تبلیغات

هیچ محدودیتی برای تبلیغ کردن در فن بازاریابی نیست و حتی این دو رابطه تنگاتنگ و نقش حیاتی در مرکز تجاری دارند که در واقع برای رسیدن به اهداف بالا طراحی شده اند.

تبلیغات روش بزرگ فروش می باشد . روش پرکیفیت نشان دادن اجناس در هزینه های کم، که شامل تشخیص بین تبلیغات و فن بازاریابی می باشد:

                 فن بازاریابی                                                                   تبلیغات

1- خصوصی دارای محتوای خاص در فروش                 1- مهمترین عنصر فروش رفتن هیچ رابطه ای با فن بازاریابی ندارد

       ( فروشنده و مصرف کننده)                                               ( تولید کننده و مصرف کننده)                                                                                      

2- تمرکز در روشهای جداگانه مخصوص                      2- با مردم در حرف کار دارد

3-جایی شروع می شود که تبلیغات تمام می شد و         3- صحنه ای است که بازیگرها ( فروشنده ها) محصولات خود را دلیل بر دست آوردهای فروشنده دارد                         نمایش می گزارند.                                                                                  

4- هنر صحبت کردن را توسعه می دهد                     4- هنرپیشه وری، عکاسی ، موسیقی ، ... را تشویق می کند

5- هزینه دار                                                    5- کم هزینه تر

6- قابل انعطاف                                                 6- قابل انعطاف

7- خلق فروشنده های جداگانه                               7- خرید را در عرف، جالب تر می نماید .

به هر حال هر دوی این ها دوقلوهای یک خانواده هستند . هر دو در بدست آوردن هدفهای بالاتر می باشند.

حتی بعضی ها معتقدند که تبلیغات پرینت شده فن بازاریابی می باشد.

این دو از شخصیت های فروش متفاوتی برخوردارند . تبلیغات معرف کسی نیست . فروش فعالیت بازار خود را ارائه می کند. با تائید پذیری بالا چون حق بیمه نمونه گرفتن آزادی بالا ، نمایش گذاشتن و خیلی فعالیتهای ریز دیگر در خلاصه

 

ارتقاء فروش                                                           تبلیغات

1- توسعه دادن طرح مورد نظر تا انگیزه توسعه دادن مصرف کننده های مورد علاقه اش در حین تولید

2- زمان اندکی است برای رسیدن به رشد               ترم های بلند و کوتاهی برای خلق کردن بهترین تصویر از شرکت هست

3- معمولا برای بدست آوردن بازار خاصی

ظاهر می شد .                                             ظاهر می شود وترمهای بلند و نقش بسزائی در طبیعت دارد.

نقشش را در خلاصه مذاکرات بازی می کند.             نقشش را در بیان مذاکرات پیشرفته بازی می کند.

 

فروش خصوصی و بقیه روشهای ارتقاء ساپورت کردن از روش تبلیغات می باشد. منظور از ترمهای طولانی تر تبلیغات گسترده تر کردن ، جلب کردن ، رسیدن به هدفهای شرکت های بالاتر

1- انجام دادن کلی کار فروش ( چون درخواستهای پیشنهاد شده بازار)

2- توسعه دادن تولیدات جدید ( برانگیختن انگیزه های هشیارانه در میان خریدارها )

3- اجبار کردن واسطه گرها برای بدست گرفتن خط تولید

4- برانگیختن بهترین انگیزه ها ( با بوجود آوردن این انگیزه، کار برای سوبسید رساندن به دلال ها ( واسطه گرها )         مشکل می شود)

5- به مصرف کننده پیشنهاد می کند که از این تولیدات خریداری کند.

6- راه و روش معمول خرید را عوض می کند.( تغییر در هزینه ها ، بهبود بخشی در تولیدات و ...)

7- فراهم آوردن رابطه های نزدیک ( ... به عنوان مثال، اجتماع بهانه ها را می پذیرد)

8- در نظر گرفتن جنگ و بی طرف قرار دادن تبلیغات

9- بهبود بخشیدن و حس کنار آمدن و خرید مردم ( با نشان دادن این که شرکتی در حال ارتقاء سهم خویش می باشد)

10- آشنا ساختن خریدارها با جدیدترین استفاده از تولیدات ( گسترده کردن روند زندگی تولید ) .

در مجموع انگیزه ابتدایی تبلیغات، بالا بردن فروش و دنبال کردن آن می باشد. خلاصهً این مجموع شامل موارد زیر می باشد:

 

1- بالا بردن گرایش مصرف کننده به خرید

2- پیش بردن روشهای حرفه ای یا نه برای فروش

3- درها را برای فروشنده ها باز می کند.

4- خلق کردن هشیاری و جذابیتهای تولیدات در خاطر مشتری ها

5- بالا بردن فروش در هر فصلی

6- تصویر زیبا از تجارت را نشان می دهد.

