تأثير معماري بر انسان

مهندس فرشاد نصراللهي

پژوهشگر دوره دكترا

گرد آوري : علي اكبر سوري ومهديار احمدي نژاد

روانشناسي محيط به بررسي تأثيرمقابل انسان ومحيط مي پردازد. « جيفورد (1997) روانشناسي محيط را بررسي متقابل بين فرد وقرارگاه فيزيكي وي » تعريف مي كند. به عقيده او درچنين تأثير متقابلي فرد محيط را دگرگون مي كند وهمزمان رفتار وتجارب وي به وسيله محيط دگرگون مي شود».

استفاده از اصطلاح روانشناسي محيط براي اولين بار توسط برونسويك درسال 1943 اتفاق اقتاد. ليكن دردهه هاي 60 و 70 پژوهش هايي كه به بررسي متقابل محيط و انسان اختصاص داده مي شدند ، به عنوان بررسي هاي تخصصي رشته هاي روانشناسي محيط ، روانشناسي اكولوژيك ويا علوم اكو رفتاري منتشر مي شدند واين آغاز راهي بود براي توسعه روانشناسي محيط ،كه امروزه يكي از گرايش هاي رشته معماري ( مقطع دكتري ) است.

يكي ازمباحث مهم درروانشناسي محيط ، تأثير فضا برانسان وبررفتار وي مي باشد. اين تأثير برآيند تمام تأثيراتي است كه انسان ازعناصر يك فضا وخصوصيات وشرايط آن ازقبيل هندسه ، رنگ ، بافت ، اندازه ، تناسبات و ... مي پذيرد . ليكن تأثير فضا برانسان نيز برحسب محيط هاي مختلف كالبدي ، اجتماعي ،‌ روانشناختي و رفتاري متفاوت است.

از آنجا كه در روانشناسي محيط به آداب ، رسوم ، ارزشها ومعيارهاي اجتماعي وفرهنگي توجه مي شود ،‌دراين مقال به بررسي اجمالي تأثير يك بنا ازديدگاه اجتماعي ودريك محيط اجتماعي ،‌بر انسان مي پردازيم و براي روشن شدن مطلب از مثال هاي عيني بهره مي جوييم.

ادراك يك محيط تنها نتيجه دريافت وتجزيه وتحليل تحريكات ارگان هاي حسي نيست وسه عامل بسيار مهم زير نيز درآن نقش اساسي دارند:

  • وضع روحي انسان درآن لحظه وحال وهواي محيط درزمان ادراك .
  • خلق وخوي شخصي ، كه چيزي است نقش گرفته ازتمامي تجربيات و وقايع گذشته شخص بيننده .
  • عوامل موروثي و زمينه اجتماعي .

در نتيجه تأثير يك محيط برانسان نيز، كه ناشي از ادراك آن است. متأثر از عوامل مذكور است. از اين رو تأثير يك محيط بر افراد مختلف متفاوت است .

تعامل انسان و ساختارهاي معماري كه در غرب ازجهات مختلف مورد توجه قرار گرفته و در دانشگاه هاي اروپا و آمريكا دپارتمان هاي اين گرايش نوپاي رشته معماري به سرعت گسترش يافته اند . اما در ايران اين گرايش تا كنون دپارتمان خاص خود را ندارد اما اساتيد آموزش ديده درخارج كشور برروي موضوعات مربوط به اين گرايش در دانشكده هاي معماري كاركرده و گاهي برخي از دانشجويان رشته معماري درمقطع دكتري برروي موضوعات مذكور به عنوان پايان نامه كار مي نمايند.

يك ساختار معماري به رغم من محصول عمل آگاهانه است كه به طور مجسم دريك بنا بروز كرده است. ساختار معماري علاوه بر اينكه گوياي هنر معماري زمان خويش است . گنجينه اي ازتاريخ وفرهنگ اجتماعي زمان خود نيز مي باشد ، و همين اثر معماري مي تواند بر روان انسان اثر ( مثبت يا منفي ) گذارد.

