تاریخ عکاسی تبلیغات بخش چهارم - http://adscimag.com/fa
  

تاریخ عکاسی تبلیغات بخش چهارم

تبلیغات و فتومونتاژ و الگوهای تازه ٣٠-١٩١٥

 

 

در دهه ی ١٩٢٠ گونه ای نو در هنر اروپا به وجود آمد که در واقع پاساژی میان عکاسی و گرافیک بود . اما به جهت اینکه برای نخستین بار توسط یک عکاس ارائه گردید آن را فتومونتاژ نامیدند. اگر چه فتومونتاژ پیش از آن نیز به صورت عملی وجود داشت چنانکه در سال های ١٨٥٠ برای رفع خطا های تکنیکی و یا گسترش دامنه ی فرضی نور پذیری نگاتیو – استفاده از چند نگاتیو در یک تصویر مثلا برای نشان دادن منظره ی بیرون پنجره - از آن استفاده می شد. اما کاربرد معنا گرایانه ی آن بسیار نوظهور بود. اینکه با در کنار هم قرار گرفتن چند تصویر هویت اولیه ی تصاویر دگرگون شده و محصولی تازه بدست آید .

دادایست هايی چون رائول هاسمن ، جورج گروز و هانا هوش از فتومونتاژ - با تکنیک بریدن و چسباندن - به عنوان ابزاری برای بیان « ضد هنری» و انقلابی خود استفاده کردند.

پتر طاسک در « عکاسی در قرن بیستم » می نویسد : رائول هاسمن هنگامی که تعطیلات خود را در اوزدوم

می گذراند اولین بار از تابلوی ساده ای الهام گرفت. در این تابلو عکس های پسران مدیره ی مهمانخانه که در لباس نظام بودند با چند سمبل دولتی ترکیب شده بود.

این برخورد ساده باعث زایش فتو مونتاژ به عنوان یک فرم هنری در پائیز سال ١٩١٨ شد . و نیز نام پدر       فتو مونتاژ را برای هاسمن به ارمغان آورد.

اکپرسیونیست ها نیز از این فرم تازه استقبال کردند. عکاسان اکسپرسیونیست که پیش از آن در جسنجوی           « شی یافته» - سوژه ی موجود با صورت بندی فرا واقعی – خیابان ها و ویترین ها را جستجو می کردند. مجالی یافتند تا ایده ی خود را آزادانه و بدون هیچ محدودیت به تصویر بکشند.

در دو دهه ی٣٠-١٩٢٠ در اتحاد جماهیر شوروی جنبشی تازه بروز کرد که کم کم در اثر التقاط با آرمان های نظریه پردازان ادبی روسیه فرمالیسم نام گرفت. این جنبش که اروپای غربی را نیز، تحت تاثیر قرار داد. راهی در تبلیغات هم عصر خود گشود.

فرمالیست ها که پایه های اندیشه شان در سال های ١٩١٥ شکل گرفته بود با وقوع انقلاب ضد تزاری رشد یافتند و با آغاز سلطه ی سوسیالیسم مجالی برای نفوذ به حوزه های ادبیات و هنر بدست آوردند.

آنان با آرمان برتری فرم بر محتوا شکل خارجی اثر را به عنوان غایتی یکه در نظر گرفتند که بر همه چیز حتی مولف آن ارجعییت دارد. در این میان با ورود این نوع نگرش به محدوده ی هنر های تجسمی کانستراکتیویست ها پدید آمدند عکاسی نیز از این قاعده مستثنا نماند و فتومونتاژ را به خدمت خود در آوردند. نوعی خاص از فتومونتاژ که از سویی وام دار اندیشه ی کانسترکتیویست های روس بود و از سویی دیگر زاده ی فقر امکانات در دوران کومونیستی . عکاسان با بهره گیری از عکس های خود و گاه از تصاویر پراکنده ، وبا بریدن و چسباندن آنها به تصاویر تازه ای دست می یافتند. که در نوع خود بی بدیل بود. در این میان هنرمندان بزرگی چون الکساندر میخاییلوویچ رودچنکو که می توان گفت صاحب نام ترین هنر مند کانسترکتیویست عصر خود بود، این گونه ی تازه را به هنر جهان ارائه کردند. رودچنکو مجموعه های بیشماری از آثار فوتومونتاژ ساخت که همچنان از آثار برجسته ی تاریخ هنر محسوب می شوند.

هر چند آثار هنر مندان روسی چون رودچنکو بسیار وامدار اندیشه های سوسیالیستی حاکم بر میهن مادریشان بود. وبا آنکه وی برای دستیابی به اهدا ف انقلاب بسیار تلاش نمود . وظیفه ی خود را به تبلیغات انقلابی محدود نکرد و همواره تلاش خود را برای دست یابی به ارزش های هنری غنی تر پی می گرفت . تا جایی که درسال ١٩٢٠ می نویسد : « این که ما تنها یک عکاس ، چاپچی ، طراح پارچه ، طراح ویترین و گرافیست روزنامه هستیم . دلیل خوبی بر عدم پایبندی به هنر ناب نیست . »

آنان تبلیغات تصویری را سلاح خوبی برای کمک به تحولات اجتماعی یافتند و از این وسیله به شیوه های مختلف استفاده کردند .

