخدمات تبليغاتی به سمت نگرشی متمرکز حرکت کند ، به ناچار شرکت ايما نقشينه همانگونه که تاکنون عمل نموده سعی در افزايش دانش و تخصص نيروهای خودنموده و توانايي خود را درکليه زمينه ها افزايش خواهد داد.

در زمينه برنامه ريزی کمپين های تبليغاتی خريد رسانه ، اجرای کمپين های نمايشگاهی و پروموشن ، تمرکز کرده ايم .

آقای دکتر رضاجويي افزود : اما چنانچه مسير بازار به سمتی باشد که آژانسهای تبليغاتی به سمت بروی سپاری (Out sourcing) فعاليتهای جانبی کمپينهای تبليغاتی روی آورنده شرکت نيز سعی در ايجاد تخصص در يک يا چند زمينه خاص خواهدنمود.

نموداری که ملاحظه می نماييد نمايش دهنده تعامل آژانسهای تبليغاتی با مشتری نهايي و ارايه دهندگان خدمات تبليغاتی است که در آن آژانس تبليغاتی به عنوان هسته مرکزی جهت انجام کل يک کمپين تبليغاتی عمل کرده و ارايه دهندگان را تحت کنترل قرار دارد.

اما بديهی است که شرکت ايما نقشينه در زمينه برنامه ريزی کمپينهای تبليغاتی در هر شرايطی فعاليت خواهد نمودو در هر يک از موارد فوق اين برنامه وجود نخواهد داشت .

- آقای دکتر ناصر آبادی با توجه به اينکه امسال را نمايشگاه تبليغات حضور نداريد نظر خود را در مورد برگزاری چنين نمايشگاههايي ارايه دهيد؟

نمايشگاه هايي از اين دست محل مناسی جهت ايجاد تعامل ميان همکاران می باشد و می تواند فرصتی مناسب جهت برقراری ارتباطهای کاریو انتقال دانش ميان همکاران باشد. از طرفی مشتريان نيز می توانند با شناسايي شرکت های تخصصی مشاورين تبليغات خود را تشويق به همکاری با ارايه دهندگان خدمات تخصصی تر در زمينه های مختلف ياری نمايند.

بنابراين عدم حضور شرکت ايما نقشينه در نمايشگاه امسال نه به معنی عدم تاثير نمايشگاه بلکه به علت برنامه های سالانه ای است که مديران ارشد سازمان در ابتدای سال تدوين نموده اند . لذا با توجه به اينکه در سال گذشته حضوریموفق و موثر در نمايشگاه داشتيم برنامه ريزی حضور مجدد در سالهای آتی در برنامه های شرکت وجود دارد .

- آقايان از شما بابت وقتی که در اختيار ما قرار دهيد سپاسگذاری می نمايم .

ما هم از شما و کليه دست اندرکاران مجله وزين دانش تبليغات کمال تشکر را داريم .

نمايشگاه محل مناسبی جهت ايجاد تعامل ميان همکاران و فرصتی جهت برقراری ارتباطهای کاری و انتقال دانش ميان همکاران می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لطفا مارا در گوگل محبوب کنید