مثلاَ زماني كه شخصي كاخ گلستان را مي بيند ، به ياد سلسله قاجار وآن دوره تاريخي ايران مي افتد وبسياري از وقايع تاريخي را كه در اين محل و محوطه كاخ رخ داده است را تداعي مي كند وهرفردي با توجه به وضع روحي ، خلق وخوي شخصي ناشي ازتجربيات و وقايع گذشته و عوامل موروثي و زمينه اجتماعي ونيز متناسب با شرايط اقتصادي ، اجتماعي و ... خود مسايلي را به خاطر آورده و تأثيري متأثر از عوامل مذكور مي پذيرد. ازطرف ديگر هنر نقاشي كمال الملك در اين بنا گوياي مقطعي از تاريخ نقاشي ايران است . بناي مجلس شورا در ميدان بهارستان نيز، علاوه برآنكه هنر معماري دوره قاجار را به نمايش مي گذارد. بسياري از خاطرات زمان ساخت و اتفاقات درون خود ( به توپ بستن مجلس ، تجمع مردم درجلوي مجلس درسال هاي 1132 -1130) و.. را به خاطر مي آورد. از طرف ديگر اين بناهاي تاريخي مي توانند بر روي افراد مختلف ، اثرات رواني مختلف باقي گذارد.

هرفضا براستفاده كنندگان اثرات رواني دارد. هرمان ميلر پژوهشي در اين زمينه انجام داه است. برطبق اين پژوهش يك نفر ازچهارنفر ازمحصور بودن در يك اتاق كار ويكنواخت بودن دروديوارآن عصبي شده اند. ميلر نتيجه گيري نموده است كه معماري بنا و به طور خاص يك چهار ديواري مي تواند درروان انسان مؤثر افتد.

ازآنجا كه خانه يكي ازمهمترين فضاهاي مرتبط با انسان است. تأثير فضاهاي خانه برانسان از اهميت بيشتري برخوردار است. درحاليكه نه از جانب ساكنين وبويژه نه ازجانب طراحان توجهي به اين مسأله نمي گردد. چه بسا معماري يك خانه براي فردي كه در‌آن زندگي مي كند. داراي تأثيرات رواني منفي وحتي آزاردهند باشد. اما بطور آگاهانه با آن برخورد شود و درصد تغيير آن بر نيايد. ازاين مهمتر كمتر دربين معماران ما مطرح شده است كه به دليل تحولات صنعتي وفرهنگي و... تغيير نگرش انسان به محيط و از آن جمله ساختارهاي معماري ، طراحي متناسب با شرايط كنوني براي زيستگاه انسان صورت گيرد. اين موضوع به طور خود به خودي در بين خانواده ها وعمدتاً از طرف زنان مطرح است. بطوريكه ايشان درصدد تغييردادن رنگ اتاق ها ،‌ تغييردكوراسيون وتزيينات خانه برمي آيند، چرا كه زنان بيشتر درخانه بوده، ‌متوجه تأثير محيط خانه بر انسان شده اند. ولي چون نمي توانند شاكله اصلي بنا را تغيير دهند. به تغييرات شكلي روي مي آورند. اين هشداري است به معماران ما كه از طراحي هاي بازاري بپرهيزند وبه اين مسأله جدي تر بنگرند. هميشه ازعمر مفيد يك ساختمان صحبت مي شود ، ولي از معماري متناسب با زمان وفرهنگ و شرايط اقتصادي و اجتماعي كمتر صحبت مي گردد. اين بارها شنيده شده كه فلان خانه كلنگي است ،‌ اما نشنيده ايم كه اين طرح معماري عمرش به سر آمده است.

درتحقيقاتي كه دررابطه با قلاع بختياري ( تز فوق ليسانس ) داشتم به مواردي ازتأثير ساختار معماري قلاع بر روي مردم وافرادي كه با اين قلاع در ارتباط بودند. برخورد نمودم و از آنجا كه خود علاقمند به اين رشته بودم ، به بررسي موضوع پرداختم.