ولادیمیر ولادیمیروویچ مایاکوفسکی – شاعر و هنر مند برجسته ی روس – در سال ١٩٢٣ می نویسد :« در هر پیروزی نظامی یا در هر موقعیت اقتصادی نه دهم کار به مهارت و قدرت تحریک ما بستگی دارد. تبلیغات نیز نوعی تحریک صنعتی و تجاری است. »

جان هارتفیلد با نام واقعی هلموت هرز فلد –مدیر هنری بنگاه انتشاراتی مارلیک برلین- با آگاهی از توان تحریک اجتماعی فوتومونتاژ، وی در ١٩٢٩ کار مونتاژ تصاویری اجتماعی را در مجله ی دست چپی اِی.آی.زی – روزنامه ی مصور کارگران- آغاز کرد.و تا سال ١٩٣٨ طراحی ٢٣٨ فوتومونتاژ را برای این هفته نامه به انجام رسانید.

سرانجام در سال ١٩٣٣ حمله ی نیروهای امنیتی آلمان به خانه ی هارتفیلد، سبب شد وی به پراگ بگریزد و پس از آن به انگلستان . آثار هارتفیلد بارها به خاطر طنز تلخ و نیشدارشان توقیف و سوزانده شدند.

وی از ابزار تبلیغات به عنوان بستری برای بیان هنری اش استفاده نمود. تا جایی اعتقادش را به این ابزار بیانی خاص اینگونه اعلام می کند:« هنرمند از اهمیت برخوردار نیست،بلکه تاجری مهم است که در بازار و صحنه ی نبرد افسار همه چیز را در دست دارد.»

پس از هارتفیلد هنرمندانی چون جی.جی. بالارد- رمان نویس- لیندا بنگلیس و روبرت موریس – مجسمه ساز –

راسموسن – عکاس – سنت وی را ادامه دادند. با رشد روز افزون اندیشه های کاربردی در هنر و تبلیغات، مدارس هنری نیز به اشاعه ی این گرایشات تازه پرداختند، که در این میان نباید نقش مدرسه ی باهاوس را از یاد برد.

باهاوس واژه ای آلمانی به معنای ساختمان است. و نیز نام یک مدرسه ی طراحی و معماری آلمانی ، که والتر گروپیوس آن را به سال ١٩١٩ در وایمار بنیان نهاد. معلمان باهاوس با یکی دانستن بنیان های زیبایی شناسی و مهارت های عملی دست به تعالیم تازه ای زدند که که رشته ها و تعاریف جدیدی را در عالم هنر گشود ( مثل طراحی صنعتی ، طراحی داخلی و ... ) .

اهالی باهاوس نیز که در تبلیغات سرسختانه کاربرد فتومونتاژ را توصیه می کردند. با همکاری هنرمندان هلندی و روس بنیان تازه ای را در عکاسی تبلیغات معرفی کردند که تا امروز بر قرار است.

لازلوموهولی ناگی – هنرمند عکاس – نخستین کسی بود که تعریف و چارچوبی مشخص برای فتومونتاژ ارائه داد. هر چند ناگی آثار خود را فتومونتاژ نمی نامید . اما آثار وی از جهت غالب کاملا فتومونتاژ بودند.

او واژه ای تازه را برای آثارش ابداع کرد - فتولاستیکس – که به اعتقاد وی تمرکز بر مفهوم و صراحت آنها، وجه تفاوتشان با آثار هنرمندان دادائیست بود.

تقریبا تا نیمه ی دوم دهه ی ١٩٢٠ فتومونتاژ تبدیل به تکنیک گریز ناذیر در تمام آثار تبلیغاتی شده بود. تلا جایی که هنرمندان واقع گرای آن سال ها نیز مجاب شده بودند تا در سفارشات تبلیغاتی شان از این تکنیک استفاده کنند.

استنلی برادی منتقد تبلیغات امریکایی در سال ١٩٣١ در تحسین این تکنیک می نویسد : « مونتاژ عکس تکنیک نوعی دوران ماست. مونتاژ تکنیکی مدرن است و روح حرکت را در سال ١٩٣١ – که ما نه تنها با اتومبیل که با هواپیما به سوی مقصدهایمان در حال حرکت هستیم – به خوبی نشان می دهد، اینکه ما سریع غذا می خوریم، سریع کار می کنیم و تلاش می کنیم از پیشگامان دورانمان عقب نمانیم. تمدن سریغ السیر امروز می تواند به فتومونتاژ نیم نگاهی در حال حرکت بیندازد و متوجه قضایا شود . »

 

 

لطفا مارا در گوگل محبوب کنید