کند وکاو - http://adscimag.com/fa
  

کند وکاو

حدود 3 ماه ازوعده ای که معاون فنی سازمان نظام پزشکی کشور درباره ساماندهی آگهی های تبلیغاتی برای امورپزشکی داد می گذرد . دکتر«امیرحسین کامبوزیا» وعده داد پس ازاین هیچ آگهی که مورد تایید سازمان نظام پزشکی نباشد درمطبوعات و رسانه ها ی چاپی منعکس نمی شود، ما همچنان شاهد خبرهایی هستیم که درآن زنی جوان قربانی عمل جراحی ناشیانه به وسیله یک پزشک شده ، یا یک بهیاردرمطب، کاریک جراح را انجام داده وتلفاتی را به بارآورده است.

هرروزدرروزنامه های کثرالانتشاروبه ویژه ضمیه آگهی (نیازمندیها ) ده ها کادرآگهی تبلیغاتی ازامورپزشکی به چاپ می رسد که ازظاهر آن نمی توان به صحت وسقم اریه خدمات وارایه کننده هایش اطمینان داشت .

ازسویی سادگی چاپ آگهی تا آنجاست که هرکسی می تواند با پرداخت 4هزارتومان برای یک کادر پایه هرکاری را تبلیغ کند واین موضوع وقتی خطرناک می شود که افراد غیرحرفه ای برای کسب درآمد نقش متخصصان طبابت را بازی کنند!

اگر باور نمی کنید که چنین اتفاقی هرروز درکشورما به راحتی روی می دهد وافرادی سودجو با چاپ آگهی های پزشکی به جذب مشتری پرداخته اند وعملا جان آن ها را به مخاطره می اندازند، کافی است یک نسخه ازروزنامه ای را تهیه کنید که نیازمندیهای آگهی داشته باشید یکی ، دو ورق بزنید کافی است. حتی اگر یک مجله خانوادگی تهیه کنید نیزمی توانید ردپای« آگهی های جرمزا» ی پزشکی را به وضوح ببینید.

بازی با جان مردم با یک کادرآگهی

نگاهی به صفحات نیازمندی های جراید چه روزنامه ها وچه مجلات حکایت ازآن دارد که درهیچ کدام ازآگهی های پزشکی به چاپ رسیده اثری از شماره مجوز صادره ازوزارت بهداشت درمان وآموزش پزشکی ، سازمان نظام پزشکی ویا مراجع قانونی دیگر دیده نمی شود.

به عبارت دیگر آگهی های به چاپ رسیده دربخش پزشکی عموما تبلیغ یک اقدام پزشکی بدون اعلام صلاحیت لازم است. البته این رویه تنها مربوط به آگهی های پزشکی نبوده وکلیه آگهی هایی که درمطبوعات به چاپ می رسد فاقد اطلاعات موجه است. شماره ثبت شرکتها ، شماره مجوز آموزشگاه ها و..... درهیچ کدام از کادرهای آگهی دیده نمی شود به جز معدودی ازآگهی ها ، بدین ترتیب فرد بیننده وجویای یک نوع خدمات ازتنوع کادرها وآگهی ها به سلیقه یکی را بر می گزیند وعملا هیچ راهی برای بررسی ادعای هیچ مرجع قابل توجهی هم نیست تا با دادن نام مرکز ارایه خدمات پزشکی مورد نظر یا نام پزشک مورد نظر، صلاحیتی ازآن فرد کسب کرد.

بنابراین آگهی های به چاپ رسیده خواسته یا ناخواسته فرد را به سوی جایی می کشاند که هیچ معلوم نیست آن مکان صلاحیت لازم را برای پذیرش آن فرد دارا باشد. چه ازنظرسلامت روانی فرد پذیرش کننده وچه ازنظر سلامت حرفه ای فرد موردنظر!