7- ارتقاء تولیدات و سرویس های جدید

8- حفظ وفاداری یک برند

9- کنار آمدن با هزینه ها

10- آشنا ساختن با سود مصرف تولیدات

11- کنار زدن تصور غلط که توسط رقبا به وجود می آید

12- توصیف همکاری و مساعدت های پیشنهاد شده توسط برخی شرکتها

13- ارتقاء پیشنهادهای خاص

14- فرم دادن به تواناییهای تولید

15- بالا بردن سهام بازارها

16- حفظ کردن رابطه ای بهتر با تجار

17- وارد شدن به بازارهای جدید

18- بخاطر سپردن تولیدات در مصرف کننده ها

19- کشمکش و جنگ و چشم و هم چشمی بین رقبا در تبلیغات

20- ایجاد کردن روشهایی برای بازگویی و قابلیتهایی برای خدمات و تولیدات

21- گسترده کردن و بالا بردن مصرف گرایی

22- برای امنیت دادن به رهبری در هر رشته

23- ارتقاء دادن هزینه های معقولانه تر

24- کاهش دادن فروش های خصوصی

25- متقاعد ساختن مردم برای دیدن راه های جدید زندگی

26- پیشنهاد به بهینه سازی برای خرید

27- بهبودی منطقی بین خریدار و فروشنده

28- آگاهی سازی عموم و پذیرفتن انگیزه ای برتر

29- رساندن مردم به فروش قابل دسترس

30 – متقاعد کردن عموم در ارتباط با تغییر در هزینه ها

31- شکل دهی به پایداری و بقاء و پابرجا نگه داشتن شرکت های تجاری

32- افزایش درصدی سود

33- آموزش به خریدارانی که آموزش و دوره ندیده اند

34- بیان کردن دلائل داد و ستد

35- بازیابی فروش از دست رفته

36- اخطار کردن به اشخاص و مکان ها (انبارها) و شرکتهایی که کالای خاصی را انبار می کنند.

( جهت فروش در وقت و موقع مناسب )

37- دعوت به استعلام و تحقیق و جستجو کردن

38- اخطار به شرکت ها و اشخاصی که قصد توسعه دادن و ایجاد وخلق پکیج های جدید و تازه را دارند

39- درست کردن پیشنهادی بزرگ و خاص

40- جلب کردن نظر سرمایه گذاران و جذب و مجذوب ساختن آنها

 

اهمیت ارتقاء

مهمترین هدف از ارتقاء، تغییر جهت و شکل خواسته ها می باشد. خلق خواسته های یک نفر بهانه خرید می باشد. ولی ارتقاء قابل توجیه برای خلق خواسته ها می باشد. ترقی وسیله ای برای توجیه، اطلاعات و تاثیر می باشد که جدا از اینها نمی باشد.

" آگاه ساختن یعنی متقاعد کردن." اگر کسی قانع شود اون کاملا و بدون شکل فرم گرفته شده است.

ارتقاء دادن در واقع نوعی فعالیت خاص و مهم مقایسه کردن است ، افزایش تعداد و گرایش مصرف کننده ها می باشد که مشکلات ارتباطی مراکز تجاری را کم می کند.

در این میان تعداد زیادی واسطه گرها وجود دارند، کسانی که خود با فروش اجناس خویش صحنه را از بین تولید کننده ها و آخرین مصرف کننده ها خارج می کنند . در واقع دلال ها با مصرف کننده ها در خصوص با تولید ارتباط دارند. بنابراین ارتقاء یافتن مهمترین طرح ارتباطی با مراکز تجاری می باشد (است).

امروزه مصرف کننده ها توجه بیشتری به خواسته های معقولانه می کنند تا احتیاجشان . دید خود را به انتخاب های بهتر گشوده اند.

اقتصاددانان بر این باور بودند که فروش، یک مشکل و به هر صورت ارتقاء و پیشرفت مهمترین بحث و معیار زندگی استاندارد و ایده آل می باشد.

 

اهداف فعالیت های ترویجی:

هیستی و ویل به دنبال اهداف ترویجی هستند.

اهداف تقاضا: عقیده آنها بر این باور می باشد که ارتقاء تاثیر پذیر ، تشویق کننده، مهم و خلاقیت هایی برای تولید به وجود می آورد و تعداد شمارش فعالیت ها نیز می بایست گرفته شود.

اهداف ارتباط: در واقع هدفی برای خلق آگاهی ها، می باشد با بالا بردن اطلاعات مصرف کننده ها و تجار آینده تولید بهتری را فراهم می کند. جایی که تولید کننده ها انگیزه بیشتری داشته باشند و از ویژگی ممتازی برخوردار می شوند.

اهداف مشخص ( اهداف اجرایی ) : در واقع در حال دادن اطلاعات خاصی درباره تولید و تاثیرات و نتیجه گیریهای خاص می باشند.

 

 

 

لطفا مارا در گوگل محبوب کنید