نامه‌اي براي استادم كه هرگز در كلاسش نبوده‌ام!

يكتا اصغرزاده

 

استاد مميز سلام!

اگر جوياي حال ما باشيد حالمان مانند خط خطي هاي قبل از طراحي خراب است و نيكو نخواهد شد مگر آنكه قوي و محكم ادامه دهد. ادامه دهد تا به ايستايي و تعادل برسد. راستي چرا ناراحتيم؟ دغدغه‌مان چيست؟ تو كه خوب حركت كردي، زندگي كردي و شعر گرافيك سرودي. نكند قرار است حركتت را به ابتذال بكشانيم؟ نه گمان نمي‌كنم. يعني نبايد گمان كنم. ولي به هر حال حالمان خراب است. حالمان مانند خط خطي هاي قبل از طراحي خراب است و به هيچ صراطي هم مستقيم نيست. حالا ديگر بايد به اتودهاي قديمي هم تسليت گفت. به رنگهاي خشك شده. به كاغذهاي گلاسه مرغوب و نامرغوب. به خطكش‌هاي دندانه دندانه شده. به راپيدهاي زنگ زده و كاغذهاي پوستي كيلويي. حالا بايد به ذهنمان تسليت بگوييم. ذهني كه كتابهاي تو به آن تصوير داد. داده‌هاي تو در آن اثر خلق كرد و چقدر خوشحالم كه تجليل از تو را ديدم. چقدر خوشحالم كه شكست ابهتت را نديدم و تو همچنان اسطوره گرافيك نوين ايران باقي خواهي ماند. امشب مراسمي در اتاقم مي‌گيرم. با اتودهاي قديمي و رنگهاي خشك شده. و جاي تو خاليست. جاي تو كه هرگز در كلاست نبوده‌ام.

لطفا مارا در گوگل محبوب کنید