اگر چنین اثری را ازآگهی ها قبول ندارید با ید به شکایات مطرح شده درسازمان نظام پزشکی قانونی اشاره کنیم . برای نمونه دکتر«محمد مهدی قیامت» دبیر هیئت انتظامی سازمان نظام پزشکی تهران درگفتگو با ایسنا گفته است« میزان شکایت ازاعمال پلاستیک وزیبای نسبت به سال گذشته دوبرابر شده است » اما این اظها روقتی جالب می شود که بدانیم به گفته دکترمجید لاهوتی دبیر انجمن جراحان پلاستیک ایران فقط 125 نفرجراح متخصص پلاستیک درایران داریم . حال آن که بنابرآماری غیررسمی اعلام شده است که قریب به 4 هزارنفر ازپزشکان واحتمالا غیرازپزشکان چنین عمل های زیبایی را انجام می دهند!

دکتر شهاب الدین صدررئیس سازمان نظام پزشکی کشورنیزهفته گذشته درباره شکایت مطرح شده امورپزشکی گفت:« بیشترین شکایات مطرح درپزشکی قانونی مربوط به جراحی های گوش وحلق وبینی ،چشم ، ارتوپدی، زنان وجراحی پلاستیک وترمیمی است»

اگربه خاطربیاوریم که دو هفته قبل زنی به دلیل جراحی به وسیله یک دندانپزشک جان سپرد آن وقت بهتر می شود نبود اطلاع رسانی درباره پزشکان را دریافت.

بنابراین یکی ازاساسی ترین مشکلات به بخش آگهی های مطبوعات ونبود نظارت برآن بازمی گردد. جالب است که اداره کل تبلیغات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی 22 آبان 83 درگفتگو با خبرگزاری مهر خبرازتشکیل دبیرخانه برای نظارت وبرخورد با متخلفان قانون ممنوعیت ازنوشته ها ونشانه های غیرفارسی درتابلوها وآگهی ها داده بود.

اما همین ارگان دولتی که مجری مصوبه مجلس است عملا درقبال جان شهروندان هیچ احساس مسئولیتی نکرده وهیچ دستورالعملی برای بررسی صحت وسقم آگهی های بخش پزشکی ندارد. خبرگزاری مهردرباره اطلاعیه اداره کل تبلیغات وزارت فرهنگ وارشاداسلامی درباره به کاربردن الفاظ غیرفارسی آورده است:«هدف ازاجرای این قانون حفظ قوت واصالت فرهنگ وادب فارسی ، پاسداشت هویت ملی واجرای قانون ممنوعیت به کارگیری اساسی عناوین واصطلاحات بیگانه مصوبه مجلس شورای اسلامی وآیین نامه اجرایی مصوبه هیات وزیران ازسوی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ، نیروی انتظامی وشهرداری هاست.»

با این وضع این پرسش مطرح است که چرا برای چاپ آگهی ها، آن هم آگهی خدمات پزشکی ، هیچ دستورالعمل ومصوبه ساخته وپرداخته نمی شود؟

یک شماره موبایل ویک دنیا ابهام

یکی ازکادرهای آگهی های مطبوعات درنیازمندیها وصفحات پرخواننده آن مربوط به ابزارووسایل لاغری است. برای نمونه یکی ازاین کادرها به تبلیغ « وسیله جدیدلاغری آمریکا» پرداخته وصرف ارایه یک شماره موبایل به اطلاع رسانی خاتمه داده است.

درنگاه اول هیچ کس نمی تواند ازاین آگهی استنباط کند که آیا وزارت بهداشت مجوزی به این دستگاه داده ومورد تایید آن اداره هست یا نه.

اما درنگاه دوم نکته ای دیگر دراین ماجرا را می توان به وضوح دید. فقدان مکان ثابت برای عرضه کننده ، هرناظرهوشیاری را به یاد اخبار حوادثی می اندازد. تکنولوژی چیزخوبی است. موبایل هم محصول همین تکنولوژی است ولی بسیاری ازکلاهبرداری درجمع آوری پول مردم (فروش آپارتمان ،تعمیر لوازم خانگی ،مسافرت به خارج و....) تنها یک شماره موبایل ازخود می دهند تا درهنگام فرارهیچ ردی ازخود به جا نگذارند)

