نمکلیغات - http://adscimag.com/fa
  

نمکلیغات

روح الله (سبحان ) قاسمی : کارشناس تبلیغات

 

درابتداگریزی بنمایم اندر افتتاح این راسته (1) ، با نام وزین و شریف نمکلیغات

ازآغاز چاپیدن این گاهنامه ، تاملی در دارا بودن چنین راسته مهمی انجام نگشته بود . همانطوریکه درنسخ قبلی مشاهده رفت.ازآنجاکه هر ماهنامه و گاهنامه ای ، نیازی بس مبرم به همچون راسته ای دارد ، فلذا از این چاپش به بعد شاهد این راسته آراسته نوخاسته خواهیم بود ، انشاءا... تعالی . چرا که مجالست هر چه بیشتر این گاهنامه با مخاطبان خود، موجب بسی فخر و مباهات باطنی دست اندرون کاران این گاهنامه می باشد . آن هم در این ایام که در ادکیه (2) جریده فروشی ، فعالیت چشم گیر جریده ها را می بینیم و عجب فعالیتی !                                

 

اندرقضایا و مزایای ” عربده کشان (3) فامیلی ”

 

آورده اند در روزگاران ماضی ، لیک نه چندان بعید ،

یگانه موجودی می زیست داماد نام ، در پاکی گفتار و خلوص کردار شهره . دارای جیبی بس تهی و نحیف بود و روحیه ای بسیار شنگول و لطیف ، که بساط مداعبت می چید و نشاط ملاعبت می گسترد .

در روایات و مستندات معتبر منقول است که در زندگی روز و چه بسا شب مره اش ، دغدغه ای نداشت جز به تزویج درآمدن با مؤنثی از گونه خود . علی الخصوص که به تازگی راسخانه عزم کرده بود به این مهم . در محیط کارش بسیار سخت کوش بود و در مساحت زندگی اش بس بلندهمت .

آمده است دیری نپایید که از هم مکتبانش ،دختری نیکو خصال و زیبارو ،دل داماد را به تاراج برد . به قسمی که به مدت سه شبانه روز خورشیدی ( به حسب گردش زمین به دور خودش ) به جهت تفکر و تامل در باب تزویج با این دختر ، شب و روز را به هم بخیه می زد و از اطعمه جات بی بهره بود و از اشربه آلات ، تنها مونسش جوشانده ای بود سیاهرنگ و بخارآلود از گیاهی سبزرنگ ...

سرانجام پس از فکرمانی بس طاقت فرسا و عشق آلود بر آن شد تا به اتفاق اولیاء خود ، به گاری خواستن دختر مورد نظر بشود .پس از ایجاد ارتباط و اختلاط با خانواده دختر ، تاریخی ثبتانیده گردید جهت مجلس گاری خواست. این ایام برای داماد ،ایام گل و ریحان و سنبل و ضیمران بود .

..........................................................................................................................................................

1 ) نوشتگانی فرضی که مستقیما پایین می آید               2 ) جمع مکسر دکه                       3 ) همان تبلیغات خودمان

 

آنروز فرا رسید و داماد و اولیاء به صورت فجیعی سانتی مان تال وار ، آراسته و آغشته به دیویدفی عنبرسا ، راهی بیت دختر شدند .پس از آوردن فشاری نه چندان قوی بر زنگوله درب ، پدر دختر به طرز عجیبی درب را غیر حضوری بازگردانید .

آورده اند پس از مشاهده دو خانواده به قدری سلام و احوالات پرسی و تعارفات به طول انجامید که مجلداتی در این باره نگاشته اند که شهنامه حکیم توس در مقام قیاس با آن ، به مثابه موری است در مقابل ” گودزیلا (4) ” .

خلاصه ، همگان دخول یافتند و جلوسی کردند باکلاس گونه ، پس از گفت و شنودی چرت و پرت آسا ، دختر ( که از این پس نام او را عروس می گذاریم ) با یک صفحه براق که روی آن چند پیاله ای بود آکنده از همان جوشانده سیاهرنگ بخارآلود ، وارد گشت و به هر فرد ، پیاله ای بداد . پس از استعمال جوشانده ، پدر عروس سر طناب صحبت را محکم گرفته و شروع به افاضات کرد. بانگاهی که نیم آن احترام و نیم دگراقتداربود ، از داماد فروپرسید که ای جوان ، پیشه ات چیست ؟

داماد نیز با نگاهی که نیم آن احترام و نیم دگر انفجار بود ، بگفتش : ” چاپیدن و عربده کشان ” که بعدها فرهنگولستان زبان ، واژۀ ” چاپ و تبلیغات ” را با قدرت جایگزین چپانید .

آورده اند ، پس از بحثمان بسیار کش فرسا ، جمله مهیبی تمام فضای مجلس را ترکاند و آن بدین ترتیب بود : اگر متمایل هستید برویم به سراغ مهریه !

خفقانی بر مجلس رفت و تا چند لحظه ای سخنی از کسی در نرفت . تا اینکه گران مادر(5) عروس بگفت : در هفته ماضی ، عقدبندان نوه ام بود که هزار سکه زر ، مقرر گردیده شد به نیت سریال هزاردستان .

ازاینجا به بعد بود که ” عربده کشان فامیلی ” یا همان تبلیغات فامیلی معنا و مفهومی دگر پیدا کرد .

مادر داماد در جوابش بگفتا : در سنه گذشته ، اولاد ذکور خواهرشوهرم با ۲۲ سکه زر شوهر نمود . ببخشید ، زن بستاند . آن هم به نیت ۲۲ منطقه طهران باستان .

خلاصه ، هر کدام سازی می نواختند فالش آسا که همانا مسؤول انجام دادن حرکات موزون با هر یک از این سازها کسی نبود جز همان داماد بینوای مربوطه .

در نسخ آمده است : قبل از عزیمت داماد و اولیاء به بیت عروس ، نصایح و انتقاداتی از طرف پدر به داماد جاری گشته است . او هم به جهت روحیه انتقادپذیرش باسعه صدر و گوش جان ، نصایح و انتقادات پدررا استماع می نمود ، لکن بایکی از آن دو گوش ، ازیرا که گوش دگر در قالب درب ایفای نقش می کرد .

..........................................................................................................................................................

4 ) نام بزرگترین برادر ماری به نام مولک                                                   5 ) مادربزرگ

مع هذه التفاسیر الگفته شده ، داماد که وصال خود را به عروس ، تنها در گرو پذیرفتن مهریه هزار سکه ای می دید ، بالاجبار قرار را بر فرار ترجیح داده و عقوبت قبول کردن این مهریه را با دل و جان خرید .

لکن ... در دل با خود همی گفت : که ای عربده کشان فامیلی ، مرگت باد .

 

 

 

پیام مقاله :

از نوشیدن هر گونه چای در بسته بندیهای چاپ شده تقلبی در کنار گودزیلا ،اکیدا خودداری کنید.

 

 

 

 

 

لطفا مارا در گوگل محبوب کنید