هرچند اين قلاع محل سكونت صاحبان قلعه ها بوده ولي درهمين مكان به مسايل بين مالكين و رعايا نيز پرداخته مي شود واز اين نظر برخورد هاي بين ساكنين قلعه و مردم از نوع تعامل اجتماعي نبوده است. بلكه رابطه بين ساكنين قلعه ومردم ازنوع تعامل اجتماعي نبوده است. بلكه رابطه بين ارباب ( خان ) و رعيت بوده است. درتعامل اجتماعي ويا گفتگو هايي كه بين دونفر درمحيط دانشگاه ، يا دركلبه كشاورزان ( كه براي رفع خستگي وصرف غذا در آن جمع مي شوند ) ويا درمسجد يا دادگاه درمي گيرد ،‌فرق وجود دارد. دركشورهايي كه رژيم استبدادي سركارهستند‌‌، مردم از كلانتري وحشت دارند وموقعيكه ازجلوي كلانتري رد مي شوند ناخود آگاه به ياد قيد وبند ها وبگيروببندهاي اجتماعي مي افتند. برخورد خان با رعايايش برخورد يك طرفه بوده است. هرچه خان مي گفته عين حقيقت بوده است ورعيت بايستي بدون اعتراض بپذيرد به اين دليل رعايا از زيبايي هاي معماري قلعه نمي توانسته ، لذت ببرند رعيتي كه پدرش براي ندادن بيگاري ، يا برف روبي نكردن پشت بام قلعه درذغال دان قلعه زنداني شده است ، اكنون با ديدن قلعه نه تنها از زيباييها كه به دست پدرش به منصه ظهور رسيده لذت نمي برد ، بلكه عصبي مي شوند.

رهگذري كه ازجلوي قلعه مي گذرد قلعه به يادش مي آورد كه روزي كه مردم براي اعتراض به خان جلوي قلعه جمع شده بودند ، خان دستورداد چند تن ازمعترضين به زندان ( ذغال دان ) فرستاده شوند. معماري زيباي قلعه براي فردي كه براي بازديد ازقلعه ازشهرهاي ديگر مي آيد ،‌ زيباست . وي با ديدن بعضي ازشاهكارهاي معماري قلعه لذت مي برد و پس ازخارج شدن از بنا با ياد‌آوري زيبايي ها ي آن متبسم و شاد مي شود ، درحاليكه سازندگان واقعي قلاع نسبت به دسترنج خود احساس بيگانگي مي كنند ، چرا كه ساخت قلعه باعث شوكت وجلال بيشتر صاحب قلعه شده ، قدرت ساكنين قلعه را بيشتر نموده است ، درحاليكه سازندگان ضعيف تر شده اند . افراد يك جامعه نيز به يك نسبت از ديدن متأثر نمي شوند ، پسران كدخدا وسركار و مشاورين خان ، از ديدن قلعه احساس بدي ندارند،‌چرا كه بسياري امكاناتي را كه اكنون به دست آورده اند ،‌ از حاتم بخشي خان بوده كه بدان نايل شده اند،‌ بدينوسيله چنين فردي از ديدن قلعه ناراحت نشده بلكه به صاحب قلعه مي بالد كه براي او چنين امكاناتي را ايجاد نموده است و براي از دست دادن ادامه اين امكان افسوس مي خورد. درحاليكه براي بررسي قلعه جونقان به منطقه رفته بودم ،‌ درگفت وگويي كه با اهالي منطقه داشتم ، صحبت از شورش دهقاني سالهاي 34-1333 شمسي به ميان رفت . مردمي كه براي گرفتن 20% ازبهره مالكانه از خان به پا خاسته بودند ،‌خانه هاي اهالي به توپ بسته شد و چون در آن موقع خوانين منطقه درقدرت بودند به قلعه آسيبي نرسيد. طبيعي است كه مردم اين منطقه از ديدن قلعه مفرح نشده بلكه ناراحت مي گردند. دراستان چهارمحال و بختياري حدود 68 قلعه خاني ساخته شده بود ، ولي اكنون قلاع سالم ونيمه سالم از10 قلعه تجاوز نمي كند. علت عمده ازبين رفتن اين قلاع ،‌عدم توجه مردم و بويژه بيگانگي ايشان نسبت به قلاع بوده است. همچنين مصالح ( چوب و درب وپنجره و...‌) بسياري از اين قلاع قبل از تخريب به وسيله صاحبان آنها به فروش مي رسيد ،‌ طبعاً خريداران اين مصالح به تخريب قلاع مي پرداختند . يكي از شاهدين تخريب قلاع مي گويد: « اهالي مي خندند وبا جوك گفتن و مسخره كردن صاحبان قلعه آن را تخريب مي كردند » . مردم با تخريب قلعه ها ،‌ در واقع كار اجباري و تصاحب دسترنج پدرانشان را به ياد مي آورند. آنها به طور تجربي دريافته بودند ،‌ قلاع آنها در اختيار غير قرار گرفته است. حال هم كه فئوداليسم از بالا سقوط كرده است از اين قلاع سهمي عايد آنها نمي شود.

 

 

لطفا مارا در گوگل محبوب کنید