بنابراین اگر واقعا هدف فروشنده خیرباشد سؤال این است که چرا ازمجوزومکان ودفتر خود حرفی به میان نیاورده است؟ نکته دیگر را درنگاه سوم می توان برداشت کرد. متاسفانه به دلیل نبود بسترهای مناسب اقتصادی درکشورما، شهروندان وبه ویژه خریداران به بحث خدمات پس ازفروش وگارانتی توجهی ندارند. وسایل خانگی وبرقی عموما دارای عمر مصرفی وخطایی درکارکرد هستند. سلامت یک محصول را می توان ازمیزان خدمات پس ازفروش ویا عمر گارانتی آن استنباط کرد،این گارانتی وخدمات پس ازفروش عموما به وسیله نمایندگی شرکت سازنده ارایه می شود. بنابراین وقتی دستگاهی فقط یک شماره موبایل برای معرفی خود دارد ونه نامی ازسازنده ونمایندگی آن درکشورقطعا وسیله مطمئن وقابل توجهی نیست ، به ویژه آن که قراراست با سلامت انسان هم سروکارداشته باشد.

درنمونه دیگری ازاین آگهی های مربوط به امورپزشکی آمده است :« رفع چروک صورت دریک جلسه ، رفع خال ولک بدون جراحی » ودرزیر آن یک شماره تلفن. اما معلوم نیست این کارها به وسیله چه کسی وتحت چه شرایطی انجام می گیرد.

برای مثال ، ما بنا به عرف جامعه هرکسی را لباس پلیس برتن دارد« جناب سروان» خطاب می کنیم . به همان عرف هرکسی را که روپوش سفید برتن می کند « آقای دکتر» خطاب می کنیم . حال اگر یک فردی کارتزریقات انجام می دهد وروپوش سفید پوشیده باشد درنگاه اول چگونه می توان فهمید اوپزشک نیست ویک تزریقاتی است؟ اگر به موجب آگهی اشاره شد فردی به محل مراجعه کرد ودرآن جا هم شخصی روپوش سفید برتن را دیدلابد باید بپذیرد که اوپزشک است ، اما واقعیت اینجاست که نه ما درآگهی مطبوعاتی اطلاعات درستی به اوداده ایم ونه شرایط مطب صحت وسقم حرفه اورا روشن کرده است.

ترک اعتیاد ،فصل مشترک تبلیغات پزشکی !

هیچ روزنامه ومجله ای نیست که حداقل یک کادرآگهی درباره « ترک اعتیاد» آن هم به شکل تضمینی نداشته باشد. روش های منحصربه فرد، داروهای گیاهی ، درمان تحت نظر پزشک ، درمان ظرف یک هفته ،درمان 24 ساعته ، داروهای ضدمواد مخدروتهوع آوروخلاصه عناوینی چون این موارد ازجمله نکات مطرح شده درآگهی های ترک اعتیاد است.

فارغ ازبحث صحت وسقم این ادعاها وهزینه های هریک ، معلوم نیست چنین موسساتی تحت نظرکدام مرجع قانونی درحال فعالیتند. هیچ یک ازموسسات آگهی دهنده برای ترک اعتیاد شماره ثبت ، شماره مجوز یا هرآن چه هویتش را تایید کند را درآگهی اعلام نکرده اند.

بازهم همان بحث موبایل اینجا نیز به وضوح دیده می شود. با این حال سئوالی اینجا مطرح است. اعتیادکه یک معضل پزشکی نیست که با درمان ونسخه پیچی پزشکی آن را مداواکرد. درست است که داروهایی برای کاهش مصرف و.... هست اما مسئله معتاد یک معضل روانی – شخصیتی است.

ازسوی دیگر چگونه می توان «تضمین» مورد اشاره دراین آگهی را پذیرفت ؟ مگرمی توان گفت که این موسسات ردیابی به معتاد بازپروری شده متصل می کنند واجازه نمی دهند درشرایطی مشابه فرد به سمت مواد مخدر نرود؟

با این حال ادبیات آگهی های مورد نظر ما با همان شیوه مطرح شده هرروز درمحصولات فرهنگی ما به خوردمان داده می شوند بدون آن که کسی ازنوع جملات ادعاهایی بی محتوا و.... شکایتی داشته باشد!

دستیابی به اطلاعات غیرممکن است

نگاهی به تابلوهای پزشکان حکایت ازآشفتگی دراین مسئله دارد. عموما ازتابلوپزشکان هم می توان امیدواربود که به سراغ شخص قابل توجهی ازنظر علمی می روید وهم می توان مظطرب شد زیرا هرکسی این روزها به خود جرأت داده وعناوین مختلفی را زیر نام خود درج کرده است.

شایع ترین نمونه آن درباره همان عمل های جراحی زیبایی است . هرپزشک گوش وحلق وبینی ویا هرپزشکی یک عنوان « جراح پلاستیک » را هم یدک می کشد. حال آن که تنها 125 پزشک حراح پلاستیک وجود دارند!

ازطرفی هیچ مرجعی نظیر 118 یا مثلا یک سایت اطلاع رسانی یا .... نیست که بتوان درمراجعه ای کوتاه به آن جا اطلاعات درستی به دست آورد وپرسید که فلان پزشک چه سابقه ای دارد. تنها باید به همان آگهی وتابلو بسنده کرد ومابقی اموررا به خدا سپرد. توکل به خدا یا دکتر دکتراست ویا....

این روزها بازار عرضه وتقاضا نیزبیشتر برفضای طبابت حاکم شده است. وجود 35 هزارپزشک بیکار ازیک سو وهجوم همه مردم چه مردان وچه زنان به انجام کارهای زیبایی سبب شده تا خیلی ازجامعه پزشکان دست به انجام عمل های جراحی پلاستیک بزنندحال آن که آن دوره ها وتخصص این نوع جراحی را نگذرانده اند! بنا به گفته دبیرانجمن پزشکان جراح پلاستیک هرفارغ التحصیل دوره پزشکی که بتواند وارد مرحله جراحی عمومی بشود وپس از4-5 سال تحصیل ازامتحان آن نمره قبولی بگیرد می تواند دردوره فوق تخصصی جراحی پلاستیک شرکت کند ودرصورت قبولی درآزمون ورودی قریب به 3 سال دراین باره تحصیل کند. تازه پس ازاین 3 سال بازهم باید درآزمون مربوطه قبول شود تا عنوان جراحی پلاستیک را کسب کند.

« جراحی پلاستیک » عنوانی است که این روزها به سبب تقاضاهای مردم درزمینه زیبایی بیشتر مورد توجه قرارگرفته است. اما دستاوردهای جراحی پلاستیک تنها محدود به جراحی بینی نیست . آن چه به عنوان جراحی بینی ،سینه وشکم انجام می گیرد ساده ترین کارهایی است که یک جراح پلاستیک به موجب تجربه وتخصص خود با هنردستان خود درهم می آمیزد وبه اجرا می گذارد. نکته آن جاست که سخت ترین کارهای پزشکان جراح پلاستیک دربازسازی وترمیم اعضایی ازبدن است که به دلیل ضایعه ای ازبین رفته است.

با این وصف به نظر می رسد فقدان نظارت کافی سازمان نظام پزشکی وحساسیت این نهاد نسبت به ماجرا ازیک سو وهمچنین عدم توجه دستگاه های مسئول نظیر پلیس ودستگاه قضایی به این وضع دامن زده باشد.

به هرحال اگربخواهیم ازتکرارآگهی های خطرناک درامورپزشکی جلوگیری کنیم به اقداماتی دردومرحله نیازمندیم . نخست ایجاد یک شبکه اطلاع رسانی ساده ودرعین حال پیشرفته که هرکسی بنواند ازحدود 80هزارپزشک وپیراپزشک ایرانی با تصویر ومشخصات اطلاعات بگیرد. این کارباید به راحتی وبرای همه اقشارممکن باشد.

چنین بانک اطلاعاتی می تواند به صورت یک کتا بچه ارزان قیمت یا یک بانک اطلاعاتی رایانه ای به وجود آید. ازطرفی اگر سازمان نظام پزشکی به همراه سازمان پزشکی قانونی ،مجمع امورصنفی و وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی برای سامان دادن به این امور با همراهی پلیس دست به فعالیتی نزنند، قطعا نمی توان جلوی اتفاقات ناگوارراگرفت .

حاصل هماهنگی این نهادهای مربوط باید به صورت یک آیین نامه یا مصوبه ای ازمجلس به وزارت ارشاد ابلاغ شود تا امکان چاپ آگهی تنها با پرداخت پول میسر نباشد.

 

 

 

لطفا مارا در گوگل محبوب کنید